«تمشک‌هاي نارس» مجوز گرفت
آسيه جوادي (ناستين) كه به زودي مجموعه داستان «رک و پوست كنده» او به چاپ مي‌رسد، «تمشک‌هاي نارس» را نيز به زودي راهي قفسه كتابفروشي‌ها مي‌كند.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «تمشك‌هاي نارس»، نخستین مجموعه داستان اين نويسنده از سري قصه‌هاي كوتاه اوست كه به زودي از سوي نشر «آموت» به چاپ خواهد رسيد. وي دو كتاب ديگر از اين مجموعه را نيز آماده انتشار دارد.
ناستين درباره اين كتاب گفت: در اين مجموعه سه گروه قصه وجود دارد كه يک گروه آن‌ها داستان‌هايي تخيلي‌اند و يک دسته داستان‌هايي تخيلي-واقعي و دسته سوم را داستان‌هايي رئال تشكيل مي‌دهند.
مجموعه داستان «رک و پوست كنده» يا «داستان ما زنان» جوادي از سوي نشر آموت به چاپ مي‌رسد.
وي همچنين چند اثر داستاني در حوزه ادبيات معاصر ايران را آماده انتشار دارد.
از ناستين همچنين اثري پژوهشي در حوزه معماري ايراني در انتشارات بهنگار مراحل انتشار را سپري مي‌كند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پرفروش​ترین کتاب​های هفته اول آذر 90
خبرآنلاین: لیست پرفروش​ترین کتاب​های هفته اول آذرماه منتشر شد تا باردیگر کتاب​های آموزشی در حوزه​های روانشناسی و رژیم​های لاغری در کنار یک اثر ادبی و خواندنی از سیدمهدی شجاعی در صدر سفارش​ها و خریدهای مردمی قرار بگیرد.
به گزارش خبرآنلاین، فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های هفته گذشته (28 آبان تا 3آذر) منتشر شد. «برای آگاهی بیشتر از کتاب های معرفی شده در این گزارش، لطفا روی نام آثار کلیک کنید.»
بنابراین گزارش، کتاب «فوت و فن‌های عشق ورزیدن» که انتشارات البرز آن را منتشر کرده نیز در هفته گذشته در رده اول لیست پرفروش‌های سامانه اشتراک کتاب و محصولات فرهنگی قرار گرفت. این کتاب آموزشی با ارائه نکاتی کلیدی به ما می آموزد که در زندگی هرگز نباید دلسرد شویم و شامل دو بخش اصلی است که در آن راهکارهای بسیاری برای راهنمایی در زندگی و توفیق در فعالیت های آن ارائه شده است.
کتاب خواندنی سید مهدی شجاعی؛ «سقای آب و ادب» روایتی جذاب از تولد و حیات و شهادت سردار و سقای بی مثال کربلا، حضرت عباس بن علی(ع) نیز با توجه به نزدیک شدن ایام سوگواری حضرت سیدالشهداء(ع) در رده دوم پرفروش​های هفته گذشته قرار گرفته است.
بنابراین گزارش، کتاب «زن، غذا و خدا» نوشته جِنین راس با ترجمه آراز ایلخچویی هم در رتبه بعدی پرفروش​ها قرار گرفته است. کتابی آموزشی که به گفته نویسنده بر عکسِ رژیم‌درمانی است؛ هر چیزی را که بدن‌تان می‌خواهد، بخورید، طبیعت انسان طوری است که به طور غریزی نیازهای غذایی‌اش را نشان می‌دهد. گرچه ایده‌ اصلی ساده‌انگارانه به نظر می‌آید؛ ولی آمار، دلایل علمی، تجربیات نویسنده و گروهش آن را ثابت می‌کند و راهکارهایی ساده ولی مؤثر پیش روی مخاطب می‌گذارد.»

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
«از زبان بزرگان» منتشر شد
كتاب «از زبان بزرگان» (سخنان کوتاه از مردان بزرگ) با گردآوري محسن تيموري منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «از زبان بزرگان» نام كتابي است دربرگيرنده جملات قصار ادبي از بزرگان ادبيات، ‌فرهنگ و هنر كه به زباني ساده بيان شده‌اند.
اين كتاب جملات قصاري است با محوريت انديشه‌ورزي، اميدواري و پرهيز از قضاوت و تأكيد بر صداقت كه از زبان بزرگان ادبي و فرهنگي دنيا جمع‌آوري شده است؛ سخنان بزرگاني چون مولوي، تولستوي، بوعلي‌ سينا، جبران خليل جبران، فردوسي، علي شريعتي و بزرگان ديني مانند پيامبر اكرم (ص)،‌ حضرت علي (ع) و ديگر بزرگان مذهبي. همچنين شرح كوتاهي از زندگي و فعاليت‌هاي اين بزرگان در هر صفحه درج شده است.
در سخنان بزرگان ادب، عرفان، هنر و علم ما گنجينه‌هاي پنهاني نهفته است كه اغلب اوقات بدون اعتنا از كنار آن‌ها مي‌گذريم؛ در حالي كه در دنياي ماشيني امروز، انسان‌ها به اين سخنان و گفتارهاي پندآموز نيازمندند و با فهم آن‌ها ممكن است جهت زندگي‌شان تغيير كند. و در دنياي ماشيني امروز، اميد، مثبت‌انديشي و پرورش انديشه‌هايي كه منجر به آسايش خاطر است، تا چه حد مي‌تواند انسان‌ها را از پرتگاه‌هاي يأس و نااميدي برهاند؟»
کتاب «از زبان بزرگان» با نام فرعي «سخنان كوتاه از مردان بزرگ» در 288 صفحه با قيمت 7000 تومان به وسيله نشر آموت منتشر شده است.
اين انتشارات پيش‌تر، کتاب «کليد اسرار زندگي» را از محسن تيموري منتشر کرده بود.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
انتشار رمان جدید نویسنده‌ي «رُز گمشده»‌
«وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» نوشته‌ي سِردار اُزکان با ترجمه‌ي بهروز ديجوريان منتشر شد.

