فیزیک و ادبیات مکمل یکدیگرند
به گزارش خبرنگار برنا نخستین دوره جایزه ادبی "رمان اول ماندگار" از سوی ماهنامه اینترنتی ماندگار، با هدف کشف و حمایت از استعدادها در زمینه رمان‌نویسی و چاپ آثارشان برگزار شد. لیلا عباسعلیزاده، متولد سال 1357،کارشناس فیزیک، نفر سوم این جایزه ادبی است. اثر او با عنوان " غزل شیرین عشق" اولین رمان این نویسنده جوان است که توسط نشر آموت و با حمایت جایزه ادبی رمان اول ماندگار چاپ و وارد بازار می‌شود. در ادامه گفت‌و‌گوی برنا با این نویسنده و شاعر را می‌خوانید. سال 81 با هادی خورشاهیان که او هم نویسنده و شاعر است ازدواج کرده و می گوید مشوق اصلی‌ام برای ادامه راه نوشتن همسرم بود.

چطور لیلا عباسعلیزاده به نویسنده‌ای فعال تبدیل شد؟
از دوران نوجوانی تا زمان دانشجویی در مطبوعات کارهایم را چاپ می‌کردم. بعد از ازدواج با همسرم که او هم نویسنده بود. مجموعه داستانی به نام "به چیزی دست نزن" چاپ کرده ام. کاری برای گروه سنی نوجوانان به نام "ساقی نامه" تالیف کرده‌ام.
کار دیگری برای کودکان به نام "چادر نماز دنیا " منتشر کردم .یک کتاب کار فیزیک هم برای آموزش و پرورش نوشتم. مجموعه شعری به نام‌ "می آیم لب اروند" و مجموعه دیگری در مورد زندگی و آثار محمدعلی جمالزاده تالیف کردم. مجموعه شعر دیگری هم به نام " دریا دور است" چاپ شد.

و چطور شد که تصمیم گرفتید نوشتن رمان را هم تجربه کنید؟
همیشه دغدغه نوشتن رمان را داشتم و به این فکر می‌کردم که آیا توانایی نوشتن رمان و کار بلند را هم دارم. چون در کار بلند باید وقتت را مداوم روی آن بگذاری و فکرت را درگیر آن کنی. همیشه می‌خواستم خودم را در این زمینه محک بزنم.به هر حال کار را نوشتم و باید منتظر بمانم تا چاپ و وارد بازار شود.

تا به اینجای راه فکر می کنید موفق بوده‌اید؟
در حال حاضر آدم‌های محدودی کارم را خوانده‌اند. برگزار کنندگان جایزه ادبی،ناشر و همسرم کار را خواندند و کار را پسندیدند. دوره‌ای در زمینه نویسندگی نگذارنده‌ام اما همانطور که گفتم همسرم نویسنده است و هر دو همیشه مطالعه داشته و هیچ وقت از آن دور نبوده‌ایم. همسرم در دوره‌ای مدرس کلاس‌های داستان نویسی بسیج بود و من هم در آن دوره شرکت کردم. تنها دوره‌ای که گذراندم همین بود.

از اولین رمان‌تان،از شخصیت‌ها و فضای رمان بگویید.
شخصیت اصلی و محوری این داستان یک زن است. از آن جایی که کارم اولم بود و نمی خواستم برای قرار دادن خود در جای شخصیت اول داستان ریسک کنم از دید یک زن وارد شدم و مشکلات زندگی یک زن تنها به همراه دختر 7 ساله خود به نام غزل در شهری بزرگ مثل تهران را نشان بدهم و دید جامعه نسبت به او, دید خودش نسبت به زندگی و شرایطش و قدرت ریسک پذیری‌اش نسبت به تشکیل یک زندگی جدید تا چه اندازه است.
نخواستم حرف‌های به قول معروف قلمبه و سلمبه بزنم. خوشخوان و روان بودن رمانم برایم مهم بود. نمی‌خواستم وارد پیچیدگی‌های خاص شوم.امیدوارم اینطور بوده باشد. نام شخصیت اصلی داستان شیرین است. رابطه عشقی در داستان وجود دارد و بنابراین اسم غزل شرین عشق را برای آن انتخاب کردم. همسرم زیاد با این اسم موافق نیست و معتقد است شاید نام رمانم کمی به سوی کارهای سطحی برود.
زمانی که کار را به ناشر سپردم این نام را به عنوان نام پیشنهادی انتخاب کردم. چون در این مسابقه شرکت داده شد و رتبه هم آورد. بنابراین فکر می‌کنم دیگر نشود اسم آن را عوض کرد.در حال حاضر کارم برای دریافت مجور فرستاده شده است.

نوشتن رمان را چه زمانی شروع کردید و کی کار تمام شد؟
چون فرهنگی هستم نوشتن کار را از تابستان شروع کردم و پاییز به پایان رسید. زمانی که مدرسه می روم وقتی برای نوشتن ندارم.

