«اصلا مهم که نیست» در اردبیل نقد می‌شود
7-763.jpgنشست نقد و بررسی مجموعه‌ی شعر «اصلا مهم که نیست» سروده‌ی علیرضا بهرامی در اردبیل برگزار می‌شود.
به گزارش بخش ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست که یکشنبه‌ی هفته‌ی آینده دهم شهریورماه در مؤسسه‌ی «آفتاب مهر» شهر اردبیل برگزار خواهد شد، ابراهیم عادل‌نیا، لیلا نوروزی، حسین اسماعیلی، آیدین رضایی، کاظم نظری بقا و رضا کاظمی درباره‌ی شعرهای این کتاب سخن خواهند گفت.
مؤسسه‌ی آفتاب مهر در نشانی اردبیل، میدان ورزش، نبش کوچه‌ی عارف قرار دارد و نشست یادشده با حضور شاعرمجموعه و جمعی دیگر از شاعران این شهر، از ساعت 15 برگزار خواهد شد.
«اصلا مهم که نیست» که چندی پیش در نشر آموت انتشار یافته، گزیده‌ای از شعرهای با حال و هوای عاشقانه و اجتماعی را دربر می‌گیرد که پس از سال 88 سروده شده‌اند. این کتاب همچنین تعدادی شعر نیمایی را در فصلی با عنوان «صدای باستانی سکوت» شامل می‌شود.
از علیرضا بهرامی تاکنون مجموعه‌ی شعرهای «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم» (نشر داستانسرا) و «وقتی که برف می‌بارد» (نشر امرود) منتشر شده و مجموعه غزل «غم صدای تو یعنی...» در نشر نیماژ در حال انتشار است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
مروري بر آثار فريبا كلهر به بهانه سالروز تولدش
فريبا كلهر 
امروز دوشنبه 4 شهريور، مصادف با سالروز تولد داستان نویس معاصر فريبا كلهر است. وی فعالیتش را در حوزه نویسندگی از دهه 60 با قلم زدن در مجله‌های رشد آغاز كرد. کلهر در سال‌های بعد توانست جايگاه خود را ميان نويسندگان كودك و نوجوان تثبيت كند.-
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، كلهر كه از زمان تاسیس سروش کودکان تا سال‌های1382 (حدود سیزده سال)، سردبیر ماهنامه سروش کودکان بوده با ویژه‌نامه کودکان روزنامه همشهری نيز همکاری ‌کرده است.
 «شروع يك زن» نخستين رمان كلهر در حوزه بزرگسال است كه در سال 90 و از سوي انتشارات ققنوس منتشر شد. اين رمان 168 صفحه‌اي به چاپ سوم رسيده است.
در بخشي از اين كتاب آمده است: «وقتي به ميدان هفت تير رسيدم، خبري از گردهمايي و تجمع نبود. اغتشاش بود. يك دنيا زن و مرد هراسان كه از دست پليس‌ها فرار مي‌كردند. ساعت حدود پنج بعدازظهر بود. راه‌هاي ورود به ميدان بسته بود اما مي‌خواستم هرطور شده از سد پليس‌ها بگذرم و داخل ميدان شوم و آن همه مرد و زن را ببينم، فعالان زن را ببينم، زيبا و پروين و پريسا و ليلا را ببينم. ببينم چطور صداي برابري خواهيشان را بلند مي‌كنند.»
دومين رمان كلهر با نام «پايان يك مرد» در همين سال(90) و توسط انتشارات مركز روانه بازار كتاب شد كه در سال جاري(92) به چاپ چهارم رسيد.
 در بخشي از اين رمان آمده است: «عبدالحسين خان مي‌گفت: زمان همه چيز را تغيير مي‌دهد. چيزي كه ديروز بد بود، معلوم نيست كه امروز هم بد باشد. در دنيا چند نفر را مي‌شناسيد كه يك ساعت دروني داشته باشند كه به موقع‌اش زنگ بزند و بگوييد: وقتش است! چمدانت را بردار و راه بيافت! كجا؟ به دنبال يك نقطه سفيد افسونگر، به دنبال يك گمشده! گمشده چيست؟»
«پسران گل»، «سي‌سا سياوش»، «قصه‌هاي يك دقيقه‌اي»، «شوهر عزيز من» و «عاشقانه» كتاب‌هاي بعدي اين نويسنده هستند كه از سوی نشر آموت چاپ شدند.
 اين نويسنده پيش‌تر درباره انتشار سه کتاب «شوهر عزیز من»، «شروع یک زن» و «پایان یک مرد» به «ايبنا» گفته بود: نگارش و نامگذاري اين سه‌گانه به اين جهت بود كه اين سه اثر هر سه در سمت و سوي يكساني به لحاظ طرح مسايل اجتماعي، ‌سياست و تاثيرات آن‌ها بر روحيات و مناسبات انسان‌ها نوشته شده‌اند و از اين جهت دوست داشتم اين سه كتاب هر سه در سال 1390 منتشر شود.
از این نویسنده در حوزه ادبيات كودك و نوجوان آثار بسياري منتشر شده كه «بازگشت هُرداد»، «هوشمندان سیاره اوراک»، «ابروهای جادويی کیو کیو»،‌ «دختر آيینه پوش»، «قصه‌های قبل از غذا»، «سالومه و خرگوشش»، «قصه‌های کرگدن»، «چه عیبی داره؟»، «من و گربه سیاهه»، «من و درخت پنیر»، «تندتر از اونه که یواش باشه»، «سوت فرمانروا»، «خدای من»، «تب شصت و چهار درجه جادوگر خوشگله»، «با مثنوی پشت چراغ قرمز»، «مادر خسته پسر خوش خنده»، «قصه‌های آقا کوچولو»، «از تو می‌خواهم خدا»، «خواهر خوش‌شانس من»، «آقای هندوانه»، «گردنبندي كه قشنگ بود»، «همان كفش دوزك هميشگي»،‌ «زبان كوچكي كه حرف‌هاي خوب مي‌زد»، «عمو نوروز: مجموعه داستان كودك ايراني»، «با غم‌هايم چه كنم؟»، «ني‌لبك سحرآميز فقط خوبي مي‌بيند» و «ه‍دی‍ه‌ای‌ ب‍ا گ‍ل‍ه‍ای‌ آب‍ی‌ و دو ق‍ص‍ه‌ دی‍گ‍ر: م‍ردی‌ پ‍ش‍ت‌ درخ‍ت‍چ‍ه‌ه‍ا، ق‍اب‌ ع‍ک‍س» از آن جمله هستند.
در پنجمين دوره جايزه پروين اعتصامي، 12 اثر تاليفي در بخش بزرگسال به مرحله نهايي داوري راه پيدا كردند كه نام‌هاي «پايان يك مرد»، «شروع يك زن» و «شوهر عزيز من» در اين لیست ديده مي‌شد.
كلهر همچنین توانست جايزه كتاب سال را براي «سوت فرمانروا» و کتاب سال مجله «سلام بچه‌ها» را در بخش داستان کودک براي «آقای هندوانه» به دست آورد.
فريبا كلهر در سال‌هاي فعاليت‌اش در حوزه قلم، توانسته آثار قابل توجهي، چه از بعد مفهوم و چه از  منظر تعداد، خلق كند. گاهي از او با عنوان نويسنده‌اي با نثري روان و پاكيزه ياد مي‌شود و گاهي او را خالق كتاب‌هايي با جنبه‌هاي متفاوت در ادبيات مي‌نامند. اما با هر زبان و هر نوع ادبياتي، او نويسنده‌اي است كه توانسته با شناخت از طبع مخاطب، كتاب‌هايي با تجديد چاپ بيش از دو بار به بازار ارايه دهد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
امروز روز تولد «فریبا کلهر» است
http://aamout.persiangig.com/image/Birth/fariba-kalhour.jpg
فریبا کلهر، نویسنده

فریبا کلهر (زاده تهران/ ۴ شهریور ۱۳۴۰)، رمان‌نویس و نویسنده ادبیات کودک و نوجوان است.
