رمان نسرین ثامنی نقد شد
به گزارش خبرگزاری ایسنا ... اینجا
به گزارش خبرگزاری مهر ... اینجا
به گزارش خبرگزاری ایبنا ... اینجا
به گزارش نشر آموت ... اینجا
به گزارش سایت مد و مه ... اینجا
به گزارش خبرگزاری رویا ... اینجا و اینجا
کوچه های قدیمی ... اینجا
نقطه ویرگول ... اینجا
به گزارش تبیان ... اینجا
به گزارش روزنامه جوان ... اینجا
به گزارش روزنامه آرمان ... اینجا و اینجا
به گزارش روزنامه روزگار ... اینجا
به گزارش گویا ... اینجا
به گزارش راوی ... اینجا



حمیدرضا امیدی‌سرور - محمدرضا گودرزی - رسول یونان



سومين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد آموت بعدازظهر روز گذشته (پنجشنبه، پنجم اسفندماه) برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در سومين نشست نقد آموت، به بهانه‌ي انتشار رمان «شب آفتابي» نوشته‌ي نسرين ثامني، ادبيات عامه‌پسند با حضور «محمدرضا گودرزي» نويسنده و منتقد، «رسول يونان» شاعر، نويسنده و منتقد، «حميدرضا اميدي سرور» نويسنده و منتقد و «ميثم نبي» نويسنده و منتقد (به‌عنوان کارشناس مجري) نقد و بررسي شد.

گودرزي: نويسندگان، خوانندگان خود را تعيين مي‌کنند

محمدرضا گودرزي در اين نشست گفت: معتقدم در حوزه‌ي فرهنگ و ادبيات، موضوعي وجود ندارد که قابل بررسي نباشد، فقط نحوه‌ي بررسي آثار ادبي در ايران گويا هنوز جانيفتاده است. نه‌تنها آثار عامه‌پسند که روشمندي در نقد آثار جدي هم کمتر به‌چشم مي‌آيد

اين نويسنده ادامه داد: معمولا افراد با ديدگاه فردي و روش‌هاي شهودي، نقد مي‌نويسند و وقتي عرصه‌ي تئوري پيش مي‌آيد، براندازانه به موضوعات نگاه مي‌کنند. تا زماني که روشمندي و انسجام نداشته باشيم، يک‌سري مسائل سليقه‌يي را مطرح مي‌کنيم. وقتي فرهنگ گفت‌وگو را جدي بگيريم، همان اندازه مي‌توانيم درباره‌ي ادبيات عامه‌پسند به‌عنوان يک گونه که در جامعه خواننده دارد، بحث کنيم.

وي بيان كرد: مهم اين است که بر چه مبنا و بر چه روشمندي جلو برويم. در بحث مطالعات فرهنگي، هر متن ادبي يک دلالت فرهنگي دارد، در نتيجه بر اثر بررسي آن مي‌توانيم يک وجه جامعه و بازتاب فرهنگ را در آن ببينيم. از اين نظر، مثلا کار «فهيمه رحيمي» يا «نسرين ثامني» يا «فتانه حاج سيدجوادي» بسيار مهم‌تر از هر گونه‌ي ديگر است، به‌خاطر اين‌که بازتاب فرهنگ، آداب و يک‌سري گرايش‌هاي عمومي‌تر جامعه را منعکس مي‌کنند. متخصصان مطالعات فرهنگي بررسي مي‌کنند که در اين جامعه در آن مقطع چه گرايش‌هايي مطلوب بوده است.

گودرزي گفت: هيچ متن غيرسياسي نداريم، در نتيجه کار «نسرين ثامني» يا «فهيمه رحيمي» هم رماني است که به نوعي به سياست مربوط مي‌شود که از نظر من تأييد گفتمان غالب است. موضع گرفتن سفت و سخت و منفي در برابر ادبيات عامه‌پسند، کار را خراب‌تر مي‌کند و بررسي ادبيات جدي را به انحراف مي‌کشاند. به هر حال، ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که تعداد بسيار زيادي از مردم به جاي اين‌که «صادق هدايت» يا «هوشنگ گلشيري» بخوانند، فهيمه رحيمي و نسرين ثامني مي‌خوانند. ما در اين جامعه زندگي مي‌کنيم، پس خواه‌ناخواه اگر اين مخاطب‌ها را مي‌خواهيم داشته باشيم، بايد به اين افراد توجه کنيم.

وي اظهار كرد: هيچ هنرمندي وجود ندارد که دغدغه‌ي مخاطب نداشته باشد. وقتي ما به‌عنوان نويسنده، متني را مي‌نويسيم به‌طور تلويحي، مخاطبي را در ذهن‌مان متصور هستيم. خود آن متن هم گوياي مخاطبانش است. اگر نحوه‌ي برخورد با نثر، طرح يا عناصر ديگر داستان در کتاب، پيچيده باشد، مخاطبان خاص‌تر پيدا مي‌کند و هرچه ساده‌تر باشد، مخاطبان تلويحي‌اش گسترده‌تر مي‌شود. پس هم خوانندگان، نويسندگان خود را تعيين مي‌کنند و هم نويسندگان، خوانندگان خود را تعيين مي‌کنند.

او بيان كرد: من به روش ساختارگرايي، آثار عامه‌پسند را بررسي کردم تا ببينم عناصر تکرارشونده در اين نوع ادبيات کدام‌ها هستند. در اين شيوه، با پيدا کردن عناصر تکرارشونده مي‌توان به عناصر ثابت رسيد. من 23 کارکرد يا خويش‌کاري را در ادبيات عامه‌پسند پيدا کردم که با اين کارکردها مي‌توان 20هزار اثر عامه‌پسند نوشت.

گودرزي با بيان اين‌كه هيچ پديده‌اي يک علت ندارد و هرچقدر تلاش کنيم بگوييم يک علت دارد، خواه‌ناخواه موضوع را تقليل داده‌ايم، ادامه داد: نقد ادبي در ايران به‌گونه‌اي رواج پيدا کرده است که بايد انگار فقط ادبيات جدي نقد شود. اين نقص، نقص نقد ادبي ماست که روشمند نيست و از سويي هم خوانندگان آثار عامه‌پسند علاقه‌اي به نقد اين نوع آثار ندارند. اين کتاب‌ها چه شما بگوييد بد هستند يا خوب، تيراژ خودشان را دارند. در مرحله بعد، مطبوعات ما هم نقش دارند. شما اگر نقدي روي آثار «نسرين ثامني» يا «فهيمه رحيمي» بنويسيد، کدام روزنامه يا مجله استقبال مي‌کند و چگونه؟ عوامل مختلفي باعث مي‌شوند در حوزه‌ي نظري به موضوع ادبيات عامه‌پسند پرداخته نشود.