فکر می‌کنید اختصاص جایزه‌های این چنینی و برگزاری چنین مسابقه‌هایی قدم مثبتی برای حمایت از رمان نویسان تازه‌کار است؟
بله. در کشورمان چنین چیزی درزمینه‌های شعر و داستان کم است.چنین مسابقه‌ای می‌تواند امیدی باشد برای نویسنده که کارش دیده می شود و مسلما کسی که چنین جایزه‌ای را ببرد دیده می شود.خیلی از مخاطبان کتاب در کشور،تنها کتاب‌هایی که جایزه‌ای برده‌اند را تهیه و مطالعه می‌کنند. فکرمی‌کنم بودن جایزه‌های مختلف برای سلیقه‌های مختلف می تواند اقدام خوبی برای بیشتر کتاب خواندن مردم باشد،مگر ما چیزی جز این را می‌خواهیم؟
برای مثال زمانی که کتاب دا بیرون آمد با وجود اینکه قطور بود و زمانی برای خواندنش نداشتم اما آ نرا تهیه کردم و خواندم. خواستم بدانم کتابی که این همه سر و صدا کرده و نظر خیلی‌ها را جلب کرده،چه محتوایی دارد.جایزه‌ها در واقع مردم را ترغیب را به خواندن کتاب می‌کنند و حمایت مالی از صاحب اثر هم دراین جایزه‌ها می‌تواند حرکت خوبی باشد.

با جدا کردن ادبیات زنانه و مردانه از هم،با وجود تفاوت در نوع نوشته‌های زنان و مردان نویسنده موافقید؟
در مورد رمان بله. فکر می کنم در نوشتن رمان چنین تفاوتی وجود دارد.همین حالا که این سوال را پرسیدید به ذهنم رجوع کردم و به این نتیجه رسیدم که فضای رمان‌های نویسنده زن و مرد متفاوت است. این مساله طبیعی است. نوشتن رمان مثل داستان کوتاه نیست.زمان نوشتن داستان کوتاه می توانی شخصیتت را غیر از خودت،یعنی مرد انتخاب کنی؛چون برهه کوتاهی از زمان را در نظر می گیری می توانی مثل بازیگری که نقش بازی کند در نقش او بروی.اما اگر قرار باشد آن نقش بازی کردن طولانی شود تبحر زیادی نیاز است تا آخر در رل و نقش خودت بمانی و اشتباه نکنی؛ مثل راه رفتن روی لبه تیغ است.

در دوران نوجوانی و جوانی سراغ رمان‌های عاشقانه عامه پسند رفتید؟
بله. در شرایطی بزرگ شدم که خانواده‌ام خیلی کنجکاوی و کنترلی نداشتند برای اینکه بدانند چه کتاب‌هایی می‌خوانم. در آن دوران چون خوره کتاب بودم به اقتضای سنم سراغ این نوع از رمان‌ها هم رفتم. هر چیزی به دست می‌رسید می خواندم. مقتقدم لازم است هر نویسنده‌ای این دست از کتاب‌های را هم بخواند تا بتواند تشخیص بدهد و قضاوت کند.
به هر حال هر کتابی مخاطب‌ خاص خودش را دارد. به اینکه این نوع از کتاب‌های ارزش خواندن ندارند قائل نیستم و همیشه می‌گویم هر کسی هر کتابی را بخواند ارزش دارد و به هر حال بهتر از نخواندن است.البته جز در سنین حساس که ممکن است کمی درگیر آن شوند.

بنابراین در آینده با اینکه نوجوانتان سراغ این نوع از ادبیات برود مشکلی ندارید؟
فکر می‌کنم این به تربیت و هدایت سلیقه فرزندمان مربوط می شود،اینکه چطور ذایقه او را هدایت کنیم. برای مثال من آن زمان این کتاب‌ها را می‌خواندم،اما حال واقعا نمی توانم خواندن چنین کتاب‌هایی را تا صفحه آخر ادامه بدهم و این به این دلیل است که ذائقه‌ام تغییر کرده است.

چه ارتباطی بین فیزیک،تدریس آن و شاعری و نویسندگی وجود دارد؟!
در دوران دانشجویی بیشتر اعضای انجمن‌های ادبی از بچه‌های گروه‌های علوم پایه و فنی بودند. فکر نمی‌کنم بین اینها منافاتی وجود داشته باشد،بلکه مکمل هم هستند. ریاضیات و علوم پایه ذهن را باز بار می آورند. ادبیات این فضا را تلطیف می کند. فکر می‌کنم برای روح انسان مکمل هستند و تضادی با یکدیگر ندارند.
Read more »