فریبا کلهر فعالیت خود را از دهه شصت با حضور در مجله‌های رشد، در حیطه ادبیات داستانی کودک و نوجوان آغاز کرده و تالیفات زیادی نیز در این حیطه از خود برجای گذاشته‌است. او حدود سیزده سال، از بدو تاسیس سروش کودکان تا سال‌های ۱۳۸۲ سمت سردبیری ماهنامه سروش کودکان را برعهده داشت و با ویژه‌نامه کودکان روزنامه همشهری همکاری می‌کرد. کلهر در سال ۹۰ با انتشار رمان‌های عاشقانه، پایان یک مرد و شروع یک زن و شوهر عزیز من، فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان یک رمان‌نویس بزرگسال نیز آغاز کرد.
رمان‌های بزرگسال
عاشقانه/ رمان بزرگسال/ نشر آموت
شوهر عزیز من/ رمان بزرگسال/ نشر آموت
شروع یک زن/ رمان بزرگسال/ نشر ققنوس
پایان یک مرد/ رمان بزرگسال/ نشر مرکز
برخی از آثار کودک و نوجوان
پسران گُل/ رمان برای همه/ نشر آموت
سی‌سا سیاوش/ رمان برای همه/ نشر آموت
قصه‌های یک‌دقیقه‌ای/ داستان برای همه/ نشر آموت
بازگشت هُرداد/ رمان برای نوجوانان/ نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان - شایسته تقدیر در پنجمین جایزه پروین اعتصامی
هوشمندان سیاره اوراک (به سبک علمی تخیلی نرم)
امروز چلچلهٔ من
ابروهای جادوئی کیو کیو
دختر آئینه پوش
قصه‌های قبل از غذا
سالومه و خرگوشش
قصه‌های کرگدن
چه عیبی داره؟
من و گربه سیاهه
من و درخت پنیر
تندتر از اونه که یواش باشه
سوت فرمانروا (برنده جایزه کتاب سال)
خدای من (تقدیر شده در جایزه کتاب سال)
تب شصت و چهار درجهٔ جادوگر خوشگله
با مثنوی پشت چراغ قرمز
مادر خسته پسر خوش خنده
مجموعه با علی یا علی
تو از بهشت آمده‌ای
قصه‌های آقا کوچولو
از تو می‌خواهم خدا
خواهر خوش شانس من
آقای هندوانه (کتاب سال مجله ی سلام بچه ها در بخش داستان کودک)
و ...
× وبلاگ فریبا کلهر
× فریبا کلهر در ویکیپدیا
× صفحه اختصاصی فریبا کلهر در سایت نشر آموت

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
نمایشگاه کتاب اصفهان
هشتمین نمایشگاه استانی کتاب اصفهان آغاز شد 
نهمین دوره نمایشگاه کتاب استان اصفهان و نخستین نمایشگاه کتاب استانی سال جاری موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران، دوشنبه (4 شهریور) با حضور 500 ناشر و نمایندگی افتتاح می‌شود.-
محمد عظیمی، مدیر عامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با بیان این مطلب اظهار کرد: در این نمایشگاه 500 ناشر و نمایندگی در بیش از 350 غرفه به ارایه 65 هزار عنوان کتاب می‌پردازند.
وی با بیان این‌که 50 ناشر اصفهانی در این نمایشگاه حضور دارند، گفت: اغلب کتاب‌هایی که در نمایشگاه استان اصفهان عرضه خواهند شد به حوزه‌های هنر، ادبیات پایداری، تاریخ و تمدن ایرانی ـ اسلامی، آموزشی و کمک آموزشی مربوط می‌شوند.
عظیمی با بیان این‌که این نمایشگاه، دویست‌ و سی‌وششمین نمایشگاه کتاب استانی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران به شمار می‌آید، افزود: از ویژگی‌های نمایشگاه مذکور می‌توان به عرضه 10 هزارعنوان کتاب خارجی از کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه و بلژیک با موضوع‌های معماری، هنر، کامپیوتر، علمی و علوم انسانی اشاره کرد. همچنین در این نمایشگاه کتاب‌های مربوط به پیامبر اکرم(ص) هم در غرفه ویژه‌ای و در بخش فعالیت‌های فرهنگی و جنبی و هم در بخش کتاب‌های دینی در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرند.
مدیر عامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران عنوان کرد: عرضه کتاب‌های ویژه حوزه‌های علمیه مانند کتاب‌های علوم دینی از دیگر ویژگی‌های بارز این نمایشگاه محسوب می‌شود. همچنین در نمایشگاه کتاب استان اصفهان سرای آموزش هنر با هدف ارایه آموزش‌های هنری در بخش‌های مختلف دایر خواهد شد.
وی با بیان این‌که موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران حدود 650 میلیون تومان بُن کتاب برای نمایشگاه کتاب استان اصفهان در نظر گرفته است، گفت: این نمایشگاه میزبان برنامه‌های فرهنگی ـ هنری ویژه کودکان و نوجوانان و بیش از 10 نشست فرهنگی، ادبی و نقد کتاب خواهد بود.
عظیمی با اشاره به این‌که در این دوره از نمایشگاه کتاب استان اصفهان برای دومین بار شاهد راه‌اندازی بین‌الملل خواهیم بود، افزود: موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران از علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حضور در نمایشگاه کتاب استان اصفهان دعوت کرده است که امیدواریم بپذیرد و نخستین فعالیت استانی خود را با افتتاح نمایشگاه کتاب آغاز کند.
مدیر عامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران عنوان کرد: این نمایشگاه به مدت یک هفته در دو نوبت صبح (از ساعت 9 تا 12 و 30 دقیقه) و بعدازظهر (از ساعت 16 تا 22) در محل دايمی نمایشگاه‌های استان اصفهان در پل شهرستان میزبان علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی خواهد بود.
http://multimedia.mehrnews.com/Original/1392/02/08/IMG11401412.jpg
نشر آموت در نمایشگاه کتاب اصفهان، غرفه دارد
09123964190
aamout[at]gmail[dot]Com
پرفروش‌های مرداد ماه 92
مدیر نشر «آموت» در گفتگو با خبرآنلاین، لیست پرفروش ترین‌های خود را در مردادماه اعلام کرد که بر این اساس رمان‌های ایرانی این ناشر تخصصی ادبیات ایران و جهان بیشترین سهم علاقمندی‌های مخاطب را به خود اختصاص داده است. رمان‌های ترجمه این ناشر نیز در ماه مرداد با استقبال خوبی مواجه شده است.
1: شوهر عزیز من/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ چهارم
2: عاشقانه/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ دوم
3: خدمتکار و پروفسور/ یوکو اوگاوا/ مترجم:‌ کیهان بهمنی/ چاپ دوم
4: دیلمون پارسی- دیلمون پالوی/ عبدالرحمان عمادی
5: زن ، غذا و خدا/ جنین راس/ مترجم: آراز ایلخچویی/ چاپ دوم
6: نسکافه با عطر کاهگل/ رمان/ م. آرام/ چاپ دوم
7: رز گمشده/ سردار ازکان/ مترجم: بهروز دیجوریان/ چاپ چهارم
8: خانه/ مریلین رابینسون/ مترجم: مرجان محمدی
9: پروژه شادی/ گریجن رابین/ مترجم: آرتمیس مسعودی
10: به وقت بهشت/ رمان/ نرگس جورابچیان/ چاپ چهارم
11: داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر/ مترجم: آذر عالی‌پور
12: ایراندخت/ رمان/ بهنام ناصح/ چاپ پنجم
http://aamout.persiangig.com/image/bestsells/9205-bestseller.gif 
به گزارش خبرنگار ما، «عاشقانه» رمانی است که به گفته کلهر تنها و تنها فقط به عشق می‌پردازد که بدون نگاه عامه‌پسند است. به گفته او در این رمان عشق خاص مردی به دختری روایت می‌شود و رابطه‌ ویژه‌ای رقم می‌خورد، در این روایت نه عشق را آن‌چنان آسمانی کرده‌ام و نه آن را بسیار زمینی و دم دستی؛ بلکه سعی کرده‌ام موقعیتی میان این دو تلقی از عشق را در رمان رقم بزنم. در این رمان سه زن در زندگی مرد داستان حضور دارند و هر کدام از این زن‌ها چهره‌ای از شخصیت زن را در زندگی مرد نمایندگی می‌کنند؛ یکی چهره‌ی مادر، دیگری چهره‌ی همسر و یکی دیگر در نقش عشق مرد هستند. خیلی وقت‌ها پیش می‌آید هر سه وجه از وجوه یادشده در یک زن جمع می‌شوند و گاهی وقت‌ها هم هست که این‌گونه نیست.
