
خرید تلفنی کتاب
66496923
88490392
09360355401
ارسال رایگان/ سراسر ایران
توضیحات بیشتر در اینجا
پخش ققنوس
فروشگاه اینترنتی شهرکتاب
فروشگاه جیحون
خانهی کتاب
آدینهبوک
بوکسایت
برگهدان
کتاب فردا
آی کتاب
علامه مشهد
تازههای نشر آموت
نشستهای نقد آموت
سیداحمد نادمی (ماهنامه داستان): کشور «پاپوآ گینه ی نو»، پس از استرالیا، بزرگترین کشور قاره ی اقیانوسیه محسوب می شود. «بوگینویل» یکی از ایالت های این سرزمین است که غنی ترین معادن مس را در خود دارد. این ایالت از زمان استقلال گینه ی نو در 1975 همواره دم از جدایی زده است و ارتش انقلابی بوگینویل ( که اسمی واحد برای گروه های متشتتی است که در جزایر بوگینویل پراکنده اند) هر از گاهی شورشی به پا می کند و جنگی به راه می اندازد و نتیجه ای هم نمی گیرد. در 1990 حاکمیت پاپوآ گینه ی نو، جزایر بگینویل را به محاصره ی دریایی در می آورد که کار را یکسره کند. قربانی این حصر، البته دهکده نشینان این جزایرند که بین ارتشی که از بندر مورسبی ( پایتخت گینه ی نو) می آید ( و اهالی آنان را سرخپوست می خوانند) و شورشیانی که اغلب جوانانی هستند ناآزموده ی جنگ ( که خودشان را «رمبو» می نامند) گرفتارند. سفیدپوستان و آن هایی که می توانند، جزیره را ترک می کنند. منابع دارویی به تدریج تمام می شود. مراکز آموزشی و کلیساها تعطیل می شوند و ... این وضعیت، زمینه ی تاریخی/ جغرافیایی رمان «آقای پیپ» نوشته ی «لوید جونز» است. «ماتیلدا»، راوی داستان، که پژوهشگری ادبی است از سیزده سالگی اش می گوید که در این جزایر گذرانده. پدر ماتیلدا برای کار به «تاونزویل» رفته و او و مادرش را تنها گذاشته بود. تنها سفیدپوستی که در دهکده مانده بود مردی بود به نام آقای «واتس» که با همسر بومی اش در خانه ی کشیش زندگی گوشه گیرانه ای داشت.Labels: farideh-ashrafi