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
«رك و پوست كنده» مجوز گرفت
«رك و پوست كنده» يا «داستان ما زنان» نوشته آسيه جوادي (ناستين) به زودي منتشر مي‌شود.
به گفته جوادي، در اين مجموعه سعي شده تا تصوير واقعي زن ايراني غير از آنچه در برخي رمان‌های چند دهه پيش و سال‌هاي اخير توصيف شده، نشان داده شود.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) جوادي درباره اين مجموعه كه به زودي از سوي نشر آموت راهي بازار كتاب مي‌شود، توضيح داد: اين كتاب دربرگيرنده مجموعه نوشته‌هايی است كه برخی از آن‌ها به مدت يک سال در ستوني از روزنامه فرهيختگان منتشر مي‌شد.
وي افزود: در اغلب فضاهاي داستاني بسياري از نويسندگان و داستان‌نويسان ايراني، شخصيت زنان به شكلي واقعي توصيف نمي‌شود و اين شخصيت‌پردازي از نگاه مخاطبان قابل درک نيست و خواننده نمي‌تواند با آن‌ها همذات‌پنداري كند.
اين پژوهشگر در ادامه با بيان اينكه اين نگاه نمي‌تواند هويت واقعي زنان و در مجموع انسان را تبيين كند،‌اضافه كرد: من سعي داشتم تا به زنان نگاهي امروزی داشته باشم و درباره زناني نوشته‌ام كه همين دورو بر و مانند من و شما هستند.
وي گفت: بايد بدانيم چيزهايي در اطراف ما وجود دارند كه ديده نمي‌شوند و نويسنده بايد آن‌ها را به خوبي ببيند و بنويسد.
جوادي اكنون مجموعه داستان «تمشک‌های نارس» را نيز در نشر آموت آماده انتشار دارد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پرفروش‌های ققنوس؛ مهر 90

لطفا روی عکس کلیک کنید
به نقل از پخش ققنوس ... اینجا

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
کتابی خواندنی مانند «دنیای سوفی»
به گزارش خبرگزاری ایسنا ... اینجا
به گزارش خبرگزاری مهر ... اینجا
به گزارش خبرآنلاین ... اینجا
روزنامه فرهیختگان ... اینجا
به گزارش ایبنا ... اینجا
روزنامه ایران ... اینجا
روزنامه ملت‌ما ... اینجا
همشهری آنلاین ... اینجا

http://media.isna.ir/oldcontent?n=pics/1390/7/art/667.jpg&th=0
میثم نبی - علی ایثاری‌کسمایی - شادمهر راستین
کتاب «در جستجوي خوشبختي» نوشته بيل برايسون (نويسنده‌ي کتاب معروف «تاريخچه‌ي تقريباً همه چيز») با ترجمه علي ايثاري ‌کسمايي عصر روز گذشته (پنج‌شنبه، 21 مهر) در دوازدهمين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد آموت نقد و بررسي شد.

به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ميثم نبي، دبير نشست‌هاي نقد آموت، در آغاز جلسه گفت: کتاب «در جستجوي خوشبختي» به نوعي تاريخ‌نگاري است. البته با توجه به اين‌که نويسنده نگاه خاصي دارد، از يک منظر متفاوت به اين بحث پرداخته است. در اين کتاب، نويسنده، مسائل و مباحثي را که در طول تاريخ رخ داده است، در بخش‌هاي مختلف يک خانه مانند پذيرايي، هال و اجزاي مختلفي که هر خانه‌اي دارد، بررسي کرده است و از اين جهت، در اين کتاب، نگاه نويي مي‌بينم. شايد بهتر باشد که پشت جلد کتاب را براي‌تان بخوانم تا کمي با خود کتاب و بخش محتوايي‌اش آشنا بشويد: «خانه‌ها مخزن‌هاي پيچيده‌ي حيرت‌آوري هستند. آن‌چه پي بردم، در نهايت شگفتي، اين بود که هر چه در جهان رخ مي‌دهد، هر چه کشف يا ساخته مي‌شود يا بر سر آن به شدت مبارزه مي‌شود، در نهايت به شکلي به خانه‌هاي ما راه مي‌يابد. جنگ‌ها، قحطي‌ها، انقلاب صنعتي، عصر روشنگري، همه‌ي آن‌ها در کاناپه‌ها و قفسه‌هاي شما، در چين‌هاي پرده‌ها، در نرمي کرک‌هاي بالش شما، در رنگ‌هاي ديوارها و در آب لوله‌هاي خانه‌هاي شما وجود دارند. به اين دليل تاريخ زندگي خانواده آن‌طور که من کمابيش تصور کرده بودم، فقط تاريخ تختخواب‌ها و کاناپه‌ها و اجاق‌هاي آشپزخانه‌ها نيست؛ بلکه تاريخ اسکوبرت و کود مرغ دريايي و برج ايفل و ساس و دزديدن جسد و درباره‌ي هر چيز ديگري است که تاکنون رخ داده است. خانه مکاني براي فرار از تاريخ نيست؛ بلکه جايي است که تاريخ به آن‌جا منتهي مي‌شود.»