در معرفی رمان «عاشقانه» عنوان شده است: این رمان یک فصل از همه‌ عاشقانه‌هایی است که اتفاق می‌افتند، اما اتفاقی نیستند. عاشقانه‌ای که از همان اولش می‌دانی یک نیمه‌اش تا ابد باید به دنبال نیمه‌ دیگرش بگردد و انتظار بکشد. نیمه‌ی پنهان از قضا همان نیمه‌ خاموشی است که این‌جا روایت می‌شود و خودش را توی سکوت جا می‌گذارد. همه چیز را تعریف می‌کند و با این تعریف خودش را مرور می‌کند. فرصتی به آنی و نفسی که می‌گویند دم مرگ هست و برای همه کافی است. این رمان قصه‌ مردی است عاشق که به طور هم‌زمان گرفتار کابوسی شده که سه زن برایش ساخته‌اند؛ همسر سابقش و دختری که او را می‌خواهد و دختری که تحسین، عاشقش شده. نویسنده‌ای برابر فرشته‌ مرگ قصه‌اش را می‌گوید تا شهرزادی باشد که مهلت می‌جوید. اما مگر نه این‌که بارها و بارها تأکید می‌کند که تو آگاهی و همه چیز را می‌دانی و چیزی به ساحت تو ناپیدا نیست؟!
همچنین فریبا کلهر درباره «شوهر عزیز من» گفته است: در رمان «شوهر عزیز من» گره خوردن زندگی اجتماعی با زندگی عاطفی را می‌بینیم و ماجرای آن در 10 سال اول انقلاب، یعنی سال‌های 50 تا 60 روایت می‌شود. در کتاب «پایان یک مرد» به رویدادهای سال‌‌های 1370 و 1376 پرداختم،‌ در «شروع یک زن» نیز فضایی از دهه‌ 60 را ترسیم کرده بودم که تا روزهای اخیر به‌گونه‌ای دنبال شده است. در «شوهر عزیز من» موضوعاتی مانند ازدواج‌های آن زمان یا مسائل جنگ مانند چگونگی جبهه رفتن‌ها و یا سوءاستفاده‌های اجتماعی برخی‌ها در پست خود و در نهایت تأثیر کلی برخی رویدادها بر روابط و مناسبات انسانی در قالب قصه آمده است.
بنابراین گزارش، رمان «خدمتکار و پروفسور» در ژاپن با استقبال فراوان مخاطبان روبه‌رو شد؛ به گونه‌ای که در یک ماه، یک میلیون نسخه از آن به فروش رفت. این رمان پرفروش داستان خواندنی است از یک رابطه آرام و صمیمی میان یک ریاضیدان و خدمتکارش؛ ریاضیدانی که 17 سال پیش در حادثه رانندگی دچار آسیب مغزی شده و این آسیب شرایط روحی و روانی عجیبی برای او به وجود آورده است. او قادر نیست هیچ چیز جدید را به خاطر بیاورد و حافظه‌اش فقط 80 دقیقه دوام دارد.
پل استر، نویسنده معروف، درباره این کتاب گفته است:‌ «رمان خدمتکار و پروفسور، اثری است کاملاً خلاقانه٬ بی‌نهایت دلنشین و به شدت تکان‌دهنده
شماره تلفن‌های 66496923، 88490392، 09360355401 برای ثبت سفارش و ارسال رایگان کتاب (خرید حداقل 4 عنوان) در خدمت علاقمندان کتاب‌های این ناشر است. این طرح روز تعطیل ندارد و در تمام روزهای هفته (حتی جمعه‌ها و روزهای تعطیل) می‌توانید سفارش خود را اعلام فرمایید.

Labels: , , , , , , , , , , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
داستان واقعی یک زن که سرطان داشت
http://aamout.persiangig.com/image/book/soud.jpg 
کتاب «صعود زندگی من» نوشته لارا ایوانز با ترجمه علی ایثاری کسمایی منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «صعود زندگی من» نوشته لارا ایوانز با ترجمه علی‌ ایثاری کسمایی از سوی نشر آموت منتشر شد.
صعود زندگی من داستانی است واقعی درباره جدال با مرگ و رها شدن از آن با صعود و کوهنوردی.
لارا ایوانز که یک کارمند شرکت تولید لباس‌ است در این کتاب داستان زندگی خود را پس از مطلع شدن از ابتلایش به بیماری سرطان تا کشف راه مبارزه با آن به وسیله کوهنوردی و کسب اعتماد به نفس و امید به زندگی با ورزش را بیان کرده است.
این کتاب پس از انتشار واکنش‌های متعددی در روزنامه‌ها و نشریات غربی با خود به همراه داشت که در یک مورد ای. هارت منتقد مجله نیویورکر درباره آن نوشت: این داستان واقعی مبارزه زنی خستگی‌ناپذیر با بیماری و عشق بی‌پایان او به زندگی، طبیعت و کوهنوردی است. ماجرایی سحرکننده از اراده انسان در برخورد با بیماری ـ و غلبه بر آن ـ  و طبیعت که بارها آن را خواهید خواند و مجذوبش خواهید شد.

ایوانز فصل هفتم از کتابش را اینطور آغاز می‌کند:
سرطان باعث شده است با چشمان تازه‌ای به جهان نگاه کنم: چشمان قدیمی من خوب می‌دانند مرزها را به سختی فروریخته و عقب برده‌ام و حالا، چشمان تازه‌ام نمی‌دانند چرا درد و رنج، بخشی جدایی ناپذیر از مرحله رشد هستند و گیج شده‌اند. درک می‌کنم طرز نگرش و فکر چه نقش بزرگی در فرآیند شفا ایفا می‌کند و برای نخستین بار مجبورم مرگ را به عنوان بخش طبیعی از فرآیند زندگی بپذیرم... هفت هفته از ورودم به اتاق مخصوص، روی پله‌های فلزی پلکان اضطراری طبقه پنجم بیمارستان «پاسیفین پرسبیترین» ایستادم. روی سرم ماسک کاغذی آبی قرار داشت که معمولا روی بینی و دهانم را گرفته تا مانع از نفوذ میکروب‌های هوا به سیستم دفاعی ضعیف شده بدن من شود. زندگی تنهایی هفته‌های گذشته من پایان یافته، دوباره آزاد بودم... دو روز بعد در اتاق بیماران سرپایی که برای آوزدن من از اتاق ایزوله و فرصت دادن به بدن من برای عادت کردن به محیط عادی طراحی شده بود به سینه پهلوی ویروسی مبتلا شدم...چند آزمایش ناراحت کننده روی من انجام شد که نتیجه قطعی نداشت... نمی‌توانستم درست نفس کشم. ترسیده بودم و غم سراپای وجودم را گرفت. چطور می‌توانستم تا این حد بیمار باشم....
