فهرست پرفروش‌ترین‌های هفته‌
1: شوهر عزیز من / فریبا کلهر/ چاپ چهارم
2: خدمتکار و پروفسور/ یوکو اوگاوا / ترجمه‌ی کیهان بهمنی
3:206 معما/ اچ. ای. دودنی/ ترجمه‌ی سیامک‌ محی‌الدین‌بناب
4: خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ/ گائو زینگ‌جیان/ ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان
5: کتاب نیست/ علیرضا روشن/ چاپ پنجم
6: مثل زنبور/ ایزابل ژیرار/ ترجمه‌ی آزیتا لسانی
7: نسکافه با عطر کاهگل/ م. آرام
8: قصه‌های یک‌دقیقه‌ای/ فریبا کلهر

http://img.ie/b3iqk.jpg

Labels: , , , , , , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
«باغ سیمانی»‌ ایان مک‌ایوان مجوز گرفت
ايان مك‌ايوان
ایان مک‌ایوان
رمان «باغ سيماني» نوشته ايان مك‌ايوان، نويسنده انگليسي صاحب‌نام در ژانر دلهره با ترجمه وحيد روزبهاني منتشر مي‌شود. روزبهانی گفت که داستان این کتاب به وقايع پس از جنگ جهاني دوم مربوط است و درباره خانواده‌اي انگلیسی است که با مشکلات این دوران دست به گریبانند.
روزبهاني درباره اين كتاب به خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، گفت: «باغ سيماني» که به زودی از سوی نشر آموت منتشر می‌شود، از نخستين آثار مك‌ايوان است. اين نويسنده در ژانر دلهره آثار خوبي خلق كرده است تا جايي كه او را «ايان‌دلهره» ناميده‌اند. البته او هيچ وقت در ژانر وحشت ننوشته است.
وي افزود: مك‌ايوان در سال 1948 در انگلستان متولد شد و در رشته ادبيات انگليسي تحصيل كرد. او جوايز ادبي بسياري به دست آورده است، از  جايزه «سامرست موام»، جايزه شكسپير آلمان و جايزه آمستردام. اين نويسنده صاحب‌نام چند سال پيش يكي از قديمي‌ترين و باارزش‌ترين جوايز ادبي انگلستان را نیز به نام «جيمز تيت بلاك» به دست آورد.
روزبهاني با بيان اين‌كه اتفاقات اين داستان در انگلستان رخ مي‌دهد، افزود: «باغ سيماني» به وقايع پس از جنگ جهاني دوم مربوط است و داستان خانواده‌اي را روايت مي‌كند كه به دليل جنگ، دچار مشكلات فراوان شده است.
وي افزود: مك‌ايوان همچنين جایزه رمان کمدی بریتانیا را به خاطر كتاب «خورشید» از آن خود کرده است.
تاكنون از مك‌ايوان رمان‌های «سگ‌هاي سياه» با ترجمه اميرحسين مهدي‌زاده و «خيالباف» و «آمستردام» با ترجمه ميلاد ذكريا در ايران منتشر شده است. البته منيژه اسلامي هم كتاب «خيالباف» را با عنوان «خيال‌پرداز» به فارسي ترجمه و منتشر كرده است.
روزبهاني، مترجم اين كتاب، متولد 1362 و دانش‌آموخته رشته‌هاي مترجمي و آموزش زبان انگليسي است. او همچنين كتاب‌هاي «فقط محض جر و بحث» مجموعه شعر «راجر مك‌گاف» و نيز «هومر و لنگلی» نوشته «اي. ال دكتروف» را ترجمه كرده است و آماده انتشار دارد.
«باغ سيماني» در ۱۶۸ صفحه و با شمارگان هزار و 100 نسخه به زودي از سوي نشر آموت منتشر مي‌شود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
Vahid Rouzbahani
ايان مك‌ايوان 
رمان «باغ سيماني» نوشته ايان مك‌ايوان، نويسنده انگليسي صاحب‌نام در ژانر دلهره با ترجمه وحيد روزبهاني منتشر مي‌شود. روزبهانی گفت که داستان این کتاب به وقايع پس از جنگ جهاني دوم مربوط است و درباره خانواده‌اي انگلیسی است که با مشکلات این دوران دست به گریبانند.