او بعد از خواندن متن پشت جلد کتاب، افزود: ما در اين کار حضور شخصيتي را داريم که در فصل‌هاي مختلف تکرار مي‌شود. حضور اين شخصيت يک بعد داستاني به کار مي‌دهد؛ يعني شما يک روايت را از رندگي اين فرد مي‌شنويد و در پس آن با قضاياي تاريخي هم آشنا مي‌شويد. در کتاب، مخاطب به واسطه‌ي حضور شخصيت مي‌تواند تصويرسازي کند و فضا را حس کند. نويسنده با هوشمندي، نکات فراواني را در ميان صحبت‌هايش مي‌آورد که شايد خيلي به چشم نيايد؛ اما هر کدام به نوعي تفکري را ايجاد مي‌کند و مخاطب را به فکر کردن سوق مي‌دهد. نکته‌ي ديگر آن‌که نويسنده دخالت نمي‌کند و بدون قضاوت، فقط روايت مي‌کند و سعي نمي‌کند که خواننده را به سمت و سويي هدايت کند. ريشه‌يابي براي مسائل ساده، به نظر من، از ديگر جذابيت‌هاي اين اثر است. به طور مثال، در مورد چاشني‌ها ريشه‌يابي شده است که چرا ما نمک را بيش‌تر استفاده مي‌کنيم.

ميثم نبي با تأکيد بر اين موضوع که برعکس بسياري از کتاب‌هاي تاريخي، اين کتاب نثر شيرين و ترجمه‌ي رواني دارد و حتا مخاطب عادي را هم همراه مي‌کند، از مترجم کتاب دلايل اين جذابيت را پرسيد.

علي ايثاري‌ کسمايي، مترجم کتاب، درباره شيريني کتاب و سختي‌هاي ترجمه‌ي آن - با توجه به اين‌که دامنه‌ي لغات کتاب به بسياري از رشته‌ها مربوط مي‌شود - گفت: در ابتدا بايد بگويم که به نظرم اين کتاب يک تاريخ تمدن است. من قبلاٌ تاريخ تمدن خوانده بودم؛ اما هيچ کدام به اين شيريني و جذابي و به دور از موارد خشک و رسمي، تاريخ تمدن را واکاوي نکرده است.

او در ادامه، در پاسخ به سؤال نبي، با اشاره به اين موضوع که در تمام 40 سال دوران کاري‌اش در زمينه‌ي ترجمه براي نشريات مختلف و سازمان ملل و نيز ترجمه‌ي بيست و اندي کتاب، چنين نثري نديده است، تمام اين شيريني را به نثر تواناي بيل برايسون، نويسنده‌ي کتاب، مربوط دانست.

سپس شادمهر راستين، منتقد جلسه و فيلمنامه‌نويس فيلم‌هايي همچون «به همين سادگي» و «يه حبَه قند»، با بيان اين موضوع که ترجمه، تخصص وي نيست و کتاب را به عنوان يک اثر فارسي بررسي کرده است، ضمن تشکر از مترجم اثر به خاطر ترجمه‌ي روان آن، گفت: براي درآوردن يک کتاب دانشنامه‌ي معماري، به مدت شش - هفت سال کار من و چند تن از دوستان اين شده بود که کتاب‌هاي مختلف را در زمينه‌هاي مختلف بخوانيم و جنبه‌هاي معماري آن را دربياوريم. در اين مدت مستندسازي هم مي‌کردم و در مسائل ميان‌رشته‌يي هم دستي داشتم. به نظرم، اين کتاب خلاصه‌ي تمام آن چيزهايي بود که من از سال 62 تا به امروز در حال آموزش ديدن و آموزش دادن هستم. بيل برايسون توانسته در سطح جهاني بين همه‌ي اين موارد ارتباط برقرار کند. البته ناگفته نماند که اين مورد در فرهنگ ايراني خيلي بي‌سابقه نيست. به طور مثال، وقتي ما به بحثهاي تئوريک ميان‌رشته‌يي مي‌رسيم و در مورد مبناي صحبت‌ها که سؤال مي‌پرسيم، ابن سينا و سعدي جزو پنج نفر نخستن هستند.