علی ایثاری کسمایی روزنامه‌نگار و مترجم این اثر پیش از این نیز آثاری چون «در سايه آفتاب تابان»، «فرهنگ و امپرياليسم»، «حقايق اساسی درباره سازمان ملل متحد»، «سازمان ملل متحد در دنيای امروز»، «شيوه‌های مصاحبه در مطبوعات»، «روزنامه‌نگاری جهانی»، «از استالين تا يلتسين» و «آپارتايد خبری در انگليس» را ترجمه و منتشر کرده است. از این مترجم سرشناس پیش از این کتاب «تاریخچه خصوصی خانه»‌ نوشته «بیل برایسون» در نشر آموت منتشر شده بود که به زودی چاپ دوم آن روانه بازار کتاب می‌شود.
کتاب «صعود زندگی من» با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 10000 تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نگاه آذر عالی‌پور به «نیمه ناتمام»
نیمه ناتمام 
فرهیختگان/آذر عالی‌پور: من نه منتقد ادبی‌ام و نه قصد نقد کردن اثری ادبی را دارم، با این همه، دغدغه اصلی‌ام، ادبیات، به‌ویژه ادبیات داستانی است و ذهنم از نوجوانی و شاید کودکی تا به حال همواره تشنه جذب واژه‌هایی بوده که به هم می‌پیوندند تا برایمان قصه‌هایی بگویند برگرفته از واقعیت و تخیل، از آدم‌ها، از عاشقی‌هایشان، ناکامی‌هایشان، دغدغه‌ها و کلنجارهای با خویشتن‌شان و با دیگران.
http://farheekhtegan.ir/images/stories/20130817154460.jpg  قصه زندگی آدم‌ها به روایت‌های مختلف بیان می‌شود و در شکل‌های گوناگون. قصه‌ها، چه برگرفته از واقعیت و چه زاییده تخیل محض، همواره بخش جدایی‌ناپذیری از لذت‌های ذهنی و حسی انسان بوده است. اما روایت آنها، در طول تاریخ و از گذشته تا به امروز، تغییرات شگرفی کرده است؛ از ساده‌نویسی تا پیچیده‌نویسی، از کلاسیک بودن تا مدرن و پست‌مدرن شدن، از روایت‌های خطی تا روایت‌های تودرتو و چندلایه، و از ادبیاتی که به آن سطحی و عامه‌پسند می‌گویند و ادبیاتی که جدی نامیده می‌شود. هرچند که در مورد داستان‌های عامه‌پسند نیز نظریات متفاوتی ارائه می‌شود، اما طبیعتا نوشتارهایی که نه از عمقی از جنبه داستان‌نویسی برخوردارند و نه نثرشان برگرفته از ادبیات غنی فارسی و واژه‌های شیرینش است، جایگاهی در ادبیات ما ندارند. از طرفی عده‌ای بر این باورند که هرچه داستان پیچیده‌تر و سرشار از استعاره و تمثیل یا به اصطلاح پست‌مدرن‌تر باشد، از ارزش ادبی بیشتری برخوردار است و قابل خواندن می‌شود. متاسفانه به همین دلیل هم عده بسیار محدودی تمایلی به خواندن این‌گونه کتاب‌ها نشان می‌دهند و عده‌ای بی‌شمار از علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به دلایلی همچون عدم درک مفاهیم گنجانده شده در داستان یا استفاده از پیچیده‌گویی‌های بسیار یا حتی عدم آشنایی با این‌گونه سبک‌های داستان‌نویسی، از خواندن کتابی که به توصیه دوستی تهیه کرده‌اند، پس از خواندن همان
چند صفحه اول، منصرف شده و آن را به بایگانی کتابخانه‌شان می‌سپرند. من متاسفانه کارهای پیشین خانم نسرین قربانی را نخوانده بودم و به گمانم حتی اسم ایشان را هم نشنیده بودم. خوشبختانه رمان «نیمه ناتمام» ایشان توسط ناشرشان به دست من رسید و من ابتدا با تردید شروع به خواندنش کردم اما پس از خواندن چند صفحه، با نثری دلنشین و آمیخته به ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات رایج در زبان فارسی که همه بسیار به‌موقع و به‌جا از طریق دیالوگ‌ها بازگو می‌شوند، روبه‌رو شدم و از روان‌بودن، ملموس‌بودن و در همان حال تصویرسازی‌های به‌جا و مناسب و شخصیت‌پردازی‌های خوب و منطقی آن بسیار لذت بردم. رمان، زندگی یک دختر نوجوان را از زمان تحصیل در دبیرستان تا بزرگسالی و در بستر فراز و نشیب‌ها و تحولات اجتماعی ایران در طی دو دهه (از دهه ۴۰ تا زمان انقلاب ) به تصویر می‌کشد و در لابه‌لای آن، زندگی، احساسات و ماجراهای مربوط به افراد خانواده و دوستانش را بازگو می‌کند؛ زندگی افرادی که اعضای یک خانواده هستند، اما نگاه‌های کاملا متفاوتی به دنیا دارند. این رمان ماجراها و تجربه‌هایی را به تصویر می‌کشد که بسیاری از ما طی سال‌های گذشته شاهدشان بوده‌ایم، اما نسرین قربانی توانسته با مهارت و ظرافتی خاص، آنها را به‌گونه‌ای روایت کند که نه ما را از خواندن کتاب خسته کند و نه سطحی‌اش بپنداریم. به گمان من «نیمه ناتمام» رمانی است خوشخوان، با نثری پاکیزه و ساختاری محکم و شخصیت‌پردازی‌های خوب و نیز گره‌های تعلیقی مناسب و دیالوگ‌های روان و شیرین. خواندنش را به دوستداران کتاب توصیه می‌کنم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
انتشار کتابی پس از 47 سال
 
کتاب «دیلمون پارسی/ دیلمون پالوی» دربرگیرنده دوبیتی‌های عاشقانه روستاییان شمال ایران که عبدالرحمان عمادی گردآورنده آنها 45 سال پیش نتوانست نظر پرویز ناتل خانلری مدیر انتشارات سخن و رئیس سپاهی دانش ایران را برای چاپ آنها جلب کند، سرانجام منتشر شد. عمادی پس از نزدیک به 5 دهه ماجرای رد شدن این کتاب را از سوی خانلری بازگو کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، به تازگی دو اثر تازه از عبدالرحمن عمادی با عنوان «دیلمون پارسی» و «دیلمون پالوی» در قالب یک کتاب از سوی نشر آموت منتشر شده است. این کتاب که در دو بخش تالیف شده، در قسمت نخست به موضوع ایران‌شناسی مردمی به کمک زبان و واژه پرداخته و در بخش دوم نیز دوبیتی‌های سروده شده به زبان پهلوی دیلمی را که توسط روستائیان منطقه شمال ایران و با مضامین عاشقانه خلق شده، مورد توجه قرار داده است.
عمادی در بخش اول این کتاب به بررسی گستره منطقه دیلم در تاریخ ایران پرداخته و پس از آن به سراغ معرفی ریشه‌شناسی واژه پهلوی در زبان و فرهنگ ایرانی و چگونگی استخراج عبارات پارسی و نمونه‌هایی از کاربرد واژه‌های زبان دیلمی در متون قدیم رفته و در قسمت پایانی همین بخش به بررسی شعر «آمله» قدیمی‌ترین شعر بر جای مانده در زبان دیلمی پرداخته که به گفته عمادی، نام شهر آمل در استان مازندران نیز بر مبنای نام و شعر این شاعر زن ایرانی (آملی) انتخاب شده است.