روزبهاني درباره اين كتاب به خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، گفت: «باغ سيماني» که به زودی از سوی نشر آموت منتشر می‌شود، از نخستين آثار مك‌ايوان است. اين نويسنده در ژانر دلهره آثار خوبي خلق كرده است تا جايي كه او را «ايان‌دلهره» ناميده‌اند. البته او هيچ وقت در ژانر وحشت ننوشته است.
وي افزود: مك‌ايوان در سال 1948 در انگلستان متولد شد و در رشته ادبيات انگليسي تحصيل كرد. او جوايز ادبي بسياري به دست آورده است، از  جايزه «سامرست موام»، جايزه شكسپير آلمان و جايزه آمستردام. اين نويسنده صاحب‌نام چند سال پيش يكي از قديمي‌ترين و باارزش‌ترين جوايز ادبي انگلستان را نیز به نام «جيمز تيت بلاك» به دست آورد.
روزبهاني با بيان اين‌كه اتفاقات اين داستان در انگلستان رخ مي‌دهد، افزود: «باغ سيماني» به وقايع پس از جنگ جهاني دوم مربوط است و داستان خانواده‌اي را روايت مي‌كند كه به دليل جنگ، دچار مشكلات فراوان شده است.
وي افزود: مك‌ايوان همچنين جایزه رمان کمدی بریتانیا را به خاطر كتاب «خورشید» از آن خود کرده است.
تاكنون از مك‌ايوان رمان‌های «سگ‌هاي سياه» با ترجمه اميرحسين مهدي‌زاده و «خيالباف» و «آمستردام» با ترجمه ميلاد ذكريا در ايران منتشر شده است. البته منيژه اسلامي هم كتاب «خيالباف» را با عنوان «خيال‌پرداز» به فارسي ترجمه و منتشر كرده است.
روزبهاني، مترجم اين كتاب، متولد 1362 و دانش‌آموخته رشته‌هاي مترجمي و آموزش زبان انگليسي است. او همچنين كتاب‌هاي «فقط محض جر و بحث» مجموعه شعر «راجر مك‌گاف» و نيز «هومر و لنگلی» نوشته «اي. ال دكتروف» را ترجمه كرده است و آماده انتشار دارد.
«باغ سيماني» در ۱۶۸ صفحه و با شمارگان هزار و 100 نسخه به زودي از سوي نشر آموت منتشر مي‌شود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
داستان‌هایی از شرق دور
http://poetics.ir/wp-content/uploads/2013/02/920241_orig.jpg 
داستان هايي از شرق دور با همان ويژگي هايي که فلسفه، هنر شرق دور دارد و بي پيرايه، روان و ساده براي خواندن. اين تعريف بسيار خلاصه اي است از کتاب «خريد قلاب ماهيگيري براي پدربزرگ» اثر گائو زينگ جيان نويسنده چيني و برنده جايزه نوبل ادبي در سال 2000. نثر ساده گائو به هيچ وجه به سمت ساده نگري يا بهتر بگوييم سطحي نگري نمي رود. اگر خواننده با عينک روانکاوي به داستان هايش نگاه کند به عمق خواهد رفت و نمادهايي بنيادين را در داستان ها کشف خواهد کرد.
     نويسنده بي ادعا مي نويسد از چيزي که هر روزه با آن مواجه هستيم: «زندگي» روندي که آن قدر به او نزديکيم که فراموشش مي کنيم. در فرهنگ شرق دور و به خصوص ذن بوديسم و تائوييسم اين ستايش از زندگي به وضوح مشاهده مي شود. چه در شعر و چه در ادبيات منظوم شان ردپاي بي آلايش زندگي اولين نشانه اي خواهد بود که مخاطب مي بيند. سادگي زندگي روزمره در نزد نويسنده اي مانند گائو تبديل به اصلي زيباشناختي مي شود. شش داستان در کتاب ارايه شده که ميزبان هر داستان مکاني است عمومي مانند معبدي دورافتاده، يک پارک، خيابان، درياچه و دريا. مکان هايي که هم ميزبان انسان هاست و هم ميزبان رويداد ها. رويدادي مانند ماه عسل. آيا اين مي تواند براي خواننده جذاب باشد؟ اگر نويسنده اي اين سوال را با خود مطرح کند با مشکل بزرگي مواجه شده است. مشخص است که گائو چنين فکري نکرده زيرا فرهنگش به او ياد داده تا بر مبناي سادگي و زندگي روزمره بنويسد و خلق کند. در اين بين ترجمه روان و ساده مهسا ملک مرزبان نيز بر متن داستان ها تاثير فراواني گذاشته و به بي آلايشي متن هيچ آسيبي نرسانده است. مترجم به خوبي نکته و جوهر اصلي فلسفه گائو را درک و آن را بازتاب داده است.