اين منتقد بيان كرد: بايد نوع تفکرمان را کمي تغيير دهيم که يا اين يا آن. بايد عادت کنيم بگوييم هم اين و هم آن. اين‌ها مي‌توانند با تمام شاخصه‌هايي که دارند، در کنار هم همزيستي داشته باشند. براي رفتن به مدرسه بايد دوره‌ي ابتدايي را گذراند و براي رفتن به دبيرستان، بايد دوره‌ي مدرسه را طي کرد. نمي‌توان گفت مسائلي که در دوره‌ي ابتدايي و دبيرستان مطرح مي‌شوند، مزخرف است و بايد يک‌دفعه به دوره‌ي دبيرستان رفت. مراحل را بايد پايه‌يي گذراند.

او معتقد است: نمي‌توان گفت از نظر ارزش ادبي و فرهنگي، ادبيات عامه‌پسند و ادبيات جدي يکسان هستند؛ اما اين به معناي نفي آن يکي نيست که در برابر انتشار آثار عامه‌پسند گارد بگيريم که مثلا مانع ادبيات جدي است. هر کدام وظيفه‌ي خودشان را انجام مي‌دهند. «اورسن ولز» در سينما هم آثار جدي دارد و هم آثار عامه‌پسند. خودش معتقد است اگر آثار عامه‌پسند نمي‌ساخت، نمي‌توانست «همشهري کين» را بسازد.

گودرزي افزود: چاپ آثار عامه‌پسند در چرخه‌ي نشر، سودآور است و هر کتابي چون يک کالاست و هر کتابي عرضه و تقاضايي را دنبال مي‌کند. چاپ آثار عامه‌پسند راه را براي انتشار آثار جدي هموار مي‌کند.

وي درباره‌ي شاخصه‌هاي رمان‌هاي عامه‌پسند توضيح داد: وقوع حادثه‌ي چشمگير مثل عشقي پرشور، اما آميخته با سوءتفاهم و برخورد با موانع يا مرگ مشکوک، تحريک احساسات خواننده و جلب ترحم و ايجاد دلسوزي براي شخصيت اصلي و علاقمند کردنش به رخدادهاي زندگي، پرداختن به موضوعات عاطفي و توجه به نيازهاي جوانان، تقسيم‌بندي شخصيت‌ها به خوب و بد و بزرگ‌نمايي شخصيت‌هاي منفي، ايجاد معما، ايجاد حال و هوا با توصيف‌هاي غمبار، روايت داناي کل، پذيرش گفتمان غالب فرهنگي و تأييد موقعيت وضعيت موجود، تأييد تقابل‌هاي فقر ـ ثروت، بد ـ خوب و ملموس کردن رخدادهاي رمان، استفاده از روانشناسي عاميانه و همه‌فهم، جانبداري از جوان‌ها در مشکلاتي که با خانواده‌ها دارند، انتخاب پايان خوش و ... از جمله شاخصه‌هاي رمان‌هاي عامه‌پسند است.

يونان: بدون شاعران و نويسندگان عامه‌پسند همين دوهزار مخاطب جدي را هم نداشتيم

رسول يونان نيز در اين نشست گفت: ادبيات عامه‌پسند رکن و پايه‌ي ادبيات ديگر است. همين‌طور موسيقي عامه‌پسند، رکن و پايه‌ي موسيقي ديگر است و همين‌طور سينما. با دقت در خوانندگان ادبيات عامه‌پسند مي‌توان به ميزان سني آن‌ها دست يافت. يک خواننده‌ي هفده و هيجده ساله نمي‌تواند از اول از «اتاق شماره 6» آنتوان چخوف شروع کند يا از رمان‌هاي جدي ديگر.

اين شاعر و منتقد با اشاره به اين‌كه بعضي رمان‌ها سن دارند، ادامه داد: فکر نکنم در مملکت 70ميليوني ما 100 نفر رمان «جاده فلاندر» کلود سيمون را خوانده باشند. گاهي وقت‌ها رمان‌هاي عامه‌پسند از حرکت‌هاي اجتماعي و نيازهاي جامعه نشأت مي‌گيرند. بعضي نيازها در سطح حرکت مي‌کنند. رمان عامه‌پسند ما هم در سطح حرکت مي‌کند و همين‌طور برعکس. بعضي جامعه‌ها داستان‌ساز هستند، مانند جوامع آمريکاي لاتين كه داستان‌ساز هستند. جوامع ما بيشتر خاطره‌ساز هستند.

وي گفت: بعضي وقت‌ها دوستان مي‌آيند و عينک زرد مي‌زنند و به رمان‌هاي عامه‌پسند نگاه مي‌کنند. اين حرکت غيرمنصفانه است. ما بايد تمام ژانرهاي ادبي را در ژانر منحصربه‌فرد خودشان بررسي کنيم. «باربارا کاتلن» وقتي مُرد، خبر اول روزنامه‌ها و خبرگزاري‌هاي جهان شد با 800 رمانش. بعضي اوقات نويسنده‌هاي عامه‌پسند رفتار به‌شدت حرفه‌يي دارند و نويسنده هستند، اما بعضي وقت‌ها ما نويسنده‌هايي داريم که تمام زندگي‌شان مي‌شود 80 يا نهايت 200 صفحه. اين‌ها بايد حتا در گروه نويسندگان جدي و نخبه قسم بخورند كه ما نويسنده‌ايم، تا پذيرفته شوند.

يونان توضيح داد: نويسنده‌هاي عامه‌پسند در ايران کتابخوان تربيت کرده‌اند. آن‌هايي که سن‌شان بالاست، مي‌دانند روزنامه‌ي کيهان و اطلاعات با پاورقي‌هاي‌شان فروش کردند. زماني کتاب‌هاي تاريخي در ايران خواننده‌ي جدي داشتند. «حمزه سرداور» نمونه‌ي بارز اين نويسنده‌هاست که به تاريخ و رمان تاريخي دست زد.

او بيان كرد: بايد با احترام از نويسنده‌هاي عامه‌پسند در ايران ياد کنيم. هنوز فردي مانند «امير عشيري» در ايران پليسي‌نويس نداريم. بايد پاي صحبت اين مرد نشست تا به شما بگويد ايراد فيلم‌هاي پليسي ايران و جهان از نظر کارشناسي چه مشکلاتي دارند.

يونان گفت: ما متأسفانه 20 سال‌مان است يا 30 سال‌مان و نظريه‌ي ادبي «تري ايگلتون» را خوانده‌ايم و آن وقت مي‌آييم و با اين نوع نگاه، به رمان عامه‌پسند نگاه مي‌کنيم. به نظر من اصلا اين حرکت درست نيست. اگر شاعران و نويسندگان عامه‌پسند نبودند، ما همين دوهزار مخاطب جدي را هم نداشتيم.