دومین بخش از این کتاب با عنوان «دیلمون پالوی» نیز به بررسی دوبیتی‌های عاشقانه روستاییان شمال ایران پرداخته است که از آن با عنوان «پهلوی‌های دیلمی» نیز یاد می‌شود. عمادیِ ایرانشناس، نگارش و جمع‌آوری این دوبیتی‌ها را از دوران دبیرستان خود شروع کرد و دستنویس آنها را در سال 1345 و پس از 20 سال تلاش آماده انتشار کرد. این کتاب در سال 1347 برای انتشاز از سوی عمادی به پرویز ناتل خانلری تحویل داده شد، اما پس از گذشت حدود یک سال در انتشار آن، به گفته عمادی، تعللی به عمل آمد و در نهایت نیز این اشعار اکنون و پس از 50 سال پس از تحقیق و گردآوری، منتشر شده‌اند.
به بهانه انتشار این کتاب پس از 47 سال با عبدالرحمان عمادی، نویسنده و پژوهشگر و گردآورنده اشعار آن گفتگویی انجام دادیم. او در ابتدا به ماجرای رد شدن این کتاب برای انتشار با نظر پرویز ناتل خانلری پرداخت و گفت: زمانی آقای ناتل خانلری که علاوه بر مدیریت انتشارات سخن، رئیس سپاهی دانش ایران هم بود و شنیده بود که من شعرهای عاشقانه مردمی را در ایران از زمان‌های بسیار دور جمع‌آوری کرده‌ام، آمد و به من گفت می‌خواهیم در سپاهی دانش این شعرها را چاپ کنیم.
وی افزود: خانلری این شعرها را از من گرفت و بعد هم خبری از چاپشان نشد و حتی چیزی نمانده بود این شعرها که با کوشش و پشتکار بسیار گردآوری کرده بودم، از بین برود. بعداً علت را جویا شدم و خانلری از من درباره منابع این شعرها سئوال کرد و برخی سئوال‌های دیگر بی‌ربط که من را به یقین رساند که او چندان با این قبیل پژوهش‌ها آشنایی ندارد. در هر حال بعد از 2 سال به زحمت شعرها را از او پس گرفتم.
این ایران‌شناس ادامه داد: این ماجرا گذشت تا یکی از دوستان من که کارهای حقوقی آقای رفسنجانی را انجام می‌داد و بعداً هم وزیر ارشاد شد، آمد و درباره این شعرها به من گفت که بخش خصوصی علاقه‌ای به چاپ این قبیل آثار ندارد و نشر بخش دولتی هم ساز و کار خودش را دارد و من (وزیر مورد اشاره) وقت نکرده‌ام اینها را بخوانم. خدا پدرش را بیامرزد که راست گفت و دروغی نگفت.
عمادی همچنین به انتقاد از پژوهش‌هایی که با هدف گردآوری فرهنگ واژگان مردم ایران از سوی سازمان‌های متعدد دولتی انجام می‌شود، پرداخت و یادآور شد: در ایران چون پولی از این قبیل شعرهایی که من گردآوری کرده‌ام، درنمی‌آید، کسی سراغشان نمی‌رود که چاپشان کند و لذا برای خالی نبودن عریضه می‌روند لغت‌سازی می‌کنند مثل همین کاری که فرهنگستان زبان و ادب فارسی خودمان می‌کند؛ یک کار فرمالیته اداری. به هر حال بودجه‌ای برای آن کنار گذاشته شده و باید اینطوری خرج شود.
از دیگر آثار عمادی و بجز کتاب اخیر، می‌توان به لامداد (چند جُستار از ایران)، آسمانکت (چند رسم مردمی)، خوزستان، حمزه آذرک و هارون‌الرشید، دوازده گل بهاری، چندصد نام دریای خزر و دماوند اشاره کرد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
داستان کودکان خیابانی
مثل زنبور 
روزنامهفرهیختگان (نسرین قربانی): زنده یاد جلال آل احمد، داستانی دارد به نام: "بچه ی مردم"، زنی در استیصال کامل، کودک خود را به دلیل وجود ناپدری به ازدحام جمعیت می سپارد. مزین کردن کودک به بهترین و آراسته ترین لباسش، مثل نوازش گوسفندی به مسلخ می ماند.
ما ازسرنوشت بچه هرگزباخبر نمی شویم. به عبارتی روی دیگرسکه را نمی بینیم اما    می توانیم حدس بزنیم چه برسرش می آید اما مادراست که با کوله باری ازغم به خانه برگرمی گردد تا بتواند سرسفره ی شوهربنشیند!
رمان زنبورعسل اما نه تا حد کامل که به شکلی با بچه ی مردم شباهت دارد. دراین جا ما ازسرنوشت مادربی خبرمی مانیم و این فرزند است که یکه وتنها به دنیای خشن و بی رحم بیرون هل داده می شود. با این تفاوت که کودک نوزادی را هم یدک می کشد.
این قبیل داستان ها، همیشه بوده و خواهد بود. به عبارتی تاریخ مصرف ندارد. تا زمانی که درجامعه فقروفلاکت واعتیاد وجود دارد، کودکان خیابانی. کارتن خواب. کودکانی که تحت نظر افراد غیرمسئول اداره می شوند، نیزوجود خواهد داشت.
غیراجتناب ترین رویداد زندگی انسان مرگ است. و درست نقطه ی مقابل آن تولد هایی که می شود و یا می شد اتفاق نیفتد و می افتد. بنابراین باید منتظرعواقبی این چنینی نیز بود.
بی بهره ماندن ازمهم ترین نیازهای اولیه ی انسان: مسکن. خوراک وپوشاک وبعد امنیت که چنان چه جای هریک از آن ها خالی باشد مثل دهانی است بی دندان که منظره ای زشت و عواقبی سوء خواهد داشت.
 کودکان خیابانی به دلیل زندگی سخت و تحمل آزارو اذیت های روحی و جسمی، اغلب دربزرگ سالی یا به افرادی بزهکارتبدیل می شوند و ادامه دهنده ی اشخاصی که هدایت گر آن ها به این راه بوده و یا اگر برحسب اتفاق و تقدیربه افرادی لایق و کارآمد تبدیل شوند، گذشته هم چنان گوشه ای ازذهنشان باقی مانده ودرشرایط و موقعیت هایی خاص جلوه نمایی خواهد کرد. ازاین قبیل افراد درتاریخ کم نیستند. آبراهام لینکن رییس جمهوردهه های قبل آمریکا، کودکی سرراهی بود. وی با لغو قانون برده داری که به نوعی تداعی کننده ی کودکان کاروخیابانی بود، بخشی ازدورن خود را آزاد کرد اما هرگز نتوانست از      حقارت های پنهان خود بگریزد.
مادر، همیشه مظهری ازمهربانی، گذشت، فداکاری و کلیه ی صفات خوب است. پس چگونه می شود که همین فرشته ی زمینی یک باره به انسانی دیو صفت و کسی که همه ی احساسات وعواطف خود را زیرپا گذارد، تبدیل می شود؟ مهم ترین عامل فقرو به دنبال آن حس ناامنی است که ازبه یک باره همه ی فاکتورها را به هم می ریزد.
رمان با سپردن دوفرزند یکی شیرخوارودیگری پنج ساله به امان خدا،شروع می شود. سرنوشت کودک چند ماهه ای که به زن نانوا سپرده و به کل فراموش می شود. گویی جزئی ازآرد وخمیرو تنور نانوایی می شود! راوی به شکلی و ناخواسته ادامه دهنده ی راه مادرمی شود.
راوی پنج ساله ابتدا بی آن که بخواهد جنسیتش مشخص نیست اما کم کم و به اقتضای زمان می آموزد که تا مدتی از جنسیت خود برای حفاظت از خود بگریزد.ضمن این که پیش از آن هم به اتفاق مادرش طعم گدایی و درخواست کمک ازدیگران را چشیده بود.