*روزنامه شرق ، شماره 1681 به تاريخ 7/12/91، صفحه 10 (كتاب)

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
مجموعه‌ای از معماهای چالش‌برانگیز
 
206 معما / اچ. ای. دودنی/ ترجمه‌ی سیامک محی‌الدین‌بناب/ 158 صفحه/7500 تومان

مجموعه 206 معمای ریاضی گردآوری شده توسط «اچ. ای. دودنی» برای فرار از آلزایمر و پیرمغزی منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «206 معما» مجموعه‌ای از معماهای چالش‌برانگیز خوش‌ساخت قدیمی و مسایل ریاضی شگفت‌آوری است که از سوی اچ. ای. دودنی گردآوری شده است و نشر آموت به تازگی آن را با ترجمه سیامک محی‌الدین‌ بناب منتشر کرده است.
این کتاب به علاقمندان جداول سودوکو، شطرنج، بریج، جداول متقاطع و دیگر بازی‌های مشغول‌کننده فکری و انرژی‌بر این امکان را  می‌دهد تا منطق ریاضی و چالاکی ذهن خود را با چیزی بیش از این سرگرمی‌ها گسترش دهند.
نویسنده این کتاب همچنین با ترفندی خاص معماهای این کتاب را به طور پراکنده در کنار هم قرار داده است و بر این اساس بعضی از آنها بسیار ساده و بعضی دیگز، خیلی مشکل هستند و این شیوه عمدی چیدمان منجر می‌شود تا خواننده پیش‌فرضی نسبت به معمای ارائه شده نداشته باشد.
وی در بخشی از مقدمه خود بر این اثر می‌نویسد: در زندگی روزمره و در جمع‌های دوستانه، هر وقت دیدید جو میهمانی سنگین شده، با مطرح کردن یکی از معماهای جالب این کتاب، می‌توانید قدرت ذهنی آنها را به چالش بکشید و مطمئن باشید که آنها هم با اشتیاق فراوانی از آن استقبال خواهند کرد و اوقات لذت‌بخشی را در کنار هم خواهید داشت. با این کار شما قسمت‌هایی از مغز دوستانتان را به کار انداخته‌اید که شاید مدت‌هاست فعالیتی نداشته‌اند. باید مطمئن باشید که با این کار هرگز دچار آلزایمر و پیرمغزی نخواهید شد.
کتاب «206 معما؛ معماهای چالش‌برانگیز خوش‌ساخت قدیمی و مسایل ریاضی شگفت‌آور بدیع» نوشته «اچ. ای. دودنی» با ترجمه‌ «سیامک محی‌الدین‌ بناب» در 168  صفحه و به قیمت 7500 تومان توسط «نشر آموت» منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «پیش از آنکه بخوابم» مجوز گرفت
روي جلد كتاب به زبان اصلي
جلد كتاب به زبان اصلي
نخستین رمان «اس. جي. واتسون» نويسنده انگليسي با نام «پيش از آن‌كه بخوابم» با ترجمه شقايق قندهاري منتشر مي‌شود. به گفته قندهاري «ريدلي اسكات» فيلمساز نامدار انگليسي نيز مي‌خواهد فيلمي براساس اين رمان بسازد. این کتاب درباره تجربیات نویسنده از حضور در کنار بیماران آلزایمری است.
 به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، قندهاري گفت: شخصیت اصلی رمان «کریستین» است؛ زنی در دهه چهارم زندگی‌اش که بر اثر سانحه‌ای وحشتناک حافظه‌اش را از دست داده است و دیگر حتی نمی تواند اجزای زندگی روزمره، افراد حاضر در زندگی‌اش، خاطرات گذشته و هویت خود را به هم ربط بدهد و بفهمد هم اینک در چه مرحله ای از زندگی اش قرار دارد. در واقع کریستین هر بار که می خوابد و خوابش اندکی عمیق می شود، همه حافظه اش به کل پاک می شود و این اتفاق ناگوار بخشی از تجربه روزانه اش است.
http://www.ibna.ir/images/docs/000077/n00077722-b.jpg
شقایق قندهاری ، مترجم کتاب
   وی ادامه داد: بالاخره پزشکی مبتکر دفتر یادداشت روزانه ای را در اختیار او قرار می دهد تا جزء به جزء رویدادهای روزانه را در آن بنویسد و همین کار باعث می شود او به تدریج حوادث زندگی اش را به هم ربط بدهد و رفته رفته تشخیص بدهد چه اتفاق دردناکی باعث شد هویت شخصی اش را از دست بدهد...