او افزود: اين کتاب براي من به شدت جذاب بود؛ از اين بابت که معماري و خانه را انتخاب کرده بود. در بعضي از کتاب‌هاي معماران قرن پنج و شش، به خانه، عالم کبير مي‌گويند و به فرد، عالم صغير. و مي‌گويند سِير عالم صغير در عالم کبير است؛ به اين معنا که گويي فرد در خانه دارد سِير مي‌کند. اين سِير دو مرحله دارد: سير آفاقي که از حجره به کرسي و از کرسي به چشم‌انداز مي‌رود و سير انفس که خودش را يک بار در حالت خواب مي‌بيند و يک بار در حالت نشسته و يک بار هم در حالت ايستاده و همه‌ي اين‌ها مدام در خودش تکرار مي‌شود و شايد تجلي اين حرف را بتوان در تالار آينه‌ي کاخ گلستان ديد. اين موارد براي من به شخصه خيلي جذاب بود؛ اما مشکلي که در بحث‌هاي بين‌رشته‌يي داريم، سيستماتيک بودن و جذاب بودن است. بسياري از دوستان، حرف‌هاي خيلي خوبي مي‌زنند؛ اما پيدا کردن عنصر جذابيت براي من خيلي مهم است و ديگر آن‌که نظمي داشته باشد. ذهني را که در شرق پرورش يافته، اصطلاحاً ذهن گروتسکي يا اسليمي‌وار مي‌گويند که معادل آن در فارسي، از اين شاخه به آن شاخه پريدن است. البته اين موضوع اصلاً هم بد نيست، وقتي به اشعار مولوي يک الگو مي‌دهند، مي‌شود يک درخت که مدام به خودش برمي‌گردد. تحليل‌گر اين ذهن بايد خيلي با ادبيات و فرهنگ ايراني آشنا باشد. اين کتاب خيلي به ما مي‌تواند کمک بکند براي آن‌که ياد بگيريم چگونه سيستماتيک حرف بزنيم. ديگر آن‌که آن‌چه که براي من مهم بود، جذابيت اين کار از لحاظ دراماتيک بود؛ به بيان ديگر در اين کتاب اگر نويسنده بخواهد حتا در حد چهار خط در مورد يک پديده صحبت کند، اصول دراماتيک را رعايت مي‌کند؛ به آن شخصيت مي‌دهد، بحران ايجاد مي‌کند و حل بحران را به پاراگراف بعدي پيوند مي‌زند. تا حدي که در هيچ نقطه‌اي از کتاب، شما نمي‌بينيد که نويسنده از نقطه‌ي الف به نقطه‌ي ب برود و اين رفتن، بدون روند دراماتيک باشد. قبل از اين، فقط کتاب «دنياي سوفي» را اين‌گونه ديده بودم و به همين دليل فکر مي‌کنم «درجستجوي خوشبختي» مانند «دنياي سوفي» کتابي خواندني و جذاب است. اين کتاب به ما ياد مي‌دهد که چگونه مي‌توانيم اين همه حرف را به صورت جذاب، پيوسته، يادگيرنده و قابل ياد دادن مطرح کنيم. در بحث‌هاي سعدي‌شناسي مي‌گويند که آدم ياد مي‌گيرد تا ياد هم بدهد. در سيستمي که شرق داشته و غرب دارد آن را تکرار مي‌کند، اين مسأله خيلي مهم است.

راستين در مورد بحث خانه در اين کتاب، گفت: نويسنده جهان بيرون و داخل خودش را خانه ديده و کشف کرده است؛ ما اين کشف را به شکل خيلي مشخص در مثنوي و شاهنامه داريم. مصري‌ها تفاوت بين انساني را که فکر نمي‌کند و انساني را که فکر مي‌کند، در خانه مي‌دانند. يک شعر مصري مي‌گويد که گاو من از من بهتر زندگي مي‌کند؛ چون براي او خانه‌اي خوش‌عطر و زيبا و گرم و نرم آماده کرده‌ام؛ اما من مثل سگ‌ها جلوي در او ايستاده‌ام تا کسي مزاحم او نشود. اين اشعار عادي‌اي است که در کتاب هرمونوتيک ديده مي‌شود. آن‌جا ما به اين نتيجه رسيديم که چقدر خانه براي‌شان مهم بوده است و در ايران نيز بايد گفت واژه‌ي بي‌خانمان که به نوعي يک توهين محسوب مي‌شود، به معناي بي‌نوا نيست؛ بلکه به معناي بي فلسفه بودن است؛ چرا که تا قبل از دوره‌ي فتحعلي‌شاه، چيزي به نام HOMELESS وجود نداشته است و اگر کسي زندگي خارج از خانه داشته، به دلايلي بوده است. به عبارت ديگر، واژه‌ي بي‌نوا نشان از آن دارد که طرف، وجودش زير سؤال رفته است.