راوی درچند جا به علاقه اش درمورد پروازو رنگ زرد اشاره کرده، که اولی نمادی ازآزادی. گریزازیک نواختی وسفر به ناشناخته هاست ودومی دردسته ی رنگ های گرم قرار دارد. خصوصیات انسان هایی خونگرم. باهوش وتوانایی تصمیم گیری بالا. راوی بعد ازانتقال به مرکز کودکان بی سرپرست ضمن این که ازدیگران کناره گیری نمی کند، مدام نقشه ی فرار می کشد. بیرون امدن ازپشت دیوارهایی که او را از دنیای بیرون جدا کرده. روح راوی دراسارت نمی گنجد. پروازمی کند.
 با توجه به موضوع زیبای داستان به نظرمی رسد ازیک جایی به بعد سرعت رمان غیر متعارف می شود. ما بخش هایی از رشد راوی را نمی بینیم. اتفاقات به سرعت پیش می آیند و در نهایت گابریلا که شخصیت منفعلی بوده وعلی رغم امکانات درون خانه، گرایش زیادی به بیرون دارد و ازدواجش که در دو کلمه خلاصه می شود . درانتهای داستان ما اسم جدیدی می شنویم که باید حدس بزنیم فرزند گابریلا است. حتا ازدواج خود راوی آن قدر سریع و ترو فرز انجام می گیرد و ترک خانه ای که سال ها در آن زندگی کرده که گویی اصلن وجود نداشته. انگارهیچ علاقه و دلبستگی خاصی بین خانم خانه و او ایجاد نشده! درخانه هایی که خدمتکاری برای چند سال دریک جا زندگی می کنند، به مرور زمان جزیی ازاعضای خانواده می شوند. درصورتی که این اتفاق بین راوی و خانم خانه نمی افتد اگرچه ازکارزیاد شکایت کند، ولی باید به یاد داشته باشد که همه ی امنیت اش را مدیون همان شخص بوده.
رمان می توانست و به احتمال زیاد هم چنین بوده که بخش های بسیاری داشته که نادیده گرفته شده و همین امرموجب اشکالات چشم گیری شده است. حیف از چنین موضوعی زیبا که مثله شده است.
·        مثل زنبور/ ایزابل ژیرار/ ترجمه‌ی آزیتا لسانی/ نشر آموت

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
ریاضیات لذیذ
http://baharnewspaper.com/NewsImage/92-05-28/Image/17319p7-2.jpg 
روزنامه بهار: کوجی فوجی‌وارا/ برگردان: بهار سرلک/  رمان پروفسور و خدمتکار که یکی از پرفروش‌ترین آثار ادبیات ژاپن است، اکنون به زبان انگلیسی ترجمه شده است. داستان این رمان درباره ریاضیدانی 64ساله است. او که زمانی استاد دانشگاه بوده 17سال پیش در یک سانحه اتومبیل دچار آسیب مغزی شده و به‌ویژه بخشی از مغز او که مربوط به حافظه است دچار اختلال می‌شود. پس از تصادف، با وجود این‌که پروفسور قادر است حوادث مربوط به دوران پیش از حادثه را به خوبی به یاد بیاورد اما حافظه کوتاه‌مدت او تنها قادر است تا 80دقیقه مطالب را در خود حفظ کند. تخصص پروفسور در زمینه نظریه اعداد بوده اما پس از تصادف و آسیب مغزی دیگر نتوانسته به تحقیقات خود ادامه دهد.
    مشکل حافظه پروفسور سبب شده است زندگی معمولی برای او غیرممکن شود. از آنجا که او قادر به یادآوری چیزی نیست هر اتفاقی برای او حالت ناگهانی و غافلگیرکننده دارد. طبیعی است که همین مشکل باعث شده است او از جامعه و اطرافیان خود دور افتاده و گوشه انزوا بگیرد. به این ترتیب او مبدل به انسانی بسیار تنها شده است.
    پروفسور در اتاقی کوچک، جدا از خانه بزرگ همسر برادرش، زنی که سال‌ها از بیوه شدنش می‌گذرد، زندگی می‌کند. آن دو از خانواده‌هایی ثروتمند هستند و درآمد اصلی‌شان از املاکشان است. پروفسور و بیوه برادرش رفت‌وآمد چندانی با هم ندارند، به‌خصوص بعد از ماجرای تصادف. پس بیوه برای مراقبت از پروفسور خدمتکار استخدام می‌کند. خدمتکار هر روز صبح می‌آید‌، صبحانه درست می‌کند، لباس‌ها را می‌شوید، خانه را رُفت‌و‌روب می‌کند و شام می‌پزد. 29ساله است، هیچ‌وقت ازدواج نکرده و پسری 10ساله دارد.
    در ژاپن استخدام خدمتکار معمول نیست مگر در خانواده‌های بسیار مرفه. البته غیرمعمول‌تر از آن بچه داشتن بدون ازدواج است.
   
خدمتکار و پروفسورخدمتکار اولین‌بار در ماه مارس 1992 به خانه پروفسور می‌رود. این رمان درباره روابط میان پروفسور، خدمتکار و پسرش است. پروفسور عاشق ریاضیات و به‌خصوص اعداد است. ریاضیات و اعداد تقریبا تنها چیزهایی هستند که پروفسور به آن‌ها اهمیت می‌دهد و البته او بیسبال هم دوست دارد هرچند خیلی پیگیر نتایج بازی‌ها نیست. تیم مورد علاقه‌اش تایگرز و بازیکن مورد علاقه‌اش هم ایناتسیوی توپچی است. هم تیم تایگرز و هم ایناتسیو در واقعیت در لیگ‌برتر بیسبال ژاپن وجود داشته‌اند. ایناتسیو توپچی اسطوره‌ای بیسبال ژاپن در سال 1984 با بیسبال خداحافظی کرد. این یعنی پروفسور نمی‌داند او دیگر بیسبال بازی نمی‌کند و به همین دلیل همچنان مدام سراغ او را می‌گیرد. تصویری که از ایناتسیو در ذهن‌ پروفسور وجود دارد این است که او نمونه کاملی از یک توپچی حرفه‌ای است، البته حداقل تا وقتی که جوان بود. ایناتسیو که تمام جزییات مسابقاتی را که در آن‌ها حضور داشت به خاطر می‌آورد، می‌توانست با ذوق و شوق ساعت‌ها درباره بیسبال صحبت کند. از طرفی دیگر ایناتسیو آدم سختگیری بود و انگار غیراز بیسبال هیچ کار دیگری از نظر او جالب نبود. سال 1984 وقتی ایناتسیو در 36سالگی از لیگ بیسبال ژاپن خداحافظی کرد، هیکل خوبی نداشت. به آمریکا رفت تا شانس خود را در لیگ‌های حرفه‌ای آنجا امتحان کند اما در آنجا موفق نبود. داستان زندگی ایناتسیو شبیه داستان دون کیشوت است. در سال 1993 به خاطر مصرف مواد نیروزا دستگیر و دو سال زندانی شد. خواهش می‌کنم سوءبرداشت نکنید، من ایناتسیو را دوست دارم. فقط این‌ها را گفتم که بدانید بیسبال برای ایناتسیو در حکم ریاضیات برای پروفسور بود. در کتاب چند رویداد واقعی از بیسبال ژاپن آورده شده است و به خاطر همین حین خواندن کتاب حس می‌کردم شخصیت پروفسور هم واقعا وجود داشته است. هرچند لازم نیست برای لذت بردن از کتاب درباره بیسبال ژاپن چیزی بدانید.