این مترجم درباره اس.جی واتسون توضیح داد: اين نويسنده 42 ساله براي نوشتن اين رمان، مدتي را ميان افراد مبتلا به بعضي بيماري‌ها چون آلزايمر سپري كرد. بنابراين، اين كتاب مخلوق تجربه او از حضور در كنار اين افراد است و اتفاقات آن تا حدي واقعي است.
قندهاري درباره ويژگي‌هاي اين كتاب گفت: «پيش از آن‌كه بخوابم» نثري قوي و داستاني بسيار تصويري و زنده دارد. رفت و برگشت‌هاي زماني بسيار نيز از ديگر ويژگي‌هاي آن است.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=H.4873238306752968&pid=15.1
اس جی واتسون، نویسنده کتاب
 وی افزود: «پيش از آن‌كه بخوابم» با استقبال فراواني در كشورهاي غربي روبه‌رو شد، تا جايي كه «ريدلي اسكات» فيلمساز نامدار انگليسي پس از انتشار اين كتاب، امتياز آن را خريد و قصد دارد بر اساس آن فيلمي بسازد.
به گفته قندهاري اين كتاب كه بهار 2011 منتشر شد، تاكنون به بيش از 30 زبان ترجمه شده است. همچنين علاوه بر آمريكا و انگلستان از پرفروش‌ترين كتاب‌ها در كشورهاي فرانسه،‌ كانادا، بلغارستان و هلند بوده است.
«پيش از آن‌كه بخوابم» در 384 صفحه، با شمارگان هزار و 100 نسخه و قيمت 15 هزار تومان از سوي انتشارات آموت به زودي منتشر مي‌شود.
به قلم قندهاري پيش‌تر كتاب‌هايي چون «بازی با اشباح» نوشته «كيت گري» و «ابر ابله» از «ارلند لو» به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
کتاب‌های نشر آموت در سال 1391
رمان‌ ایرانی:
بانوی مه / محمدرضا آریانفر
پروانه ای روی شانه / بهنام ناصح
آسمان قلب لائورا/  پری نرگسی
ترکش تقدیر/  ش. شایسته
صخره‌های شیشه‌ای/ منیرالسادات موسوی
من کاتالان نیستم / هادی خورشاهیان
نیمه ناتمام /  نسرین قربانی
سمفونی بابونه‌های سرخ / محمداسماعیل حاجی‌علیان
پیله تنهایی عشق / فاطمه موسوی
نامحرم / یاسر نوروزی
شوهر عزیز من / فریبا کلهر
شهری میان تاریکی / هورناز هنرور
رُز مرا نگه‌دار / پری نرگسی
قربانی سکوت / نرگس اکبری‌کردیانی

رمان‌ خارجی:
خدمتکار و پروفسور / یوکو اوگاوا/ ترجمه‌ی کیهان بهمنی
مثل زنبور / ایزابل ژیرار/ ترجمه‌ی آزیتا لسانی
امواج گرسنه / آمیتاو گوش/ ترجمه‌ی ناهیده هاشمی
دختر پنهان / شیلپی سمیه گوادا/ ترجمه‌ی علی قانع
همسر ببر / تئا آب‌رت/ ترجمه‌ی علی قانع
آقاي پيپ  / لوید جونز/ ترجمه‌ی فریده اشرفی

مجموعه‌داستان خارجی:
خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ / گائو زینگ‌جیان/ ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان
یک جفت چکمه برای هزارپا / فرانتس هولر/ ترجمه‌ی علی عبداللهی
دخترها در جنگ / مارکز و ... / ترجمه‌ی ناهیده هاشمی
ماجرای عجیب بنجامین باتن / موراکامی و ... / ترجمه‌ی فرشید عطایی

عمومی:
دماوند = گباوند / عبدالرحمان عمادی
206 معما / دودنی / ترجمه‌ سیامک محی‌الدین‌بناب
پروژه شادی / گرچین رابین/ ترجمه‌ی آرتمیس مسعودی
خدا محبت است / فریده برنگی