به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «سردار ازکان» در حال حاضر پس از ياشار کمال و اورهان پاموک، معروف‌ترين نويسنده معاصر ترک به شمار مي‌رود که رمان‌هايش به بيش از 45 زبان ترجمه شده است.

«وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» دومين رمان سردار ازکان است. اولين رمانش به نام «رز گمشده» نه تنها در ترکيه پرفروش‌ترين کتاب سال بود؛ بلکه با ترجمه شدن به 43 زبان، مورد توجه ميليون‌ها خواننده در بيش از 50 کشور جهان قرار گرفت. منتقدان کتاب «رز گمشده» را با کتاب‌هاي «کيمياگر» پائولو کوئليو و «شازده کوچولو» اگزوپري مقايسه کردند.

منتقد روزنامه استار ترکيه درباره کتاب جديد ازکان مي‌نويسد: «دومين کتابش «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» را با آرامشي در قلب و تبسمي بر لب خواندم. سردار ازکان نويسنده بسيار مهمي است. رمان، داستان ظريف و سحرآميزي درباره معجزه‌هاي زندگي است. شخصيت داستان، دل‌شکسته‌اي است که با دوستي خاص با يک دلفين، چراغ‌هاي زندگي را روشن مي‌کند. براي نجات از کسالت زندگي روزمره و تمام چيزهاي بي‌ارزشي که روح‌تان را آزرده است، اين کتاب را بخوانيد.»»

رمان «وقتي چراغ‌هاي زندگي روشن مي‌شوند» در 204 صفحه و با قيمت 5000 تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

همچنين چاپ سوم رمان «رز گمشده» نوشته سردار ازکان از سوي نشر يادشده روانه بازار کتاب شده‌ است.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
قدم‌بخير مادربزرگ من بود- اژدهاكشان- عروس بيد
nadiasun: مجموعه داستانهاي سه گانه آقاي عليخاني ما را همراه خود به گذشته مي برد. گذشته اي كه ريشه ماست. بنيان و اساس فرهنگ كه مي توان هنوز در آداب و رسوم روستائيان مشاهده كرد.

از ويژه گي هاي مثبت داستانها زبان و نوع روايت آنهاست كه با ايجاز كامل فضايي خيالي و شگفت انگيز خلق كرده كه ريشه در واقعيت دارد.واقعيتي كه نشأت گرفته از سنت‚ اعتقادات و باورهاي عمومي و بومي ماست.فرهنگي كه نسل به نسل و سينه به سينه به امروز رسيده است.

جداي از ساختار و فرم عالي داستانها‚ نوع مناسبات بين شخصيت ها و ارتباط آنها با فضاي پيرامون باورپذير و نوع روايت آها فوق العادست.

قصه ها بسيار زيبا و جذابند و با اينكه هركدام از داستانها بصورت مستقل بيان شده اند ولي انسجام ‚ يكدستي و پيوستگي آنها را مي توان به خوبي مشاهده كرد.

قصه هاي منطقه الموت و مشابهت آنها با مناطق ديگر ايران نشان از نزديك بودن باورها و تشابه فرهنگ مردم ايران است.

ايده ها و موضوع هاي مطرح شده خصوصا در مورد عشق فوق العاده اند و لذت خواندن آنها تا مدت ها در ذهن خواننده باقي مي ماند.

مكتوب شدن و روايت اين داستانها با زحمت و پژوهش فراوان آقاي عليخاني باعث حفظ بخشي از فرهنگ عمومي گذشته ماست كه جاي بسي تقدير دارد.فرهنگ و باورهاي كه امروزه بسياري از آنها كمرنگ و رو به فراموشي ست.

در مجموعه اول " قدم به خير مادربزرگ من بود" با فضاي كلي منطقه ‚ نوع زندگي و روابط بين روستائيان آشنا شده و پي به دلمشغولي هاي آنها مي بريم.مهاجرت جوان ها به شهر و ماندن سالمندان در روستا و ارتباط بين اين دو نسل يكي از لايه هاي مختلف داستانهاست.