    هر روز صبح هنگامی که خدمتکار به خانه پروفسور می‌رود، پروفسور او را نمی‌شناسد. اما پروفسور تکه‌کاغذهای کوچکی را به کتش سنجاق کرده تا اطلاعات ضروری را به خاطر بیاورد. یکی از کاغذها توضیحی درباره خدمتکار است. هر روز صبح وقتی خدمتکار می‌رسد خود را با اشاره به تصویر صورتکی روی یکی از کاغذها معرفی می‌کند و پروفسور هم یکی از سوال‌های همیشگی‌اش را از او می‌پرسد: چند سالته؟ یا شماره کفشت چنده؟ و سوالات دیگری که همیشه درباره اعداد و ارقام هستند. اگر خدمتکار پاسخ بدهد شماره کفشم 24 است (یا همان 6 در آمریکا) پروفسور می‌گوید این عدد چهار فاکتوریال دارد و این دفعه خدمتکار می‌پرسد فاکتوریال چیست؟ و پروفسور جواب می‌دهد. این نمونه‌ای از گفت‌وگوهای معمول بین خدمتکار و پروفسور است.
    عکس‌العمل‌های پروفسور اغلب نامتعادل هستند. مثلا وقتی می‌فهمد که خدمتکار یک پسر 10ساله دارد، فکر می‌کند این ظلم است که پسربچه باید شامش را بدون مادرش و در تنهایی بخورد. برای همین پروفسور از خدمتکار می‌خواهد پسرش را همراه خود به خانه او بیاورد و این‌گونه است که رابطه سه‌نفره آن‌ها آغاز می‌شود.
    در این رمان درام بزرگی روی نمی‌دهد. اما به خاطر مشکل فراموشی پروفسور ریز و درشت زندگی او برای اطرافیانش عجیب و غیرقابل‌ درک است. در یکی از اتفاقات مهم داستان آن‌ها به تماشای مسابقه‌ تایگرز می‌روند. مادر و پسر تلاش بسیاری می‌کنند تا پروفسور متوجه نشود که ایناتسیو مدت‌ها پیش از بیسبال خداحافظی کرده است و در نتیجه دلش نشکند. علاوه بر مشکل حافظه، علاقه پروفسور به اعداد، به‌خصوص اعداد اول، آن‌قدر زیاد است که گاهی زندگی‌اش اندکی خنده‌دار و مضحک می‌شود. مثلا اگر خرید خدمتکار بیشتر از 80 دقیقه طول بکشد، پروفسور باز سایز کفش او را می‌پرسد.
    نمی‌دانم شما چه ذهنیتی از ریاضیدان‌ها دارید اما از آنجا که من خود یکی از آن‌ها هستم و ریاضیدان‌های زیادی را می‌شناسم، می‌توانم با اطمینان بگویم که اکثر آن‌ها هیچ شباهتی به پروفسور ندارند. البته ریاضیدان‌هایی را هم می‌شناسم که شبیه پروفسور هستند و به شکل عجیبی به اعداد علاقه دارند. مثلا پروفسوری بود که وقتی برای دوره فوق‌دکترایم به آمریکا رفته بودم با او آشنا شدم. با این‌که من هندسه می‌خواندم اما محض سرگرمی یک دوره در کلاس‌های اشکال خودهمسان هم شرکت کردم. استاد آن کلاس علاقه و استعداد عجیبی در ریاضیات داشت. او به شکلی باورنکردنی اعداد و ارقام بزرگ و مهم را به یاد می‌آورد. انسانی نیک و معلم خوبی هم بود. همواره شوق او به اعداد من را وادار به تحسین می‌کرد. درعین‌حال از این‌که می‌دیدم خودم چنین علاقه‌ای به ریاضیات ندارم دلسرد می‌شدم. برای همین به خودم می‌گفتم بهتر است خیلی به ریاضیات نزدیک نشوم: ریاضیات را بگذار برای نظریه‌پردازان ریاضیات. (همان استاد دست آخر مدال فیلدز را گرفت. پس دیگر علتی برای دلسردی من هم وجود نداشت.)
    بعضی‌ها می‌گویند شخصیت پروفسور داستان براساس شخصیت اردوس ساخته شده است. البته نام کتابی از اردوس هم به عنوان مرجع در انتهای کتاب ذکر شده است. با همه این تفاسیر پروفسور بیشتر من را یاد رامانوجان می‌اندازد. با خواندن این رمان یاد داستان معروفی افتادم که در آن هاردی به رامانوجان می‌گوید تاکسی‌ای که سوارش شده، شماره پلاکش 1729 بوده است. رامانوجان بدون مکث می‌گوید: «عدد خیلی جالبی است. کوچک‌ترین عددی که به عنوان حاصل جمع دو عدد با توان سه از دو راه مختلف می‌توان حساب کرد»: 1729 =
    پروفسور داستان‌های زیادی را درباره ریاضیات و اعداد برای خدمتکار و پسرش تعریف می‌کند. یکی از داستان‌های مورد علاقه آن‌ها فرمول مشهور اویلر است: آن‌ها عدد پی () را می‌شناسند اما از () و (i)
    سر در نمی‌آورند. بنابراین فکر نمی‌کنم که مفهوم فرمول را به درستی بدانند. این اواخر در کلاس جبر سال اولی‌ها دانشجویی آمده بود و می‌پرسید که چگونه می‌توان صحت این فرمول را ثابت کرد یا اصلا اثبات آن ممکن است؟ گفتم: «شماها تازه سری تیلور را خوانده‌اید. پس فعلا فقط () را به (ex) سری تیلور اضافه کنید، بعد از سری تیلور برای محاسبه سینوس‌ها و کسینوس‌ها استفاده کنید. کلش همین است.» قیافه‌اش تو هم رفت. فکر کنم انتظار شنیدن چنین جوابی را نداشت. من داشتم سعی می‌کردم با استفاده از اعداد مرکب به پرسش او پاسخی هندسی بدهم اما انگار آن دانشجو هنوز این‌ها را یاد نگرفته بود. شاید این جوابی نبود که او دوست داشت. به نظرم این فرمول سحری دارد که هرکسی را با هر معلوماتی طلسم خود می‌کند. شاید هم این مثالی باشد از این واقعیت که زیبایی و راز و رمز ریاضیات به طرق مختلف در دل افراد نفوذ می‌کند. از طرفی هم به این جور آدم‌ها حسودی‌ام می‌شود چون مثل خیلی از ریاضیدان‌ها من هم سعی می‌کنم از ریاضیات به شیوه تعریف - قضیه - اثبات لذت ببرم. راستی ترجمه دقیق انگلیسی عنوان این رمان معادله محبوب پروفسور است.
    سوالی که ذهن آدم را به خود مشغول می‌کند این است که چطور آدمی مثل پروفسور با وجود مشکل فراموشی، می‌تواند با سایرین ارتباط برقرار کند. وقتی آدم آشنایانی مثل اعضای خانواده، دوستان، همکلاسی‌ها یا همسایه‌هایش را می‌بیند خب از پیش نسبت به آن‌ها احساسی در دل دارد. این احساسات عمدتا براساس خاطراتی است که با آن‌ها داشته ‌است. اما برای برقراری ارتباط دیگر نیازی نیست که در هر دیدار آن خاطرات را به یاد بیاورد. ظاهرا احساسات، افکار و عقاید به‌وجودآمده در گذشته درون پوشه‌ای در مغز نگهداری می‌شوند و نوعی مفهوم انتزاعی را به وجود می‌آورند. این مفهوم انتزاعی مهم‌تر از خود تک‌تک آن احساسات و افکار و عقاید است. اما برای پردازش این انتزاع باید احساسات و افکار و عقاید خود را در پوشه‌های مربوطه بگذارید و هر پوشه هم مربوط به یکی از آشنایان باشد. من از مطالعات روز درباره حافظه اطلاعات چندانی ندارم پس این بحث را در همین جا به پایان می‌رسانم. به هر ترتیب وقتی رمان را می‌خواندم احساس می‌کردم که روابط و احساساتی که بین این سه شخصیت جریان دارد واقعی و معقول است و نویسنده خیلی ماهرانه از پس این کار برآمده است.