*** این فهرست فقط شامل کتاب‌های چاپ اول در سال 1391 است.
aamout[at]gmail[dot]Com
مري فلانری اوکانر
فلانری اوکانر (1925-1964)
«مجموعه داستان‌هاي فلانري اوكانر» با ترجمه آذر عالي‌پور به زودي منتشر مي‌شود. به گفته اين مترجم بيشتر شخصيت‌ها در داستان‌هاي اوكانر دچار سرگشتگی‌های ذهنی با موضوعات فلسفه، مذهب و عرفان هستند و دغدغه رستگاري دارند.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، عالي‌پور در اين باره گفت: اين مجموعه شامل 17 داستان كوتاه از اوكانر است كه در 696 صفحه انتشار مي‌يابد.
وي كه پيش از اين رمان «شهود» و مجموعه داستان «شمعداني» را از اين نويسنده ترجمه كرده است، افزود: اوكانر بيشتر به خاطر داستان‌هاي كوتاهش شناخته شده است. او دو رمان هم دارد كه يكي از آن‌ها هنوز ترجمه نشده است.
عالي‌پور گفت: مري فلانري اوكانر، نويسنده آمريكايي (1925-1964) سبكي پيچيده دارد. به همين دليل، ترجمه اين كتاب دو سال به طول انجاميد.
جلد اصلی کتاب
اين مترجم با بيان اين‌كه منتقدان ادبي، آثار اوكانر را با فاكنر و جويس مقايسه مي‌كنند، افزود: داستان‌هاي او معمولا فضايي تلخ و گوتيك دارند. بيشتر شخصيت‌ها در داستان‌هاي اوكانر روحياتي عجيب و غيرعادي دارند و دچار مشكلاتي ذهني با فلسفه، مذهب و عرفان هستند و دغدغه رستگاري دارند. بنابراين، موضوعات اجتماعي، روانشناختي، فلسفه و عرفان مهم‌ترين مضامين داستان‌هاي او را تشكيل مي‌دهند.
http://axgig.com/images/67868313995727810470.jpg
آذر عالی‌پور، مترجم
به گفته عالي‌پور، داستان‌هاي اين نويسنده فضاي آمريكا را در دهه 1950 ميلادي به تصوير مي‌كشد. همچنين فضاي وحشت در آثار او كاملا مشخص است.
وي افزود: اوكانر در ادبيات انگليسي جايگاه والايي دارد، به طوري كه كتاب‌هاي بسياري درباره او و در نقد آثارش نوشته شده است و آثارش در دانشگاه‌هاي آمريكا در رشته زبان انگليسي تدريس مي‌شود.
آذر عالي‌پور داراي مدرك كارشناسي مترجمي انگليسي از ايران است. او همچنين در رشته روابط بين‌الملل در آمريكا تحصيل كرده است.
«مجموعه داستان‌هاي فلانري اوكانر» در 696 صفحه، با شمارگان هزار و 100 نسخه و بهاي 30 هزار تومان به زودي از سوي نشر آموت منتشر مي‌شود.