از پارسال كه مجموعه داستان " مرگ در مي زند" وودي آلن را خوانده بودم تا امسال هيچكدام از مجموعه داستانهاي كوتاهي كه خوانده بودم مثل اين سه گانه آقاي عليخاني برايم لذت بخش نبود.هنوز طعم فوق العاده خوشمزه اين داستانها زير زبانم است.

فقط مي توان بگويم همه داستانها در حد اعلاء هستند.لذت خواندن اين مجموعه داستانها را از دست ندهيد خصوصا مجموعه دوم " اژدها كشان" .داستانهايي روياگونه و خيال انگيز .


مجموعه داستان: قدم بخير مادربزرگ من بود
نويسنده: يوسف عليخاني
ناشر: نشر آموت
چاپ سوم 1388
112 صفحه
نامزد كتاب سال

اين مجموعه داستان شامل دوازده داستان كوتاه است كه همه آنها عالي هستند .من از داستان رعنا و آن كه دست تكان مي داد٬ زن نبود خيلي خوشم آمد.

صداي آب رودخانه بود كه از ويداربن مي آمد و از پايين اشكست مي رفت. ديگر بيدها آن جا سبز نبودند. پرسيد: " مي خواهي قصه ي ما پرماجرا باشد؟ " " ص43 "

مگر چند نفر توي عمر آدم ممكن است بيايند و جا بگيرند توي زندگي آدم.خودش بهتر از همه مي دانست كه توي ميلك از قديم دلش پيش كي بود." ص61 "

دامنش را باز كرده بود و پونه مي چيد.سرچشمه پونه هايش كم نبود. بوي شنگ هم آمد. داشت مي چيد كه چشمش به تخته سنگ هاي سياه كوه افتاد. قدم برداشت. زير تخته سنگ ها فقط شنگ نبود٬ ترشي تره هم بود كه دامنش را پر مي كرد." ص76 "


مجموعه داستان: اژدها كشان
نويسنده: يوسف عليخاني
ناشر:نشر آموت
چاپ چهارم 1388
176 صفحه
برنده جايزه جلال آل احمد
نامزد جايزه هوشنگ گلشيري

اين مجموعه شامل پانزده داستان كوتاه است.همه داستانها عالي اند.من از داستان " قشقابل"٬ " نسترنه"٬ "ديولنگه و كوكبه" و اوشانان خيلي خوشم اومد.

هروقت ياد اشقابل مي افتم بغض در گلويم گير مي كند.

رنگين كمان پاداش كساني است كه به آن ايمان دارند و از صميم قلب براي رسيدن به آرزو و خواسته خود تلاش مي كنند و از پستي بلندي هاي راه نمي هراسند. نسترنه براي رسيدن به آرزوي خود به حركت درآمد و زير شلاق باران سختي هاي راه را با جان دل خريد و به سمت هدف خود شتافت.

نشستن و در حسرت آرزو ماندن را بايد كنار گذاشت وبراي رسيدن بايد فعل خواستن را با تمام وجود صرف كرد.

به قول سعدی: به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

داستان قشقابل ونسترنه فوق العاده اند.

اون وقتي كه جوان بودي٬ ترك بكردي٬ حالا سرپيري٬ دوباره شروع بكردي؟ " ص13 "

اين نذري كربلايي قشنگه. " ص15 "

از سيانطق جماعت ترس بدارم.

از توي طويله صدايش مي آمد: " هر چيز كوچكي را چشم بزنن."

......" اسپند٬ اسپندي دانه.صد و بيست و سه دانه.هركي لب بزي٬ گب بزي٬ چشم بزي٬ الهي چشمش بتركه." " ص20 "

اين قشقابل ننه ام نبود؟ " ص22 "

ميلك ساكت بود و بزها آمده بودند روي پيش بام و دور كبل رجب جمع شده بودند.سكين رفته بود و خودش را به روانداز گل منگلي مي ماليد. گل پيش بام٬ خيس مي شد. توي ظل آفتاب٬ باران فقط روي خانه٬ بزها٬ زن و پسر كبل رجب مي باريد. " ص22 "

خدا دانه و اعمال بندگانش." ص26"

ميلكي ها مي گويند" هركي بتانه وقت كمان بستن آله منگ٬ از زيرش رد بشه٬ به نرسيده هاش مي رسه." " ص26 "

خيلي سال نبود كه فكر مي كرد يك روزي با جواني كه نمي دانست كي هست٬ دست بچه هايش را خواهد گرفت و تنها خانه پايين محله شلوغ مي شود٬ اما نه مردي قسمتش شده بود و نه پدر و مادرش مانده بودند. " ص26 "

گفتند اوشانان ٬ خودشان را به او نشان داده بودند:

خدا نكنه اوشانان به آدم رو بدن." ص27 "

روسري سفيدش مثل زن هاي چند شكم زاييده بود.رغبت نمي كرد روسري رنگي سر كند. مي ترسيد بگويند:

- رنگي دستمال سر بكنه٬ قرقميش بيايه٬ بيفته بغل مردانه جماعت." ص 28 "

سر به آسمان گرفت تا خنكي باران را بيشتر احساس كند.باران روسري اش را چسبانده بود به موهايش. چند دسته مو از زير روسري بيرون مانده و روي پيشاني اش را خط انداخته بود." ص28 "

باران كه تمام مي شد٬ آله ملنگ از آنجا٬ كمان مي بست و هفت رنگش را مثال النگو٬ نشان ميلكي ها مي داد. نصف النگو توي كوه بود و نصف رنگي اش به ديدار مي آمد. " ص30 "

خدا ره صدهزار مرتبه شكر! خدا اللهي به حق پنج تن٬ همه ره عاقبت به خير بكنه.

مي گويند:

- كي رسم بوده دختر ميلكي٬ بي عروسي بره بغل مرد اجنبي؟ " ص32 "

" آتش برق كه بزنه٬ قارچ در مياد٬ دختراي ميلكي مي رن صحرا. قارچ و سيركوهي و سبزه جمع مي كنن و وقت باران بر مي گردن." " ص35 "

خدا نكنه دختر جماعت٬ ماشقه داشته باشن. " ص36 "

بي آبرويي بده پسر! يه قطره كه بريزه زمين٬ جمع كردنش سخته." ص39 "

در دهن مردم به در كونشان چفته. اگه تانستين نگذارين برينن٬ آن وقت٬ حرف هم نشنوين. " ص40 "

آي بچه! آي بچه! حالا كه پدرت بيامده٬ كجا رفتي؟ كجا رفتي؟ خدا! خدا! نگهبان كوچولوي من! خدا٬ عزيز دردانه!بچه! بچه! " ص46 "

مشدي گلجهان.......مشدي گلپري......مشدي رعنا......مشدي پاشقه......عنقزي..." ص 76و77 "

ننه مي گويد: حتم دارم اين ها باز پيدا مي شن؟

بابا مي گويد" خب باشن؟ چكار دارزن به من و تو. اوشانان هم زندگي شان را بدارن. " ص91 "

خب پير جماعت حكم بچه ره دارن." ص93 "

محبت كه نباشه٬ چه ميلك و چه قزوين و چه تهران٬ هيچ فرقي نداره. " ص93 "

بيخود حرف نزن. اينا ره مي بره٬ شهريان ما ره مسخره كنن. " ص95 "

ننه لعنت هم بفرستن٬ ديگه توفير نداره. نوشتن كاريه كه اوشانان انداختن بغل من." ص97 "

هرچي ما مي آييم با شما همرا بشيم٬ همه تون اگر چه ما رو از ما بهترون مي دونين اما حاضر نمي شيد حرف اين بهتر از خودتون رو گوش بگيرين. " ص106 "

هميشه خدا دنبال يكي هستن كه هم زباني بكنه با اون ها. " ص107 "

مرد كه اينقدر نفرين نكند. نفرين مرد به خودش برگرده. " ص150 "

-اين زن بگيره٬ خوب بشوه.

پير زني كه بالاي پيش بام مسجد نشسته بود٬ خنديد و گفت:

-دوتا برادر و خواهر بودن. اين٬ به اون بگفته تو نخواي زن بگيري؟

اون٬ اين ره جواب بدهه دل تو شوهر بخواهه٬ چرا من ره پيش بيندازي." ص151 "


نام مجموعه: عروس بيد
نويسنده: يوسف عليخاني
ناشر: نشر آموت
چاپ دوم 1389
192 صفحه
اين مجموعه شامل ده داستان كوتاه هست .من از داستان هاي پناه برخدا – هراسانه و رتيل خيلي خوشم اومد.همه داستانها عالي اند.

مه٬ مثال پشم هاي كمان زده بهاره٬ ريسه بسته بود بين كافر كوه " ص11 "

دختر استخوان تركانده و براي خودش خانمي شده بود. " ص14 "

چند روزي كه گذشت٬ پشمي خريدم و نمدي زدم مثال نقشه گل و بوته و كبك هاي پرده اتاق آقامراد. رفتم دم خانه اش و گفتم: "منه به علامي بخواهين."

پري٬ سرش را نگه داشت سمت من و نگاه چرخاند به تماشاي نقاشي روي نمد با گلدوزي پرده پنجره. رسيد پايين نمد كه مثل خودش نوشته بودم: "پناه برخداي اسير" " ص 16و17 "

شنيدم كه آوازه ام٬ به گوش ميلكي ها رسيده و لغز خوانده اند پشت سرم كه " آدم دختر نديده٬ حكم بنده بهشت نديده ره داره. هر گلي ببينه٬ فكر و خيال بكنه بهشتي يه." " ص17 "

بعد مي رفتيم سر چشمه و دو قدم هم بالاتر قدم بر مي داشتيم كه روي سنگ راهه كنار راه بنشينيم و هي نگاه كند به اسير روبه رو و بعد حسابي وراندازم بكند و من خنده را بپاشم توي صورتش. " ص17 "