اين مدرس دانشگاه افزود: کم‌تر مترجمي را ديده‌ام که جزييات يک اسم يا يک مکان از يك رشته را درست بگويد. اين مورد، امتياز مثبتي براي کتاب است. نکته‌ي ديگر که نبايد ناديده گرفت، آن‌که با توجه به اين‌که انگليسي‎‌ها دوست دارند همه چيز را به صورت معرفه به کار ببرند، اين معرفه‌ها خيلي در ترجمه سخت مي‌شود. يک چيز پنهان در کتاب هست که شايد در خوانش اول به دست نيايد و آن اين‌که شخص واقعاً وارد خانه شده و بعد در خانه زندگي مي‌کند و بعد آرام آرام وارد حريم خانه مي‌شود. براي اين‌که فردي از غريبه به آشنا تبديل شود، آداب و رسوم خاصي وجود دارد. اين مسير آشناسازي به خوبي در کتاب رعايت شده است. از ديگر ويژگي‌هاي مثبت کتاب اين است که نويسنده در اطلاع‌دهي نه اغماض مي‌کند و نه زياده‌فروشي. نويسنده از ابتدا مي‌دانسته که چه چيز را به چه اندازه و در چه وقت و چگونه مطرح کند. به بيان ديگر، نويسنده اطلاعات را در طول کتاب پخش کرده است. به طور مثال، نويسنده بخشي از راهرو را در اين قسمت مي‌گويد و بخشي ديگر را در قسمت ديگر. به بيان ديگر، وقتي که کتاب تمام شود، ما خانه را مي‌شناسيم و اين‌گونه نيست که اتاق تمام شود و ديگر درباره‌ي آن صحبت نکنيم. نکته‌ي بعدي آن‌که نويسنده توانسته هم‌زمان دو تعريف از خانه داشته باشد: يکي تعريفي که يک فرد ناآشنا (مانند يک کودک) از خانه دارد و به صورت گذري با آن برخورد مي‌کند و هم تعريفي که يک معمار دارد و خوب و دقيق از خانه آگاه است. اين مورد هم از ديگر جذابيت‌هاي کتاب است.

راستين همچنين درباره جهت‌گيري نويسنده گفت: به نظر من، نويسنده چپ است.

او در ادامه درباره عنوان و طرح جلد كتاب گفت: عنوان کتاب به نوعي مشکل‌زاست. با توجه به اين‌که اين کتاب ارزش‌هاي بسياري دارد، اين عنوان و اين طرح جلد نمي‌تواند نشان از محتويات کتاب داشته باشد.

وي در مورد اطلاعات کتاب عنوان كرد: نويسنده، براي هر جمله، شرط لازم و شرط کافي را رعايت کرده است؛ به اين معنا که آيا لازم است من به اين موضوع خاص بپردازم و آيا تا اين حد که گفته‌ام، کافي است يا خير؟ پاراگراف کلاه‌گيس يک صفحه و نيم است؛ اما بسيار جامع است. همچنين عصر ويکتوريا به بهترين شکل در اين کتاب مطرح شده است؛ تا حدي که اگر کسي بخواهد بگويد عصر ويکتوريا چيست، کافي است که اين بخش از کتاب را بخواند. ناگفته نماند که اين کتاب انگلوساکسوني است؛ چرا که همه چيز از انگليس شروع مي‌شود.

شادمهر راستين در ادامه‌ي صحبت‌هايش متذکر شد: نويسنده هر جا لازم بوده و هر زماني را که لازم بوده است، انتخاب کرده است و به يک دوره و يک مکان پاي‌بند نبوده است. اين مورد خيلي به کار کمک کرده است. در دوران مدرنيسم همه چيز تخصصي و فوق تخصصي است. اين کتاب به خوبي مي‌گويد که رشته‌هاي مختلف علم از هم جدا نيست و اشتباه است که اگر آن‌ها را هم جدا بدانيم. اصلاً نمي‌شود که شما يک مورد را بداني و ريشه‌اش را نداني.

در پايان، يوسف عليخاني، مدير نشر آموت، درباره نام کتاب گفت: نام اصلي کتاب At Home به معناي «در خانه» بوده است. با توجه به اين‌که گمان مي‌کرديم، اين نام، اسم جذابي براي کتاب نمي‌تواند باشد، تصميم به تغيير نام آن گرفتيم. با آقاي کسمايي، مترجم اثر، صحبت کرديم و ايشان گفتند از آن‌جايي که همه‌ي آدم‌ها به دنبال خوشبختي هستند و در اين کتاب هم نويسنده در طول تاريخ به دنبال خوشبختي مي‌گردد، شايد بهترين نام براي آن، «در جستجوي خوشبختي» باشد. به قول آقاي کسمايي، مترجم کتاب، هر صفحه از اين کتاب به ياد ما مي‌آورد که ما امروز نسبت به ساليان دور بشريت، چقدر خوشبخت‌تريم.