اين شاعر با بيان اين‌كه من با خواندن «آخرين طناب» نوشته‌ي امير عشيري، کتابخواني را ياد گرفتم، اظهار كرد: اولين کتاب شعري که به دستم رسيد، شعرهاي «پابلو نرودا» بود؛ اما اعتراف مي‌کنم معني‌اش را نمي‌فهميدم. رفتم «گلپونه‌ها»ي هما ميرافشار را خواندم، خوشم آمد و با شعر آشنا شدم و نم‌نم حرت کردم و جلو آمدم.

يونان در ادامه گفت: مي‌آيند مي‌گويند ادبيات عامه‌پسند، سطح ادبيات ما را پايين آورده است. مي‌آيند مي‌گويند توقع مشتري را پايين مي‌آورند. دعوا که نداريم، خب شما بياييد و سطح توقع مشتري را بالا ببريد. شما سطح ادبيات را بالا بکشيد. آيا مي‌خواهيد با چاپ يك‌هزار نسخه از کتابي که به‌زعم خودتان هنري است و 100 نسخه‌اش را مفت بخشيده‌ايد و 900 تايش زير پله‌ي خانه‌ي پدرخانم‌تان هست، اين کار را بکنيد؟ من چنين شاعران و نويسندگاني را مي‌شناسم.

او ادامه داد: قصد ندارم اين دو ژانر را با هم قاطي کنم، فقط دوست دارم نگاه زرد را از چشم‌مان برداريم و به ادبيات عامه‌پسند به‌چشم يک ادبيات خوب و جدي و برتر نگاه کنيم. چه بسا نبودن يکي، منجر به نبودن ديگري است، ولي اولويت در اين‌ها ادبيات عامه‌پسند است. اگر ادبيات عامه‌پسند نباشد، کتاب جدي محکوم به فناست. بعضي وقت‌ها خلق ادبيات عامه‌پسند را نويسندگان جدي رقم مي‌زنند.

يونان گفت: يک سرباز استراليايي يک‌بار به جنگ رفت. خيلي زود برگشت. مادرش گفت «چرا برگشتي؟» گفت «شمشير من کوتاه بود و شمشير آن‌ها بلند». گفت «تو بايد يک پايت را يک قدم جلو برمي‌داشتي تا شمشير تو هم به آن ها برسد».

او توضيح داد: بعضي وقت‌ها خواننده‌ي ما مي‌آيد و آن خواسته‌ها، دريافت‌ها، روياها و آرزوهايش را در کتاب‌هاي نويسندگان جدي نمي‌بيند. اتهام نويسندگان ادبيات جدي مخصوصا در ايران اين است که آثار اين‌ها آيينه‌ي رفتارهاي جمعي و اجتماعي نيست. بيشتر آيينه‌ي دانش‌خواهي آن‌هاست. دانش‌خواهي در روانشناسي ضربه مي‌زند. طرف مي‌خواهد داستان بنويسد ده‌بار اسم «ميشل فوکو» را براي من تکرار مي‌کند. ده‌بار نام «دريدا» را مي‌گويد. دريافت‌هاي خود از کتاب‌ها را با پنجره‌ي بسيار محدود از بيرون مي‌نويسند. اين دريافت فردي است و در پيشخوان کتابفروشي‌ها جاي نمي‌گيرد، چون مردم اگر به آرزوها و شادي‌هاي‌شان و روياهاي‌شان نرسند، خواه‌ناخواه دست به انتخاب مي‌زنند و گاهي اوقات دست به انتخاب راحت‌ترين‌ها مي‌زنند.

وي بيان كرد: نويسندگان عامه‌پسند آدم‌هاي بسياري به اين دنيا اضافه کردند که شايد نويسندگان جدي خيلي کم اين کار را کردند. نويسندگان عامه‌پسند دست به خلق اين قهرمانان مي‌زنند که مردم دوست‌شان دارند. به همين دليل هم بيشتر مورد استقبال واقع مي‌شوند. به قول «دريدا» اگر دنيا کافي بود که ادبيات به وجد نمي‌آمد.

او در پايان اضافه كرد: بحث درباره‌ي ماندگاري اثري نشانه‌ي عقب‌ماندگي يک جامعه است. يک اثر يک اثر است و بايد خلق شود تا بعد معلوم شود ماندگار مي‌شود يا نه.

اميدي سرور: مي‌توان رمان عامه‌پسند خوب هم نوشت

به گزارش ايسنا، حميدرضا اميدي سرور نيز گفت: ادبيات عامه‌پسند را صرفا به‌دليل اين‌که عامه مردم مي‌خوانند به اين نام مي‌خوانم که متأسفانه در يک سير زماني بار منفي پيدا کرده است. زماني اين نوع ادبيات مانند به‌شکل پاورقي منتشر مي‌شد، به نويسندگان‌شان مي‌گفتند نويسنده‌ي پاورقي‌نويس و پس از گذر زماني، از لفظ پاورقي‌نويس، معنايي استخراج کردند که گويا نويسنده‌اش، ادبيات سطح پاييني را ارائه مي‌کند.

اين نويسنده ادامه داد: اگر ما مي‌خواهيم ادبيات عامه‌پسند را بررسي کنيم، بايد اين نوع ادبيات را با شرايط خودش بررسي کنيم، يعني اگر همان‌طور که «شازده احتجاب» گلشيري را نقد مي‌کنيم، بخواهيم «شب آفتابي» نسرين ثامني را نقد کنيم، نتيجه‌اي نمي‌گيريم.

وي بيان كرد: براي نقد ادبيات عامه‌پسند بايد با رويکرد جريان‌شناسانه به اين موضوع نزديک شويم. نبايد از اين نوع ادبيات انتظاراتي داشته باشيم که نه مي‌توانند برآورده کنند و نه به اين قصد نوشته شده‌اند. برخلاف بسياري از دوستان که مي‌گويند نمي‌شود ادبيات عامه‌پسند را بررسي کرد، معتقدم مي‌توان اين نوع ادبيات را بررسي کرد و به نتيجه هم رسيد. چون اين ادبيات براي عامه‌ي مردم نوشته مي‌شود و به کليشه‌هايي متکي است. کليشه به اين معنا که مفاهيمي آن‌قدر در اين نوع آثار تکرار شده‌اند که حالت تکراري و کليشه‌يي پيدا کرده‌اند. علت اين تکرار را هم بايد در دوست داشتن مردم جست‌وجو کرد. نويسنده‌ي رمان عامه‌پسند مي‌خواهد براي سرگرمي بنويسد و چون دوست دارد مخاطب بيشتري جذب کند، سراغ همين مفاهيم تکراري مي‌رود که عامه‌ي مردم دوست دارند. در دوره‌هاي مختلف هم موضوعات خاصي دغدغه مردم بوده است.