اين شهر چي بداره كه هر كي برود٬ بي اعتقاد بشود؟ " ص28 "

" آي خواهر! آي خواهر! زمستان تابستان نداره. وطن جاي يه كه دل خوش باشه. " " ص48 "

مثل باد بود.مثل مه بود. مثل خواب بود. بوي خوبي داشت. " ص73 "

چشم انتظاري بد مكافاتي يه. " ص103 "

مغرب كه بيامد٬ بگفت دلم بگرفته. " ص104 "

به كبل عاتقه گفته بود: " كبلي! هم تو٬ هم من. چراغ خانه يكي مان روشن بمانه٬ بهتره تا هر دو خانه سو سو بزنه فقط." " ص105 "

كبلايي عاتقه مي گفت:"مرگ يه بار٬ شيون يه بار. چه قدر اين خاك برسري ره تحمل كنيم. دختر از غير بگيرن٬ بيارن ميلك گردي." " ص107 "

مثال" اسب بدادم خر بگرفتم٬ از شادي پر بگرفتم." " ص116 "

قوري ناصرالدين شاهي را از روي صورت ليلي و مجنون سيني برداشت و گرفت زير شير گرفته سماور.

- "اين هم كه مثال آب تابستان ميلك بشده!" " ص117 "

سيدندهمه شان. از جنگ در بشوند سمت ديلمستان. " ص135 "

پير معده با آبي خوراك ميانه نداره " ص163 "

راست بگوين كه زنا ناقص العقلن. عقلت كم بشده تهمينه؟ " ص177"

*********************************************

پ ن: ياد برنامه كوه پيمايي مسير الموت به شمال كه از مسير هنيز سال 86 انجام داديم افتادم.صداي خنده هاي شاد و پرشر و شور دختراني مي آمد كه آب تني مي كردند و صدا در پيچ و خم دره با صداي آب درهم مي آميخت و ما فكر مي كرديم در اين كوهستان بزرگ و دور از هياهوي شهر چه سرخوشند اينان البته اين شادي حق وپاداش سختي هاي زندگي روستاست. حالا فكر مي كنم كه چرا در مسير دامنه كوه ما آنها را در پائين دره نمي ديديم٬ چون آنها دختران روستا نبودند بلكه از اوشانان بودند// بله ديگر مطمئن شدم اوشاناند.

پ ن: بايد حواسم را جمع كنم تا هركجا رنگين كمان ديدم سريع بسويش بشتابم بلكم اينطوري به تو برسم.

پ ن: ياد دوستاني افتادم كه سالها در كوه با هم همنورد بوديم.آقاي البرزي٬ جمشيدي ٬ برجي خاني و نصيري كه همگي بيش از ده سال هست بازنشسته شده اند .

پ ن: چند تا از عكس هاي كه در برنامه سال 86 گرفتم را قرار دادم ببيند . خانه و نمايي از روستاي هنيس الموت كه مي تواند نمونه اي از ميلكي باشد كه وجود خارجي ندارد ولي همه روستاهاي ايران مي توانند ميلكي فراموش شده باشند.و عكس دختران زحمت كش روستا كه در مسير به سمت سيالان ديديم.و دامنه سيالان كه شب را آنجا خوابيديم و منطقه الموت در پايين دست زير ابرها پنهان شده است.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
كتاب «زن، غذا و خدا» منتشر شد
جِنين راس با ترجمه ترجمه‌ي آراز ايلخچويي منتشر شد.

به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در معرفي ناشر درباره اين كتاب مي‌خوانيم: «ماه مارس سال گذشته، بعد از اين‌که نسخه‌ي اصلي «زن، غذا و خدا» با تيراژ اوليه‌ي يک ميليون و 200هزار نسخه منتشر شد، کتاب خيلي زودتر از آن‌چه انتظار مي‌رفت، در ليست پرفروش‌هاي دنيا، از جمله نيويورک‌تايمز قرار گرفت و در انتهاي سال، رتبه‌ي دوم پرفروش‌ترين کتاب سايت آمازون به انتخاب خوانندگان را به خود اختصاص داد.

کتاب ترکيبي است از روان‌شناسي، فلسفه، داستان و عرفان شرقي؛ حاصل تجربه‌ي سي‌ساله‌ي نويسنده در زمينه‌ي برگزاري دوره‌هاي بازپروري و کارگاه‌هاي عملي ترک عادت‌هاي نادرست غذايي و پُرخوري. با اين حال، «زن، غذا و خدا» يک کتاب رژيم نيست. رژيم‌درماني يک صنعت است؛ صنعتي که طبق آمار، سالانه 60 ميليارد دلار پول مردم عادي را روانه‌ي جيب توليدکنندگان محصولات و دست‌اندرکاران اين صنعت مي‌کند. از طرفي، ناتواني عموم افراد در رژيم‌درماني نتيجه‌اي غير از خرد شدن اعتماد به نفس‌شان ندارد.