کتاب «در جستجوي خوشبختي» نوشته بيل برايسون ترجمه علي ايثاري‌کسمايي ماه گذشته در 528 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قيمت 11هزار تومان به وسيله نشر آموت روانه بازار کتاب شد.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
نویسنده ها دوست دارند خوانده شوند
محمد اسماعیل حاجی علیان از نویسندگان حوزه هنري استان سمنان ، در معرفی خود می گوید: متولد سال 1359 در سَنگسَر سمنان بوده و کارشناس ارشد حفاظت و مرمت اشیای تاریخی و فرهنگی و استاد دانشگاه و معاون آموزشی و پژوهشی حوزه هنری استان سمنان هستم.
در دانشگاه هنر سمنان مرمت و صنایع دستی تدریس می‌کنم، البته در دانشگاه‌های آزاد و علمی و کاربردی هم تدریس کرده و رییس انجمن هنرهاي تجسمی شهرستان سمنان نیز هستم. آثارم در 3 دوره از جشنواره ملي داستان كوتاه رضوي «کبوتر حرم» ، جشنواره شعر و داستان جوان فلک الافلاک خرم آباد، جشنواره قصص قرآنی، جشنواره بالاتر از زلالی (ایثار و شهادت)، جشنواره داستان «مهر» همدان ، چهارمین دوره جایزه ادبی یوسف ، هفتمین دوره جایزه ادبی اصفهان ، اولین دوره جشنواره وقف ، چشمه همیشه جاری ، جشنواره لباسی برای فرشته «حجاب و عفاف» و ... برگزیده شده اند.
نخستین دوره جایزه ادبی "رمان اول ماندگار" از سوی ماهنامه اینترنتی ماندگار، با هدف کشف و حمایت از استعدادها در زمینه رمان‌نویسی و چاپ آثارشان برگزار می‌شود ، رمان او با نام "چهار زن" جایزه رمان اول این مسابقه را از آن خود کرده است.
برای برنده اول این جایزه ادبی لوح تقدیر، امکان چاپ اثر و پرداخت 11 درصد قیمت پشت جلد کتاب به عنوان حق التالیف برای هر نوبت چاپ، برنده دوم لوح تقدیر، چاپ اثر و پرداخت 10 درصد قیمت پشت جلد کتاب به عنوان حق التالیف برای هر نوبت چاپ و برنده سوم لوح تقدیر، چاپ اثر و پرداخت 9 درصد قیمت پشت جلد کتاب به عنوان حق التالیف برای هر نوبت چاپ در نظر گرفته شده است.
این جایزه که فراخوانش تیرماه سال جاری اعلام شده بود، ویژه آثاری بود که اولین رمان نویسنده باشد؛ یعنی تا هنگام برپایی این مسابقه، هیچ رمانی از نویسنده به چاپ نرسیده و یا به ناشری سپرده نشده باشد. همچنین رمان ارسال شده نمی بایست در هیچ سایت و وبلاگی منتشر شده باشد.
همچنین در فراخوان جایزه اعلام شده بود که رمان هایی که از نثر امروزی و روایتی داستانی برخوردار باشند، در اولویت قرار می گیرند و داستان های پیشرو و متفاوت طی فراخوانی در مسابقه ای با عنوانی دیگر در آینده مورد داوری قرار خواهند گرفت.
در مورد "چهار زن" توضیح می‌دهید؟
"چهارزن" قصه چهار زن را با اسامی "ظریفا" ، "ماهی"، "فرخ رو" و "یاسین" را روایت می کند که با دکتری به نام سهراب دلخواه ایرانی در ارتباط هستند؛ فضا، فضای روانکاوی شخصیت‌ها و مشکلاتی است که این زنان دارند و در فضای ارتباط‌شان این مشکلات بررسی می شود. تم اصلی رمان برداشت آزادی از آیات 11 تا 18 سوره نور در مورد اتهام به زنا و اینکه چه عواقبی دارد است. در مورد اتهام به زنا و اینکه وقتی شاهدی برای این امر ندارند، چطور می‌توانند به این راحتی راجع به این موضوع درباره افراد قضاوت می کنند و در مورد آن حرف می زنند. یکی از شخصیت‌ها به نام "فرخ رو" متوجه چنین اتهامی می‌شود در حالیکه چنین چیزی پایه و اساسی ندارد و حتی این فضا روی زندگی شخصی افراد تاثیر میگذارد.

چه زمانی نوشتن رمان را شروع و چه زمانی آن را به پایان بردید؟
بهمن 89 نوشتن را شروع و شهریور 90 آن را تمام کردم.

جز این رمان آثار دیگری دارید؟
پنج مجموعه داستان دارم. 2 مجموعه داستان به نام‌های "آدمک چوبی وسوت بلبلی" ،"اسبی را که من کشتم" در دست انتشار دارم. مجموعه داستان "اینجا یکی دیگر را چال کردند" و چاپ دوم مجموعه "قربانی" و رمان تاریخی "سمفونی بابونه‌های سرخ" را در ارشاد دارم. رمان "ایران شاه" نیز دیگر رمان تاریخی ام است. "مقام گورخانه" مجوز گرفته و آبان ماه وارد بازار می‌شود. مجموعه داستان دیگری نیز دارم که هنوز برای انتشارتی نفرستاده‌ام. " چهارزن " هم قرار است توسط حامی مسابقه رمان اول ماندگار چاپ شود.

بین شهرت و نویسندگی رابطه‎ای می بینید؟
شهرت با نویسندگی خیلی تطابق ندارد، چون هم تعداد تیراژ آثار پایین است و هم جمع مخاطبین کتاب محدود است. به این واسطه شناخته می شوید اما شهرت به دست نمی آورید و شهرت بحثی ضمنی است.