اميدي سرور اظهار كرد: ادبيات عامه‌پسند نيز مانند سينماي عامه‌پسند، خوراک روز مي‌خواهد. شما وقتي آثار «حسينقلي مستعان» (که در فاصله‌ي زماني 1319 تا 1340 نوشته شده‌اند) با آثار «م. مودب‌پور» (که در حال حاضر از نويسندگان برجسته‌ي عامه‌پسند است) مورد بررسي قرار مي‌دهيد، متوجه مي‌شويد چه سوژه‌هايي مورد نظر اين‌ها بوده است. مثلا در کارهاي مستعان به‌طور غيرمستقيم سبک زندگي غربي را به مردم ايران معرفي مي‌کند. به نوعي سعي دارد جريان تجدد را وارد ايران کند. توجه داشته باشيد که جامعه‌ي ايران هم به همين سمت مي‌رفت. مستعان در سال 1320 مجله‌اي منتشر كرد به اسم «راهنماي زندگي» که عمده‌ي مقالاتش به قلم اوست. اين مجله هم در همين راستاست، اما در کارهاي «م. مودب‌پور» و نويسندگان ديگر عامه‌پسند اين سال‌ها مي‌بينيم بحث ايدز، دختران فراري و ... مورد توجه قرار گرفته است. ادبيات عامه‌پسند هم دوشادوش ادبيات جدي، مباحث روز را دل خود جاي داده است و ما مي‌توانيم از دريچه‌ي آثار عامه‌پسند، جامعه را بشناسيم.

اميدي سرور اعتقاد دارد: دور از انصاف است که گفته مي‌شود نبايد به ادبيات عامه‌پسند نزديک شد و گويا باعث کسر شأن است. اين برخورد نادرست با ادبيات عامه‌پسند سابقه‌ي تاريخي هم دارد. در گذشته هم «صادق هدايت» مي‌آيد و نقدي بر کتاب «ناز» مستعان مي‌نويسد و نويسنده‌اش را مسخره مي‌کند. مستعان در آن دوره، چهره‌ي شاخص جريان عامه‌پسند و هدايت، شاخص ادبيات جدي است. شايد هدايت خواسته با اين نقد، تمام شکست‌هايي که ادبيات جديد در ارتباط گرفتن با مخاطب داشته است، جبران کند.

وي اظهار كرد: يک باور نادرست اينجاست که بسياري از روشنفکران گمان مي‌کنند، عدم استقبال مردم از ادبيات جدي به‌دليل حضور ادبيات عامه‌پسند است، در حالي که اينطور نيست. اين دو جريان، دو جريان متفاوت هستند و مخاطبان خاص خودشان را دارند. يعني ما اگر همين امروز ادبيات عامه‌پسند را حذف کنيم، فردا نمي‌آيند ادبيات جدي را بخوانند. اين دو عرصه از همديگر کاملا تفکيک شده‌اند. امکان دارد کسي از ادبيات عامه‌پسند به ادبيات جدي برسد، اما کسي از ادبيات جدي به ادبيات عامه پسند نمي‌رسد.

او با اعتقاد به اين‌كه ادبيات عامه‌پسند، ادبياتي تأثيرگذار است، گفت: تيراژ ادبيات عامه‌پسند قابل مقايسه با ادبيات جدي نيست. پاورقي «آفت» مستعان شش سال هر هفته در «تهران مصور» چاپ شد. چند سال قبل در مجله‌اي مي‌خواندم از ناشر آثار «فهيمه رحيمي» پرسيده بودند «تيراژ آثار اين نويسنده چقدر است؟» ناشر جواب داده بود «هرچقدر کاغذ داشته باشيم».

اين نويسنده افزود: به يکي از کتاب‌هاي عامه‌پسند نگاه کردم و تعجب کردم که ننوشته بودند مثلا چاپ دهم، نوشته بودن چاپ مکرر. به همين نسبت اين موضوع بر جامعه تأثير مي‌گذارد.

وي گفت: مي‌توان يک اثر جدي را به‌گونه‌اي نوشت که مخاطب انبوه هم داشته باشد. در ادبيات ايران مي‌توان از «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» خانم زويا پيرزاد اسم برد و در آمريکا از رمان «ناطوردشت» سلينجر. آثار عامه‌پسند عادت مطالعه را به‌وجود مي‌آورند. خواننده با کتاب انس مي‌گيرد و پله پله به طرف ادبيات جدي کشيده مي‌شود.

اميدي سرور با اشاره به اين‌كه ما مي‌توانيم رمان عامه‌پسند خوب هم بنويسيم، اظهار كرد: در سينما هم فيلم تجاري خوب و خوش‌ساخت داريم. با چنين کاري مي‌توان سليقه‌ي مخاطب را ارتقا بخشيد و او را براي خواندن ادبيات جدي آماده کرد. بايد ادبيات عامه‌پسند را نقد کرد تا اين نوع ادبيات رشد پيدا کند و جدي‌تر شود. رمان‌هاي عامه‌پسندي که نشر آموت چاپ کرده، با بقيه‌ي رمان‌هاي عامه‌پسند ناشران ديگر فرق دارد.

او ادامه داد: بسياري از ناشران، ادبيات عامه‌پسند منتشر مي‌کنند، اما صدايش را هم درنمي‌آورند. بسياري از ناشران هم هستند که فقط ادبيات عامه‌پسند چاپ مي‌کنند. نشر آموت، ناشري است که اگر يک کتاب عامه‌پسند منتشر مي‌کند، 10 کتاب جدي هم منتشر مي‌کند. روي هر دو نوع کتاب هم تبليغ مي‌کند. مثلا همين جلسه‌ي نقد را در نظر بگيريد. به‌ندرت ناشري پيدا مي‌شود که بيايد رمان عامه‌پسندي را که خودش منتشر کرده است، نقد کند. تبليغ کند. کيفيت چاپ «شب آفتابي» نسرين ثامني را لطفا با کيفيت چاپ بقيه‌ي رمان‌هاي عامه‌پسند ناشران ديگر مقايسه کنيد. کتاب‌هاي عامه‌پسند اغلب روي کاغذهاي نامرغوب چاپ مي‌شوند. پر از غلط هستند، ويرايش نشده‌اند، در خفا منتشر مي‌شوند و به‌فروش مي‌روند، روي جلد گل و بلبل دارند، اما از اين ضعف‌ها در چند رمان عامه‌پسند منتشرشده در نشر آموت خبري نيست.

اميدي سرور در پايان اضافه كرد: ما در آثار عامه‌پسند نبايد به‌دنبال ماندگاري باشيم. مخاطب اين نوع آثار تنها به‌دنبال پيگيري روند روزانه‌ي زندگي خود است و دوست دارد با خواندن رمان عامه‌پسند، سرگرم شود.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «سوگ مغان» منتشر شد
جديدترين رمان محمدعلي علومي با عنوان «سوگ مغان» منتشر شد.