رويکرد جِنين راس، بر عکسِ رژيم‌درماني است؛ هر چيزي را که بدن‌تان مي‌خواهد، بخوريد، طبيعت انسان طوري است که به طور غريزي نيازهاي غذايي‌اش را نشان مي‌دهد. گرچه ايده‌ي اصلي ساده‌انگارانه به نظر مي‌آيد؛ ولي آمار، دلايل علمي، تجربيات نويسنده و گروهش آن را ثابت مي‌کند و راهکارهايي ساده ولي مؤثر پيش روي مخاطب مي‌گذارد.»

ترجمه «زن، غذا و خدا» يک سال پس از چاپ کتاب اصلي، در 232 صفحه و با قيمت 5500 تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
نظرکرده؛ خون تازه‌ای در مردم‌شناسی
به گزاری خبرگزاری ایسنا ... اینجا
به گزاری خبرگزاری مهر ... اینجا و اینجا
به گزارش خبرگزاری ایبنا ... اینجا


مجری‌کارشناس: میثم نبی/ منتقدان: ناصر فکوهی - محمد جعفری‌قنواتی


دکتر ناصر فکوهی


دکتر محمد جعفری‌قنواتی


فرشته بهرامی، نویسنده کتاب نظرکرده

كتاب «نظرکرده» نوشته‌ي فرشته بهرامي در سيزدهمين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد آموت، نقد و بررسي شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين جلسه از ساعت 17 تا 19 روز گذشته (پنج‌شنبه، 19 آبان‌ماه) با حضور «ناصر فکوهي»؛ استاد دانشگاه و محقق، «محمد جعفري قنواتي»؛ منتقد و محقق، «ميثم نبي»؛ کارشناس‌مجري، نويسنده‌ي کتاب و جمعي از علاقه‌مندان به کتاب، برگزار شد.

ميثم نبي، کارشناس و دبير نشست‌هاي نقد آموت، در ابتداي جلسه، ضمن تقدير از انتشار آثاري از اين دست، گفت: «جاي خوشحالي بسيار است که هنوز هم در بين نسل جوان ما کساني هستند که به حوزه‌ي پژوهش علاقه دارند و در عصري که عصر اينترنت و سرعت است و در ميان نسلي که متأسفانه، سهل‌انگارانه خواستار به دست آوردن هر چيزي در کوتاه‌ترين زمان ممکن است، فعاليت مي‌کنند. زبان کار به نظرم شيريني خاصي را دارد و از اين منظر، مخاطب را جذب مي‌کند.»

همچنين ناصر فکوهي، محقق و استاد دانشگاه، با تشکر از برگزاري چنين جلساتي و نيز تقدير از فرشته بهرامي براي نگاشتن اين کتاب، گفت: «اين نوع کتاب‌ها را در حوزه‌ي انسان‌شناسي، کتاب‌هاي اتنوگرافيک يا روايت‌هاي مردم‌نگارانه مي‌نامند. در مجموع، کتاب‌هاي حوزه‌ي انسان‌شناسي را مي‌توان به دو گونه‌ي اصلي تقسيم‌بندي کرد. نخست گونه‌ي‌ کتاب‌هاي تئوريک است که در آن به مثال‌ها و مصاديق اشاره مي‌شود. در اين نوع کتاب‌ها مسائل به شکلي گسترده بررسي مي‌شوند. گونه‌ي ديگر، گونه‌ي روايت‌هاي مردم‌نگاري است؛ کتاب‌هايي که حاصل يک کار ميداني هستند و پژوهشگر روايت خودش را از يک ميدان تحقيقي خاص در قالب يک کتاب منتشر مي‌کند. اصطلاح ديگري که تا همين 10-20 سال پيش براي اين نوع کتاب‌ها به کار مي‌بردند، ولي امروزه منسوخ شده است، مونوگرافي يا تک‌نگاري مردم‌شناسي است. مونوگراف همان‌گونه که از نامش پيداست، به اين معناست که يک نفر، نگارشي يک‌دست در مورد يک موضوع خاص انجام مي‌دهد. سبک نوشتار، سبک روايي است. بنابراين اگر بخواهيم طبقه‌بندي کنيم، کتاب «نظرکرده» را مي‌توانيم در طبقه‌ي تک‌نگاري مردم‌شناسي قرار بدهيم.»