نویسندگی شغل محسوب می شود؟
نه این طور نیست . همه می‌دانیم نویسندگی جنبه مالی آنچنانی ندارد و به قضیه نشر و توزیع کتاب مربوط می شود. وقتی می گویید نویسنده هستید می پرسند :خوب شغلت چیست؟! نمی توانیم روی حق التالیف پشت جلد کتاب‌ها حساب کنیم.

چه هدفی را از نوشتن دنبال می کنید؟
نویسنده‌ها بیشتر در پی خوانده شدن هستند. اینکه شخصیت‌ها و زندگی‌هایی که خلق می‌کنند خوانده و دیده شود، تاثیر گذاری و تاثیر پذیری لازم را داشته باشد.

اوج آرزو‌تان در حوزه نویسندگی چیست؟
همه نویسنده‌ها آرزو دارند نوبل ادبیات را دریافت کنند که البته این جایزه از نویسنده‌های ایرانی دریغ شده، اما من دوست دارم مردم آثارم را دوست داشته باشند.

از بین نویسنده‌های ایرانی کدام را می پسندید؟
ابوتراب خسروی، محمد محمدعلی، بزرگ علوی، صادق چوبک، کلیدر محمود دولت آبادی را 3 بار خوانده ام. بیشتر از همه اینها سمفونی مردگان و سال بلوا از عباس معروفی را دوست دارم. از بین نویسنده‌های جوان‌تر نگاه مجید قیصری را دوست دارم، اژدها کشان و عروس بید یوسف علیخانی را هم می‌پسندم. کار امیر حسین چهلتن را هم دوست دارم.

اگر با نویسنده بزرگی روبرو شوید راجع به چه چیزی از او می پرسید؟
حالش را می پرسم و چگونگی گذران زندگی‌اش را جویا می‌شوم. راجع به کار از نویسنده پرسیدن ناآگاهی فرد را می‍رساند. وقتی نویسنده اثری را می‌نویسد، بعد از تمام شدن کار دیگر اثر متعق به او نیست و هیچ سوالی نباید از خود نویسنده درباره آن پرسید. بنابراین بهترین کار این است که راجع به کارهای جدیدشان و حال و احوال‌شان پرسید و این دلنشین تر است.

بهترین نویسنده‌ای که در سطح بین المللی می شناسید چه کسی است؟
زیست بوم برایم خیلی مهم است،البته این مساله فقط برایم مهم نیست و همه می‌دانند که زیست بوم روی نویسنده تاثیر متقابل می‌گذارد. اما معتقدم نویسنده‌هایی که در این زیست بوم زندگی می‌کنند و این فرهنگ را شناخته‌اند، بهتر می توانند برای مردم این فرهنگ روایت داشته باشند. تا بتوانیم درک زیست بوم‌های نویسنده‌های خارجی را داشته باشیم کمی از خود کیفیت اثر می زند، همان طور که می دانیم ترجمه اثر خیلی خوب هم باز هم از اثر می زند.
بنابراین پیام یا دریافت نهایی از اثر چون جدا از فرهنگ خواننده است فکر نمی کنم خیلی خوب بتواند با آن ارتباط برقرار کند، مگر اینکه نویسنده به مفاهیم بنیادی بپردازد. نویسنده‌هایی که آثارشان در مورد کهن الگوها است مرز و زیست بوم نمی‌شناسد و همه جوانب بشری را شامل می شود و در این شرایط قضیه فرق می کند، اما رمانی که به مجموعه‌ای خاص یا مرز و بوم خاصی می پردازد آنچنان لذتی از آن نمی برم،هر چند که خواندن این آثار را هم وظیفه خود می دانم و این آثار را می‌خوانم.

جایزه ادبی رمان ماندگار می تواند اتفاق خوبی باشد؟
قطع به یقین همین طور است، نویسنده‌ای که مدت زمانی تلاش می کند و اثری را خلق می‌کند، علاوه برا اینکه خودش خوشحال می‌شود از دیدن نتیجه زحمت‌اش، برای معرفی این اثر و حجم کمی از مخاطب که داریم تاییدیه‌ای که جشنواره‌های مختلف به آثار می‌دهند می‌توانند انگیزه خوبی برای خرید آثار و شناخته شدن آن باشد. بنابراین جشنواره می تواند خوب و تاثیر گذار باشد.
بخش اعظم جشنواره‌هایی که وجود دارند موضوعی هستند وشکل گیری جشنواره‌ای با موضوع آزاد باعث می‌شود خلاقیت نویسنده‌ها بیشتر بروز پیدا کند. نویسنده‌ها می‌توانند این جسارت را به خود بدهند که از خلاقیت در نوشته‎های خود استفاده کنند بدون اینکه واهمه ‌ای داشته باشند. نویسنده‌ها در این جشنواره با دل راحت می‌نویسند.هر چند معتقد به این نیستم که وقتی اثری در جشنواره‌ای پذیرفته شده دلیل بر این باشد که این اثر داستان خوب و کاملی باشد و بهتر از آن نتوان نوشت،اما داستان خوبی است که در این فضا پذیرفته شده است.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com