علومي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به اين‌كه متون اساطيري و كتاب‌هاي استعاري گنجينه‌ي ادبيات ما محسوب مي‌شوند، عنوان كرد: اغلب در ادبيات داستاني معاصر به اين نوع آثار توجه نمي‌شود؛ با اين حال، علاقه به متون و كلاسيك مرا به سمت نوشتن رمان «سوگ مغان» برد. اين رمان نگاهي به متون كهن و اساطيري دارد؛ ولي زمان اجراي داستان، معاصر است.

اين نويسنده درباره‌ي موضوع رمان جديدش گفت:‌ رمان «سوگ مغان» يك تراژدي اجرا مي‌كند كه يك طرف، انسان ايراني است كه از دورترين ايام در سرزمين خشكسالي زندگي مي‌كند و طرف ديگر، رابطه‌ي جمعي و طبيعت است و در بيان موضوع‌هاي اين رمان، از نمادها و رموز موجود در متون اساطيري و كتاب‌هاي استعاري مانند مار (رمز خرد اهريمني) و عقاب (رمز پرنده‌ي مقدس) بهره‌ي زيادي گرفته است.

او با اشاره به اين گفته‌ي باستاني پاريزي كه اگر تاريخ كرمان را مطالعه كنيم، مانند اين است كه تاريخ ايران را خوانده‌ايم، عنوان كرد: بيش‌تر وقايع ناگوار تاريخ كه نمونه‌اي از ستم در رابطه‌ي اجتماعي است، از جمله حمله‌ي آغامحمدخان و كور كردن كرماني‌ها، در اين رمان آورده شده است.


محمدعلی علومی نویسنده رمان «سوگ مغان»

علومي ادامه داد: از ميان رمزها و استعارات اين رمان مي‌توانيم چند بخش متعدد از جمله ماجرايي را كه در دوران معاصر مي‌گذرد و راوي داستان را كه شخصيت‌هاي خوب و بد را در خود جاي داده، پيدا كنيم. سرانجام در پايان داستان مشخص مي‌شود راوي رمان در زلزله‌ي بم فوت شده است و تمام گزارش‌ها را از آن سوي مرگ و سرزمين مردگان بيان مي‌كند.

او افزود:‌ نكته‌ي مورد توجه و جالب اين رمان، حضور اشخاص معاصر مانند ايرج بسطامي است كه به ضرورت داستان در رمان «سوگ مغان» بيان شده است.

او در پاسخ به اين پرسش كه فكر مي‌كند «سوگ مغان» چقدر مورد استقبال عامه‌ي مردم قرار گيرد، گفت: رمان «سوگ مغان» يك كار معمولي نيست؛ چون در آن از رمزها و استعاره‌هاي متون كهن و اساطيري استفاده شده است؛ به همين دليل هم نمي‌دانم با استقبال عام روبه‌رو شود يا نه.

اين نويسنده در پايان بيان كرد: بعد از زلزله‌ي بم، مدتي چيزي نمي‌نوشتم و اين ننوشته‌ها روي هم جمع شد كه همين امر سبب شد در سال گذشته چند رمان متفاوت‌ نوشته و جمع‌بندي شود كه به نوعي همه‌ي اين كتاب‌ها را تحت تأثير زلزله‌ي بم نگارش كرده‌ام.

به گزارش ايسنا، رمان «سوگ مغان» نوشته‌ي محمدعلي علومي 245 صفحه است و با قيمت 5000 تومان به وسيله‌ي نشر آموت منتشر شده است.

در معرفي ناشر از اين رمان آمده است: «راوي ِ «سوگ مغان» که به نظر مي‌آيد دچار ناراحتي‌هاي شديد رواني شده است، به توصيه‌ي روانکاو به شهرش «بم» مي‌رود تا شايد در آن‌جا به آرامش برسد. هم‌زمان با سفر، تعدادي از نشانه‌هاي رمزي ترسناک شروع مي‌شوند. يک درويش بيابان‌گرد و مارگير حضور پيدا مي‌کنند که در کوزه‌ي قديمي خود دست ِ بريده‌اي را حمل مي‌کند. راوي داستان در سفر خود به مکاني ماقبل تاريخ مي‌رسد و در آن‌جا با موجودي اهريمني آشنا مي‌شود. در «بم» راوي سوگ مغان با دوستان خود از ستم‌هاي مکرر کساني مثل اسکندر و آغامحمدخان و اربابان محلي صحبت مي‌کند و هر بار در فاجعه‌هاي بزرگ، راوي، مُغان را مي‌بيند که با آدابي خاص و اندوهي فراوان مشغول سوگواري هستند. سرانجام معلوم مي‌شود که راوي داستان ...»

از محمدعلي علومي متولد 1340 در بردسير کرمان، تاکنون کتاب‌هاي «آذرستان»، «شاهنشاه در کوچه دلگشا»، «اندوهگرد»، «من نوکر صدامم»، «طنز در آمريکا»، «وقايع‌نگاري بن ‌لادن» و ... منتشر شده است.

از نويسنده‌ي «سوگ مغان» به زودي در نشر آموت رمان‌هاي «خانه‌ي کوچک» و «پريباد» نيز منتشر خواهد شد.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «بهانه‌اي براي ماندن» منتشر شد
بيستمين رمان حسن كريم‌پور با عنوان «بهانه‌اي براي ماندن» منتشر شد.

كريم‌پور در گفت‌وگويي با خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: ايده‌ي اين رمان از مدت‌ها پيش در ذهنم بود و همواره به عشق و محبتي كه بين خانواده‌ها بود، فكر مي‌كردم. عشق‌هايي كه بين مرد و زن و دختر و پسر وجود دارد و فداكاري‌هايي كه براي هم انجام مي‌دهند؛ اما كم پيش آمده كه اين عشق را در رابطه‌ي يك خواهر و برادر ببينيم و من به سراغ اين موضوع رفتم و ماجراي پسري را روايت كردم كه خواهرش عاشق اوست و كارهاي زيادي را برايش انجام مي‌دهد؛ تا اين‌كه پسر گرفتار يك گروه قاچاقچي مي‌شود و باقي ماجراهايي كه رقم مي‌خورد، بهانه‌هاي را به دست مي‌دهد كه پسر به خواهرش برسد.

او در پاسخ به اين‌كه ايده‌ي نوشته‌هايش را از كجا مي‌گيرد، توضيح داد: دستمايه‌ي من در نوشته‌هايم همواره عشق بوده است و يك‌سره در داستان‌هايم از عشق حرف زده‌ام.