او پس از ارائه‌ي تاريخچه‌ي جامع و مختصري از روند شکل‌گيري کتاب‌هاي حوزه‌ي انسان‌شناسي در جهان و ايران، گفت: «در ايران، عمر علوم اجتماعي بر عکس آن‌چه که انتظار مي‌رود، بسيار کوتاه است. عمر آن را حداکثر مي‌توان 20-30 سال حساب کرد. در ايران، ما يک خلأ داريم که متأسفانه هنوز پر نشده است. علت آن هم اين است که اکثر کساني که امروزه در ايران در اين حوزه‌ي فولکلور کار مي‌کنند، دو گروه بيش‌تر نيستند. يک گروه افرادي هستند که متعلق به نسل گذشته هستند و بنابراين بر اساس رويکردها و روش‌هايي که در همان سال‌هاي 40 در ايران وجود داشته، کار مي‌کنند؛ بنابراين کارشان مونوگرافيک است که البته اين كار مونوگرافيک هم لزوماً با اشکالي که امروز در دنيا به شکل متودولوژيک درآمده است، انطباق ندارد. گروه ديگر مانند خانم بهرامي، محققان جواني هستند که عموماً در رشته‌هاي انسان‌شناسي تحصيل کرده‌اند و مشغول فعاليت هستند. مشکل گروه دوم هم در اين است که راهنمايي ندارند که بتوانند کار خود را در سطح عميق‌تري ببرند.»

اين استاد دانشگاه در ادامه‌ي صحبت‌هايش گفت: «امتياز کتاب در اين است که راه را باز مي‌کند تا محققان جوان در حوزه‌ي فولکلور وارد شوند و به اين ترتيب، خون تازه‌اي وارد اين حوزه‌ بشود. اين که فرد جواني زمان بگذارد و به ميان مردم برود، به خودي خود امتياز بزرگي است. نکته‌ي ديگر هم اين‌که کتاب‌هايي از اين دست مي‌توانند همان نقشي را ايفا کنند که در دوره‌ي مارگريت ميد در محبوبيت پيدا کردن حوزه‌ي علمي مطرح شد. در آمريکا، انسان‌شناسي شايد به هيچ‌کس به اندازه‌ي مارگريت ميد مديون نباشد. نه از لحاظ اين‌که بار علمي آثار وي ارزشمند باشد؛ خير، آثار وي مانند آثار فريزر هيچ نوع ارزش علمي‌اي ندارد و قابل ارجاع‌دهي نيستند. ولي چه فريزر را در انسان‌شناسي بريتانيا و چه ميت را در انسان‌شناسي آمريکا در نظر بگيريم، مي‌توان گفت که هر دو سنت انسان‌شناسي، به شدت مديون آن‌ها هستند. به اين علت که اگر آن‌ها اين کارها را نمي‌کردند، اصلاً زمينه‌اي پيدا نمي‌شد که کسي بخواهد کاري بکند. بنابراين من فکر مي‌کنم که کتاب‌هايي از اين دست يک ارزش ديگر هم دارد و آن اين‌که در حوزه‌هاي فراموش‌شده، علاقه‌مندي ايجاد مي‌کنند. مانند همين کاري که خانم بهرامي در رابطه با ميراث فرهنگي مادي، امام‌زاده‌ها انجام داده است و يا کار ديگري که در حال انجام دادن درباره‌ي حمام‌هاست.»

ناصر فکوهي با تأکيد بر جوان بودن فرشته بهرامي و داشتن زمان بسيار براي پيشرفت هر چه بيش‌تر در اين زمينه، افزود: «در مورد کارهاي مونوگرافيک بايد به سمت کارهاي آناليز رفت. اين کار يا بايد توسط خود پژوهشگر انجام شود و يا توسط ديگران. اما بنده فکر مي‌کنم شخصي مانند خانم بهرامي از ابزار اين کار برخوردار است و مي‌تواند هم‌زمان، گروهي نوشته‌هاي مونوگرافيک داشته باشد و گروهي نوشته‌هاي آناليزي. بحث من اين نيست که بهبود کار خانم بهرامي در اين کتاب، وابسته به اين است که مونوگرافيک نباشد؛ خير، بحث اين است که نوشته‌ي مونوگرافيک بايد از يک سري قوانين پيروي کند. نوشته‌هاي مردم‌شناسي و انسان‌شناسي بايد ساختاري خاص داشته باشد. اين ساختار، قاعدتاٌ يک ساختار چهارگانه است که در انسان‌شناسي به کار مي‎‌رود: ساخت خويشاوندي، ساخت زبان، ساخت قدرت سياسي و ساخت قدرت ايدئولوژيک. معمولاً سعي مي‌شود که هر حوزه‌اي را که راجع به آن مطالعه مي‌کنيم، در اين چهارچوب چهارگانه بشناسيم. به طور مثال، پژوهشگري که درباره‌ي امامزاده صحبت مي‌کند، بايد بتواند رابطه‌ي آن با حوزه‌ي خويشاوندي، حوزه‌ي سياسي، حوزه‌ي ديني و ايدئولوژيک و حوزه‌ي اقتصادي را نشان بدهد و در اين مجموعه کار را فصل‌بندي کند. خانم بهرامي فصل‌بندي را بر اساس امامزاده‌ها انجام داده است. اين امر بر اساس قواعد علمي، درست نيست. شما نمي‌توانيد يک مونوگرافيک در مورد امامزاده‌ها بنويسيد و آن را بر اساس امامزاده‌ها فصل‌بندي کنيد. نويسنده حتماً بايد بر اساس يک ساختار علمي پيش برود. هر چند ناگفته نماند که مواد آن الان در اين کتاب هست. به اين معنا که موضوع، پرداخته شده است؛ اما به شکل سيستماتيک پرداخته نشده است.