    نویسنده کتاب، یوکو اوگاوا، در ژاپن شهرت بسیاری دارد. او در سال 1990 برنده جایزه اکوتاگاوا شد که معتبرترین جایزه برای نویسندگان جوان ادبیات ژاپن است. اوگاوا این اثر را در سال 2004 نوشت و بلافاصله رمان او مبدل به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آن سال شد. پس از انتشار کتاب یک فیلم، یک سریال تلویزیونی و یک نمایشنامه رادیویی هم براساس داستان آن ساخته شد و حتی کتاب تصویری آن هم به بازار آمد. من اول فیلم را دیدم و خیلی هم از آن لذت بردم. سپس نسخه ژاپنی کتاب را خواندم و اخیرا هم برای نوشتن این مطلب، ترجمه انگلیسی آن را خواندم. ترجمه انگلیسی‌اش عالی بود.
    مطمئنم خیلی‌ها از خواندن این کتاب لذت خواهند برد. متن آسان و روانی دارد و اصلا مهم نیست که خواننده چقدر ریاضیات بداند. وقتی کتاب را برای نوشتن یادداشت نقدش دوباره می‌خواندم این را از خودم می‌پرسیدم که آیا نحوه ارتباط برقرار کردن شخصیت‌های داستان به شیوه ژاپنی‌هاست؟ یعنی غیرمستقیم و آهسته؟ اما حالا فکر می‌کنم رفتارهای آن‌ها جهانی است. آن‌ها آسیب‌پذیرند و به همین خاطر محتاط و گوش به زنگ هستند. نکته جالب درباره شخصیت‌های این داستان این است که با وجود این‌که هیچ‌یک از آن‌ها موقعیت خاصی در جامعه ندارند اما پشت همدیگر هستند و اوقات خوبی را برای یکدیگر فراهم می‌کنند که همین باعث دلگرمی خواننده می‌شود. البته ریاضیات هم در این راه به آن‌ها کمک می‌کند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
کتاب «زن، غذا و خدا» تجدید چاپ شد
http://multimedia.mehrnews.com/Original/1392/05/26/IMG10301899.jpg 
کتاب «زن، غذا و خدا» نوشته جِنین راس با ترجمه آراز ایلخچویی به چاپ دوم رسید.
به گزارش خبرنگار مهر، جنین راس نویسنده کتاب «زن، غذا و خدا» در پیشگفتار آن نوشته است: این کتاب تقریباً تمام دانسته‌های من است در مورد استفاده از غذا خوردن به عنوان راهی برای پایان دادن به عذاب و رسیدن به آزادی رفع ابهام و رمزگشایی وزن‌کم کردن.
کتاب «زن، غذا و خدا» ترکیبی از روان‌شناسی، فلسفه، داستان و عرفان شرقی و حاصل تجربه‌ 30 ساله نویسنده در زمینه‌ برگزاری دوره‌های بازپروری و کارگاه‌های عملی ترک عادت‌های نادرست غذایی و پُرخوری است.
با این حال، این کتاب یک کتاب رژیم نیست، رژیم‌درمانی یک صنعت است، صنعتی که طبق آمار، سالانه 60 میلیارد دلار پول مردم عادی را روانه جیب تولیدکنندگان محصولات و دست‌اندرکاران این صنعت می‌کند. از طرفی، ناتوانی عموم افراد در رژیم‌درمانی نتیجه‌ای غیر از خُرد شدن اعتماد به نفس‌شان ندارد.
رویکرد جِنین راس، بر عکسِ رژیم‌درمانی است؛ هر چیزی را که بدنتان می‌خواهد بخورید، طبیعت انسان طوری است که به طور غریزی نیازهای غذایی‌اش را نشان می‌دهد. گرچه ایده اصلی ساده‌انگارانه به نظر می‌آید ولی آمار، دلایل علمی، تجربیات نویسنده و گروهش آن را ثابت می‌کند و راهکارهایی ساده ولی موثر پیش روی مخاطب می‌گذارد.
«زن، غذا و خدا» که یک سال پس از چاپ نسخه اصلی، در 232 صفحه و با قیمت 9000 تومان از سوی نشر آموت منتشر شد، حالا به چاپ دوم رسیده است در 1100 نسخه و با همان بها. این کتاب خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت در لیست پرفروش‌های دنبا، از جمله نیویورک تایمز قرار گرفت و در انتهای سال، رتبه دوم پرفروش‌ترین کتاب سایت آمازون به انتخاب خوانندگان را به خود اختصاص داد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
چاپ ششم «کتاب نیست» رسید
 
ششمین چاپ از مجموعه شعر «کتابِ نیست» علیرضا روشن از سوی نشر آموت و با همکاری نشر نون منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، ششمین چاپ از نخستین مجموعه شعر علیرضا روشن که برای اولین بار در سال 1390 توسط نشر آموت منتشر شد، به صورت مشترک میان این ناشر و نشر نون روانه بازار کتاب شد.
اشعار روشن در این دفتر شعر شامل 200 قطعه شعر است که در سه بخش با عنوان «شمع گندم»، «کتاب تو» و «کتاب نیست» قرار گرفته و بیش از 6500 نسخه از آن تاکنون در بازار کتاب به فروش رسیده است.
این کتاب، همزمان با انتشار در ایران، با ترجمه «طیبه هاشمی» و «ژان رستم ناصر» به وسیله انتشارات «اِرس» در مجموعه کلکسیون «پو و پسی» در فرانسه به چاپ رسیده و باعث ستایش منتقدان اروپایی شده است.
«میشل مناسه» منتقد معروف اروپایی درباره شعرهای این کتاب نوشته است: اگر جسارت قیاس ذهنی را داشته باشیم در سنت فرانسه، این متون ما را به یاد آمیزش لطیفی از روح تلخ و شیرین ژول لافورگ و قریحه عاشقانه «پل الوار» می‌اندازد؛ در ایجاز عناصر، در دستگاه کلمات قصار. اما توجه داشته باشید بدون گسستگی با روح بوستان سعدی و رباعیات خیام نیشابوری، باید گفت که خواننده از مزیدن غیر زمان (خارج از زمان) لذت می‌برد. در دو بیت، شاعر این مرثیه رسوب شده را به معشوق می‌سپارد: در هر لحظه شعری ست/ شعر در فراق تو.
روشن پیش از این در گفتگویی درباره علت روی آوردن خود به شعر و شاعری اظهار داشته بود: نمی‌توانم پاسخ اين سئوال را بدهم. يادآوری‌اش آزارم می‌دهد. اما برای اينكه سئوالتان بی‌پاسخ نماند، به‌طور كلی می‌گويم: آدمی وقتی مرزِ دوست‌داشتنش از قواره‌های عادی خارج شود و علی‌المهر‌المعلوم نباشد، يعنی وقتی يك جای روحش، دلش، بيش از حد برای يك نفر بتپد، خب، مشاعرش هم ـ به كل ـ متوجه همان يك نفر می‌شود و زبانش تغيير می‌كند. حرف‌های عادی روزمره را از ياد می‌برد و همه‌ حواسش ـ در هرچه می‌گويد و فكر می‌كند ـ متوجه همان يك‌نفر می‌شود.
چنين آدمی، صرف اينكه ديگران مو و ابرو و پا و دست دارند، يادِ همان كسی می‌افتد كه او را می‌خواهد. در نتيجه رفتارش و حرف‌هايش غيرعادی می‌شود. اين غيرعادی بودن ـ در حوزه كلام ـ منجر به چيزي می‌شود كه آن را شعر می‌گويند. اول كسی را كه روی زمين شعر گفت تصور كنيد. او چه می‌دانست؟ آيا وزن می‌دانست؟ قوافی می‌دانست؟ چه می‌دانست؟ او اينها را نمی‌دانست. كلمه بلد بود و در كلمه جان می‌ديد.
ششمین چاپ از مجموعه شعر «کتاب نیست» در شمارگان 1100 نسخه و با قیمت 5 هزار تومان منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com