اين داستان‌نويس همچنين درباره‌ي جايگاه نداشتن آثار نويسندگان عامه‌پسند در جايزه‌هاي ادبي، گفت: اين‌كه جوايز به آثار من نپرداخته‌اند، شايد به دليل اين باشد كه آن‌طور كه بايد، تبليغ نشده است و ضمن اين‌كه خودم هم دنبال اين چيز‌ها نرفته‌ام و برايم مهم اين بوده است كه آثارم را تأليف كنم و به دست مخاطبانم برسانم؛ هرچند از بي‌توجهي مطبوعات و جرايد، رسانه‌ها و جوايز ادبي انتقاد و گله دارم.

كريم‌پور در ادامه افزود: كدام يك از نويسندگان كدام كتاب‌شان به چاپ بيست‌وهفتم رسيده است؟ در حالي‌كه رمان «باغ مارشال‌» دومين اثر من است و تاكنون 27 بار تجديد چاپ شده است و ديگر آثارم دست ‌كم تا هشت بار تجديد چاپ شده‌اند؛ از اين‌رو نسبت به اين بي‌توجهي انتقاد دارم. انتظار داشتم بيش‌تر از اين‌ها در فضاي نقد به آثارم توجه مي‌شد. البته هميشه دوست داشتم از طريق آثار و نوشته‌هايم شناخته شوم كه اين اتفاق نيفتاده است؛ نه از طريق گفت‌وگو‌هاي انبوه با رسانه‌ها و مطبوعات. در حالي‌كه در برخي جرايد خارج از كشور به آثارم توجه مي‌شود و به صورت پاورقي در مجله‌هاي فارسي بيرون از ايران چاپ مي‌شوند. يك‌بار نشده صدا‌وسيما درباره‌ي آثارم با من گفت‌وگو كند و اين بيش‌تر ناشي از حب و بغضي است كه در ادبيات وجود دارد.


حسن كريم‌پور نویسنده رمان «بهانه‌اي براي ماندن»

او سپس در توضيحي درباره‌ي زماني كه براي تأليف آثار و نوشته‌هايش مي‌گذارد، گفت: هر داستاني فرق مي‌كند. اگر داستان روال عادي داشته باشد و گره‌هاي آن به صورت طبيعي باز شود، تأليف آن زود به انجام مي‌رسد. مثلا رمان «خانه‌ي روبه‌رو» را دوماهه تأليف كردم و رمان «وسوسه‌هاي خانه‌ي مادربزرگ» يك سال زمان برد تا نگارشش تمام شد. واقعيت اين است كه خوش ندارم گره‌هاي داستان را تصنعي باز كنم. خوشايندم است كه گره‌هاي داستان به طور طبيعي باز شود.

كريم‌پور در پاسخ به اين‌كه آثارش به چه مسائلي مي‌پردازد، متذكر شد: بيش‌تر به آثار عاشقانه و خانوادگي توجه دارم؛ مؤلفه‌هايي كه در داستان‌هاي عامه‌پسند بسامد بالايي دارد.

اين نويسنده‌ كه در سعادت‌شهر فارس به دنيا آمده است، يادآور شد: منطقه‌اي كه كودكي و سال‌هاي نوجواني‌ام در آن رقم خورده، تأثير بسزايي در تأليف داستان‌هايم داشته و اثر مثبتي روي آن‌ها گذاشته است. مثلا رمان‌هاي «آن‌سوي نيزار» و «باغ مارشال» براي همان‌جاست و از دل همان روابط و طبيعت درآمده است.

كريم‌پور خاطرنشان كرد: اولين اثرم را در سال 46 با عنوان «رنگ‌ها و نيرنگ‌ها» تأليف كردم و براي چاپ سپردم كه به دلايلي همراه با كتاب «چاپار» جلال ‌آل احمد از چاپ بازماند و توقيف شد و به ضرورت زندگي و تحصيل و معيشت، كار نوشتن را رها كردم؛ تا سال 72 كه رمان «درماندگان عشق» را منتشر كردم. البته آن نوع برخورد با كتابم مرا سرخورده نكرد و در همان سال‌ها هم كه اثري از من چاپ نشد، مشغول خواندن و نوشتن بودم و اما حالا اگر چيزي براي ارائه دارم، از همان آثاري است كه در سال‌هاي 46 تا 72 نوشته‌ام. حالا اگر چيزي مي‌نويسم، از همان نوشته‌هايي است كه در انباري نگه مي‌دارم.

او در پاسخ به اين‌كه آيا در سال‌هاي دهه‌ي 40 رغبتي براي ارتباط با محافل ادبي داشته يا خير، توضيح داد: از همان اوايل زياد به محافل علاقه‌اي نداشتم و بيش‌تر زندگي و عشق برايم مهم بوده است تا روابط محفلي.

او همچنين يادآور شد كه مدتي علاقه‌اش فيلمنامه‌نويسي بوده است و گفت: فيلمنامه‌هايي را تأليف كرده‌ام كه به كارگردان‌ها مي‌فروختم؛ به دليل اين‌كه براي فيلمنامه‌هايي كه بدون ذكر نام نويسنده‌، فيلم بر اساس آن ساخته مي‌شد، پول بيش‌تري مي‌دادند؛ از جمله فيلمنامه‌ي سريال «روزي روزگاري» را من نوشتم كه به تلويزيون فروختم؛ اما خودم نخواستم كه نامم به عنوان فيلمنامه‌نويس بيايد.

كريم‌پور از حسينقلي مستعان، جواد فاضل، چارلز ديكنز و ويكتور هوگو به عنوان نويسندگان محبوبش ياد كرد و گفت: كتاب‌هاي «غرش توفان» الكساندر دوما، «آرزوهاي بزرگ» چارلز ديكنز و «بينوايان» ويكتور هوگو رمان‌هايي است كه دوست‌شان داشتم و زير بالشم بوده‌اند. در واقع من رئاليست‌ها را بسيار دوست دارم.

او در پايان در واكنش به آن‌چه عليه جريان داستاني عامه‌پسند شكل گرفته است، اظهار كرد: قطعا استقبال مردم از آثارم برايم مهم است و تشويق‌هاي آن‌ها مرا به نوشتن واداشت و اگر يكي دو اثر اولم به فروش نمي‌رسيد، دنباله‌ي كار نوشتن را رها مي‌كردم. واقعيتش من هنوز هم نفهميده‌ام عامه‌پسند يعني چي؟ يادم هست كه از هوشنگ گلشيري پرسيدم چطور است كه كتاب‌هايي كه تو مي‌نويسي، به يكي دو چاپ مي‌رسد؛ اما كتاب‌هاي من و حاج سيدجوادي به چاپ‌هاي متعددي مي‌رسد و او گفته بود كه پفك‌نمكي‌خور در ايران زياد است. در حالي‌كه اين حرف درست نيست و من مي‌بينم كه آثارم را از كسي كه سواد خواندن و نوشتن را از نهضت سوادآموزي ياد گرفته است، تا استاد فارغ‌التحصيل از دانشگاه مي‌خوانند. خب طبيعي است كه كتاب خوبي است. اما اين‌كه كلمات قلمبه‌ سلمبه استفاده كنيم و اظهار فضل كنيم، اين عامه‌پسند نيست. يادم مي‌آيد زنده‌ياد محسن نوربخش، رييس سابق بانك مركزي، مي‌گفت براي خواندن كتاب تو سر كار نرفتم و يا در جعبه‌ي آثار يك فرد مكانيك‌كار، كتابم را ديدم. گفت، با اين اثر كتاب‌خوان‌ شده است. اين‌كه مي‌گويند عامه‌پسند، واقعا نمي‌دانم يعني چه؛ كتاب براي عامه و عموم مردم است.