*** همین خبر در روزنامه بهار
aamout[at]gmail[dot]Com
rambod khanlari
 
روزنامه بهار(رامبد خانلری): اگر شما آن لطیفه را نشنیده‌اید که یک نفر 51 نفر را با ماشین سنگینش زیر می‌گیرد، در ادامه‌ باید بگویم که وقتی علت را از دوست عزیزمان جویا می‌شوند در جواب می‌گوید: «یک سمت جاده 50 نفر ایستاده بودند و سمت دیگر یک نفر ایستاده بود، ترمز ماشین من هم بریده بود. من اجباری می‌خواستم آن یک نفر را زیر بگیرم که او هم دوید سمت آن 50 نفر!» حالا این لطیفه شده حکایت این روزهای ادبیات داستانی ما. هر نویسنده‌ای یک بازار هدف 51نفری دارد که 50 نفرش مردم عادی و دوست و آشنا‌های نویسنده هستند و یک نفرش منتقد. نویسنده هنگام خلق اثر آن 50 را فدای آن یک نفر و سعی می‌کند داستا‌نش را منتقد‌پسند بنویسد اما وقتی کار بیرون آمد، آن منتقد پشت 50 نفر مردم عادی پناه می‌گیرد و به نام نامی آن‌ها اثر مورد بحث را با خاک یکسان می‌کند. «نا‌محرم» از همان کتاب‌هایی است که مورد استقبال مردم قرار گرفته است و در طول یک‌سال به چاپ سوم رسیده. شخصیت‌های نا‌محرم به خوبی ساخته و پرداخته شده‌اند. چند تایی از آن‌ها درخشان‌تر از بقیه، به عنوان مثال شخصیت فرشاد که بستر‌های داستانی را برای دیگر شخصیت‌های داستان فراهم می‌کند و به داستان اجازه پیشروی می‌دهد مانند هافبک بازی‌ساز در بازی فوتبال که در کارکرد تیم موثر است اما کمتر از سایر بازیکنان به چشم می‌آید. شخصیت مادر ناصر که راوی یا همان ناصر، در آینه سوال و جواب‌های او ساخته می‌شود. نا‌محرم یک جهان دست دوم است؛ جهانی که از دید راوی به مخاطب شناسانده می‌شود و شخصیت مادر، به مخاطب این اجازه را می‌دهد که درباره صحت گفته‌های راوی نتیجه‌گری کند. در واقع کنش بیرونی ‌درصد کوچکی از گفته‌های راوی است. سعید هم دیگر شخصیت قابل است که برای جهان داستانی که راوی ساخته وصله نا‌جوری است اما به خوبی از پس نقشش برمی‌آید. نوروزی برای مسیر روایت ساختار خطی را در نظر نگرفته و به نوعی کارش را غیر‌خطی تدوین کرده است. فضای غیر‌خطی به نویسنده اجازه می‌دهد تعلیق را در لایه‌های سرراست‌ترین داستان‌ها تزریق کند. تعلیق در داستان کارکردی شبیه به طعمه قلاب ماهیگیر دارد. در حقیقت بهانه‌ای به مخاطب می‌دهد که از همان ابتدای داستان برای پاسخ به سوال‌هایی که داستان در ذهنش ایجاد کرده همراه آن باشد و باید گفت یاسر نوروزی برای پیرنگ یک‌خطی ساده‌ا‌ش، مسیر مناسبی را انتخاب کرده است. می‌ماند این‌که آیا داستان نوروزی در لایه‌های زیرین کال و عقیم است؟ در جواب باید گفت یکی از عناصری که به اثر عمق می‌بخشد، واقعیت‌های جامعه‌ای است که مخاطب اثر در آن زندگی می‌کند. به بیان کلی‌تر جهان‌بینی نویسنده از جامعه خودش برای جامعه خودش که از ساده‌ترین شگرد‌های عمیق کردن چیزی است که می‌گوییم. خب نوروزی برای لایه‌های زیرین داستا‌نش چنین شگردی را در نظر گرفته، که این یعنی نا‌محرم نه تنها داستان سرگرم‌کننده و جذابی در پوسته است که در لایه‌های زیرین هم حرف‌هایی برای گفتن دارد؛ حرف‌هایی که ذهن مخاطب با حقایق برگرفته از جامعه برای خودش بازگو می‌کند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
گفتگوی‌ اختصاصی با «علی عبداللهی»
علی عبداللهی، مترجم
گروه هنر روزنامه قدس / خدیجه زمانیان - نشر آموت به تازگی مجموعه داستانک طنزی منتشر کرده با عنوان «یک جفت چکمه برای هزارپا». این مجموعه را فرانتس هولر، نویسنده معاصر سوئیسی، نوشته و علی عبداللهی آن را ترجمه کرده است.
«یک جفت چکمه برای هزارپا» زبان ساده‌ای دارد و نگاه طنزی که نویسنده در پرداخت داستان‌ها داشته این مجموعه را برای مخاطبش خواندنی کرده است.