او با تأکيد صريح بر اين نکته که کتاب را نقد ادبي نمي‌کند، گفت: «علم و ادبيات، هر کدام تعريف خاص خود را دارد؛ آن‌چه که علم را از ادبيات جدا مي‌کند، سيستم و روش است. اگر کار بخواهد به سمت علمي شدن برود، پژوهشگر بايد روش‌شناسي خودش را به طور کامل توضيح بدهد. هر کتابي که در اين زمينه نوشته مي‌شود، حتماً بايد سيستم آوانگاري داشته باشد. ارجاع‌هاي کتابخانه‌يي پژوهشگر در اين کتاب بسيار کم است و در بعضي جاها هم که ارجاع داده‌اند، منبع را نگفته‌اند. شيوه‌ي ارجاع‌دهي به کتاب‌هاي ديگر در اين کتاب، داراي وحدت روش نيست. و اما در مورد عکس‌ها: بعضي از عکس‌ها تاريخ و نام محل به طور دقيق ندارد. هيچ کدام نام عکاس ندارد و بعضي حتا اصلاً نام ندارد. بعضي ديگر اساساً هيچ شرحي ندارند. اين‌جور موارد نياز به دقت بيش‌تري دارد. به نظر بنده بين نوشته‌اي که هم بتواند جذاب باشد و هم بتواند به لحلظ علمي معتبر باشد، تناقضي وجود ندارد. اين‌که کسي بتواند از طريق ادبيات، علم را ترويج کند، بسيار عالي است؛ اما اين کتاب علم نيست. البته ناگفته نماند اين کتاب از بسياري از کتاب‌هايي که امروزه چاپ مي‌شود، مشکلات کم‌تري دارد.

وي در ادامه گفت: «هر کس که بخواهد يک اثر بنويسد، نياز به مطالعه دارد. موضوع امامزاده موضوعي است که بر روي آن در ايران، بسيار کار شده است و مي‌توان از منابع مختلفي براي اين کار بهره برد.»

محمد جعفري قنواتي، محقق و منتقد ديگر نشست، با تأييد صحبت‌هاي ناصر فکوهي، گفت: «از نکات قابل توجهي که در کتاب وجود داشت، بخش سنگ قبرها بود. اين‌که سنگ قبرهاي خانم‌ها و آقايان و مشاغل مختلف چه ويژگي‌هايي دارد. اما بايد گفت که در اين بخش، هنگام صحبت از علاماتي که معنايش مشخص نيست، نياز به توضيح و عکس حس مي‌شود. همين‌طور در بخش نوشته‌هايي که در اتاق‌ها و سر ديوارها در امامزاده‌ها هست، نياز به توضيح بيش‌تري حس مي‌شود. اين توضيحات بيش‌تر مي‌توانست به درک و فهم مخاطب کمک کند. نکته‌ي ديگر اين است که در ويراستاري کتاب، ضعف ديده مي‌شود. بعضاً در کتاب، نشانه‌گذاري اشتباه موجب کج‌فهمي‌هايي مي‌شود. و اما ديگر آن‌که بارها و بارها در اين کتاب اشاره شده است که بر روي قبرها نوشته نشده است که سال قمري يا شمسي. با توجه به اين‌که سال شمسي از سال 1304 رسمي شده است، پس وقتي بر روي قبري سال 1200- 1290 نوشته شده است، مطمئناً منظور سال قمري است. اين ديگر جاي شک و ترديد ندارد.»

فرشته بهرامي، نويسنده‌ي کتاب، نيز گفت: «اين کتاب را مديون همسرم، ابراهيم خسروي هستم و اميدوارم که بتوانم در آينده کارهايم را هر چه بيش‌تر ارتقا بدهم.»

يوسف عليخاني، مدير نشر آموت، با تشکر از دکتر ناصر فکوهي و دکتر محمد جعفري قنواتي، اعلام کرد: «حضور نداشتن يک منتقد ادبي را در جلسه به عنوان يک ضعف مي‌پذيرم؛ چرا که در همين مدت کوتاه زبان اثر مورد توجه بسياري از دوستان اهل فن در زمينه‌ي ادبيات قرار گرفته است.»

«نظرکرده» نوشته‌ي فرشته بهرامي، اثري پژوهشي است درباره‌ي آيين‌ها و باورهاي مردم در امامزاده‌هاي رودبار الموت غربي با مقدمه‌ي استاد عبدالرحمان عبادي، که مدتي پيش در 289 صفحه و با قيمت 6000 تومان توسط نشر آموت روانه‌ي بازار کتاب شد.

کتاب «حمام‌هاي خاموش» (آيين‌ها و باورهاي مردم در حمام‌هاي قزوين)، جديدترين کتاب فرشته بهرامي، نيز به زودي در اين انتشارات منتشر خواهد شد.

Labels: , ,

aamout[at]gmail[dot]Com