به گزارش ايسنا، «بهانه اي براي ماندن» حسن كريم‌پور در 344 صفحه با قيمت 7000 تومان از سوي نشر آموت منتشر شده است.

در معرفي ناشر از اين نويسنده آمده است: «كريم‌پور پس از «درماندگان عشق»، رمان معروف «باغ مارشال» را نوشت كه خيلى زود اين رمان به شهرت رسيد و نويسنده را واداشت جلد دوم و سوم آن را نيز بنويسد و در آينده‌ي نزديک در انتشارات پنگوئن در انگلستان به چاپ مي‌رسد.»

خوابى در هياهو، نقشى بر تصوير ديگر، خيال عشق، وسوسه‌ي خانه مادربزرگ، باغ رؤياها، من محكوم مى‌كنم، كيش گم‌كردگان، مرهمى بر زخم كهن، از ديارى به ديار ديگر و آن سوى نيزار، رمان‌هاى ديگر حسن كريم‌پور (متولد 1327 در سعادت‌شهر شيراز) هستند.

در آينده‌اي نزديک نيز رمان «خانه‌ي روبرو»ي اين نويسنده از سوي نشر آموت منتشر خواهد شد.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
مجموعه‌ي داستان «آل» منتشر شد
مجموعه‌ي داستان «آل» نوشته‌ي مهدي محبي کرماني منتشر شد.
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ اين مجموعه 10 داستان کوتاه به نام‌هاي: عروس آب، آل، ته گور، کجاي اين شب ...، بچه‌دزد، روزهاي ارغواني، باغچه اطلسي، جگرگوشه مردم، عطر ياس و انتظار را شامل مي‌شود.
نويسنده درباره داستان‌هاي اين کتاب مي‌گويد: «قصه‌هاي اين كتاب به نوعي با ماجرا يا واقعه‌اي در زندگي‌ام مرتبط بوده است.»
مجموعه داستان «آل» 108 صفحه است و با قيمت 2500 تومان به وسيله نشر آموت منتشر شده است.
مهدي محبي، از نويسندگان پيشکسوت کرمان، ‌متولد سال 1329 در كرمان، فارغ‌التحصيل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران و بازنشسته شركت ملي صنايع مس ايران است. دو كتاب مجموعه شعر با نام‌هاي «صبح نارنجستان» و «سرود سرد گلايه» از آثار محبي در زمينه شعرند.
از اين نويسنده مجموعه داستان طنز «كت زوک» چند ماه قبل از سوي نشر آموت منتشر شد.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «ایراندخت» منتشر شد
نخستين رمان بهنام ناصح منتشر شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) رمان «ايراندخت» نوشته بهنام ناصح در 204 صفحه و قیمت 4000 تومان از سوي نشر آموت منتشر شد.

«ايراندخت» داستاني عاشقانه است که ماجراي آن در اواخر دوران ساساني مي‌گذرد. قهرمانان اصلي اين داستان «روزبه» و «ايراندخت» يکي در سوداي يافتن حقيقت و ديگري در انتظار معشوق، سفري را در بيرون و درون خود آغاز مي‌کنند که سرانجام به تحول شخصيتي در آنها مي‌انجامد.

عشق، انتظار، جدال با نابرابري و رياکاري و همچنين جستجوي حقيقت و عدالت درون‌مايه اصلي اين رمان است که با ماجراهاي فرعي و مهيج خواننده را از ابتداي تا انتهاي به دنبال خود مي‌کشاند.ايراندخت» نه تاريخ است و نه رماني تاريخي، بلکه داستاني است عاشقانه که ممکن است در هر زماني تکرار شود.

همچنين به قلم وي قصه‌هاي «جوامع الحکايات» محمد عوفي بازنويسي شده كه از سوي نشر کتاب پارسه منتشر مي‌شود.

Labels: , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
گزارش و عکس‌های دومین نشست آموت

بلقیس سلیمانی - میثم نبی - محمداسماعیل حاجی‌علیان

هادی خورشاهیان - لیلا عباسعلیزاده

به گزارش خبرآنلاین ... اینجا
به گزارش روزنامه آرمان ... اینجا و اینجا
به گزارش خبرگزاری ایسنا ... اینجا
به گزارش خبرگزاری مهر ... اینجا
به گزارش چهار ستاره مانده به صبح ... اینجا
به گزارش وبلاگ کوچه های قدیمی ... اینجا

كتاب‌هاي «از خواب مي‌ترسيم» هادي‌خورشاهيان و «به چيزي دست نزن» نوشته ليلا عباسعليزاده روز گذشته‌ پنج‌شنبه 21 بهمن ماه نقد شد.
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دراين نشست نقد كه در دفتر ناشر اين‌ آثار(آموت) برگزار شد ، بلقيس سليماني درباره‌ي مجموعه‌ي «از خواب مي ترسيم » هادي‌خورشاهيان گفت:آن‌چه که جلب توجه مي‌کند بهره بردن از قالب داستاني «فلش فيکشن» است. درمجموعه‌ي «به چيزي دست نزن» بهره گيري از اين شکل داراي پرداختي دوپاره است به اين معنا که آغاز برخي داستان‌ها در قالب داستان کوتاه است و از ويژگي‌هاي داستان کوتاه مانند ارائه‌ي يک طرح وسيع ، جزئي‌نگري در شخصيت‌پردازي بهره مي‌گيرد، اما در پايان به شيوه‌ي فلش - پاياني ناگهاني و کوبنده- خاتمه مي‌يابد.
اين داستان‌نويس ادامه داد ،اکثر داستان‌هاي مجموعه از اين دوپارگي رنج مي‌برند. بسياري از داستان‌ها استعداد اين را دارند که به داستان کوتاه بسيار ارزشمندي تبديل شوند ؛ در صورتي که بار داستان‌ها بر پايه‌ي ضربه‌ي کوبنده‌ي نهايي نباشد. کليت نگاه نويسنده‌ي «از خواب مي ترسيم» يک نگاه رئاليستي است و حتي زماني که از عنصر خواب هم بهره مي‌برد وارد فضاهاي فانتزي يا فضاي سورئال نمي‌شود. به همين دليل فضاها خوش‌خوان و فاقد پيچيدگي‌هاي تکنيکي هستند. در يکي از داستان‌ها شاهديم که زن و مرد به قبرستان رفته‌اند و از روي اسامي روي سنگ قبرها در حال انتخاب اسمي براي فرزندشان هستند. داستان بر پايه‌ي يک نگاه اگزيستانسياليستي است. به اين معنا که شخصيت‌ها سعي دارند که از يک فضاي سرد و فاقد روح زندگي، زندگي را بيافرينند.
وي متذكر شد:خواب از موضوع‌هاي است که هر دو مجموعه داستان به آن پرداخته‌اند. در داستان «از خواب مي ترسيم» شخصيت خواب راز آلودي را مي‌بينم و در داستان «موش کور» با زني مواجه هستيم که خواب مي‌بيند به موش کور تبديل شده است ؛در مقايسه‌ي اين دو داستان «موش کور» از مجموعه داستان «به چيزي دست نزن » داراي برتري است؛ زيرا به طور صرف به عنصر خواب نپرداخته است و مجموعه‌اي از نشانه‌ها را براي رسيدن به وضعيتي که در بيرون اتفاق مي‌افتد در اختيار مخاطب قرار مي‌دهد.
سليماني خاطرنشان كرد:بسياري از داستان‌هاي اين دو مجموعه از موضوع‌هاي روزمره بهره مي‌برند. از ديگر موارد قابل اشاره در هر دو مجموعه عنصر «ارتباط» است. ارتباط راويت‌كنندگاه با خود. مثلا داستان «موش کور » که رابطه‌ي يک شخصيت را با نهاد و وجود خويش به تصوير مي‌کشد؛ يا داستان‌هايي که در آن‌ها شخصيت را با افراد ديگر در ارتباط مي‌بينم . موضوع‌هايي که همه‌ي افراد به‌طور روزمره با آنها مواجه‌اند. هر نويسنده‌اي به دو شکل برداشت و پرداخت تازه مي‌تواند موضوع‌هاي روزمره‌ي زندگي را به ساحت ادبي نزديک کند و از آن به گونه‌اي در اثرش بهره ببرد که در مخاطب ايجاد دلزدگي نکند؛ اما اکثر داستان‌هاي اين دو مجموعه گاهي ازعنصر فقدان «برداشت نو» رنج مي‌بردند و گاهي از عنصر «پرداخت نو». در حالي كه اگر بتوانيم به يک برداشت نو برسيم اين امر منجر به يک پرداخت نو نيز خواهد شد.
او در پايان تاكيد كرد كه «زبان شاعرانه» از عناصري است که مورد استفاده‌ي بسياري از نويسندگان قرار مي‌گيرد.در ايران کساني مانند «بيژن نجدي» در«يوزپلنگاني که با من دويده اند» از اين ويژگي به درستي استفاده مي‌کند.زيرا به موضوعي شاعرانه مي‌پردازد و بهره‌گيري از چنين زباني کاملا با عنصر زبان هم‌خواني دارد.اما از آن‌جايي که بسياري از نويسندگان ايراني در يک بستر شعري غني رشد کرده‌اند ؛ از وادي شعر وارد عرصه ادبيات داستاني شده‌اند در بسياري موارد استفاده‌ي نا به جا از زبان شاعرانه باعث لطمه مي‌شود.
همچنين اسماعيل حاجي عليان در اين نشست گفت:26 داستان «از خواب مي ترسيم» و 17 داستان «به چيزي دست نزن» فضاي ساختاري نزديک به هم و متناسبي را دارند که در مخاطب ايجاد دل‌زدگي نمي‌کند. قالب برخي از داستان‌ها در هر دو مجموعه قالب « داستان شگفت» يا همان داستان «فنتستيک»است. اين نوع داستان‌ها با يک مقدمه‌چيني شروع مي‌شود و در پايان با يک ضربه‌ي نهايي به پايان مي‌رسد.
او متذكر شد:«زيست‌بوم مشترک» از مواردي است که بر نوشتار هر دو نويسنده تاثير بسيارموثري داشته است. در هر دو مجموعه با تنوع نوشتاري و موضوعي مواجه‌ايم. در مجموعه «به چيزي دست نزن» 10 داستان از 17 و در مجموعه داستان «از خواب مي ترسيم» 8 داستان از 26 داستان «داستان زنانه» هستند.اعم از داستان‌هايي که راوي آن‌ها زن است ، روايت زنانه دارند، به موضوع‌هاي مورد علاقه‌ زنان مي‌پردازند و يا در مورد زنان هستند و 6 داستان از 17 داستان «به چيزي دست نزن» و 13 داستان از 26 داستان «از خواب مي ترسيم» رويکردي مردانه دارند و مي‌توان آنها را جزء داستان‌هاي مردانه قلمداد کرد.
در پايان هادي خورشاهيان نيمي از داستان‌هاي مجموعه را بازتابي از زندگي مشترک و موضوع‌هايي دانست که از دل واقعيت آمده‌اند؛ ليلا عباسعلي‌زاده نيز، اولين تجربه‌ي داستان نويسي‌اش را بسيار لذت بخش توصيف كرد و ابراز اميدواري کرد که جلسه‌هاي نقد داستان كه در پيشرفت داستان‌نويسي تاثيربه سزايي دارند ؛رونق بيشتري بگيرند.

Labels: , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
«از شب دست کشیدم» رونمایی شد

عبدالعلی عظیمی معتقد است شعر گفتن هنر تجربه زندگی است. اگر تجربه زندگی و تجربه زبانی با هم تلفیق شوند اثر بسیار خوبی متولد خواهد شد.
به گزارش خبرنگار مهر، جلسه رونمایی مجموعه شعر "از شب دست کشیدم" سروده سارا افضلی عصر یکشنبه 17 بهمن با حضور عباس مخبر، عبدالعلی عظیمی، محمود معتقدی، محمد آزرم، عفت کیمیایی، ابوذر کریمی و جمعی دیگر از شاعران و منتقدان در محل نشر آموت برگزار شد.
در ابتدای این نشست ابوذر کریمی شاعر و منتقد گفت: به تازگی نوعی از زنانگی و فمینیسم در ادبیات مدرن ما دیده می‌شود که می‌توان گفت اثری که با پیش‌زمینه این نوع زنانگی خلق شود، مدتی بعد منقضی می‌شود. اما قسمی از زنانگی در ادبیات ما وجود دارد که کمتر از نوع گفته شده درگیر زنانگی است و شاعر می‌تواند در آن با زمانه یا ابدیت گفتگو کند. نتیجه اثربخشی این‌گونه آثار معمولا چند سال بعد مشخص می‌شود.

ادامه گزارش ... اینجا

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com