با علی عبداللهی مترجم این اثر گفت وگویی انجام داده‌ایم، که می‌خوانید:
با خواندن این نوع داستان‌ها متوجه می‌شویم داستان نویسی برای نویسندگان اروپایی بسیار قابل دسترس تر از نقاط دیگر جهان است. این سهل و ممتنع بودن از کجا ناشی می‌شود؟
- به گمانم اگر این فرض شما درست باشد که تا حد زیادی درست است از آنجا ناشی می‌شود که این نویسنده‌ها از یک سو شجاعت و اعتماد به نفس بالایی در نوشتن دارند، و از سویی دیگر، مثل ما نویسنده‌های ایرانی، کشته مرده تکنیک و مرعوب آن نیستند و موقع نوشتن دست و دلشان نمی لرزد و فکر نمی کنند که فقط می‌شود از روی دست تئوری پردازها نوشت و لاغیر.البته بیشترشان به این مسأله خیلی بدیهی رسیده اند که بیان ساده مفاهیم پیچیده به مراتب مشکل ترست از بیان پیچیده و مبهم مسائل معمول، وجهی که معمولاً نوابغ را شاخص می‌کند.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/16-10-1391/IMAGE634929473151758259.jpg
روی جلد کتاب
در بسیاری از داستان‌های این مجموعه ما با یک روند داستانی روبرو نیستیم بلکه نویسنده یک دلیل داستانی برای وقایع تاریخی و یا حتی سیاسی زمانش تعریف می‌کند مثل داستان «سفر رفت و برگشت به آمریکا». این نگاه بر بسیاری از داستان‌های این مجموعه مستولی شده، در این خصوص توضیح دهید.
- باید پیش از پاسخ به این پرسش روشن کنیم که اصلاً روند داستانی چیست؟ ادبیات مانند علوم فنی یا ریاضیات نیست که مدام در حال ساختن و تبیین فرمولهایی باشد تا بتواند بر پایه آن پیش برود، همان قضایای مسلم پیشینی که باید ریاضیدان بپذیردش و بعد برمبنای آن معادله‌ها را حل کند.ولی ادبیات عکس این روند را دنبال می‌کند و هر اثر تازه می‌تواند ابداع گر یک روند تازه هم باشد. خواننده ادبیات هم انتظار ندارد همیشه با تایید پیش فرض‌های ثابت روبه رو شود که پیشتر به درستی آن قائل بوده بلکه هر چه نویسنده روندهای پیشین را به هم بریزد، تازگی اثرش بیشتر می‌شود. ولی در عین حال فکر کنم معنای حرفتان را درک می‌کنم و آن به گمانم این است: نویسنده روندهایی می‌سازد که شاید از نقیضه، طنز، گروتسک و ریشخند واقعیت، ما را به چیزی می‌رساند که در نگاه اول ناباورانه است ولی نمی توانیم به جرات بگوییم که متن پیش روی ما داستان نیست، از قضا داستان است، خیلی هم، منتها یک جور دیگری، و آن جور دیگر هم همان فوت کوزه گری نویسنده و در اینجا هولر است.
البته اگر نتوانیم بر تمام این نوشته‌ها عنوان داستان را بگذاریم، با قاطعیت می‌توانیم بگوییم همه آنها به معنی تمام کلمه طنز هستند و این مساله نشان می‌دهد هولر طنز را به خوبی می‌شناسد. این شناخت از کجا حاصل شده است؟
- سرچشمه طنز شاید جسارت و فروتنی بر آفتاب انداختن خود باشد. دریافت طنز و تحمل پیامد ترکش‌های آن هم بیانگر روحی فروتن و در عین حال بیرحم و بی ملاحظه نسبت به خود و البته عمیقاً مدرن است، مگر یکی از عناصر مدرنیسم همین طعن و طنز و تقدس زدایی از مفاهیمی نیست که پیشتر بنیان‌های استوار قلمداد می‌شدند؟ هولر نویسنده‌ای است که حتی در شعرها و ترانه‌هایی که روی صحنه اجرا می‌کند و در داستانهایش دائم در جستجوی یافتن وجوه خنده آوری است که وقتی به عمقش فکر می‌کنید ممکن است حتی ناراحت شوید و بترسید!
هولر از یک صنعت ادبی که در داستان و شعر مشترک است استفاده‌های زیادی کرده است و آن صنعت تشخیص است. در حالی که این صنعت در ادبیات کهن مخصوصا داستان‌های شرقی زیاد استفاده می‌شده نمونه بارز آن «کلیله و دمنه» است. این عنصر از ادبیات شرق وام گرفته شده یا خود اروپایی‌ها هم این صنعت را داشته اند؟
- به نکته جالبی اشاره کردید. هولر از امکانات فراوان افسانه و قصه‌های محلی خیلی خوب استفاده می‌کند. افسانه‌ها همانطور که می‌دانید در همه جای جهان وجود دارند و در سفر خود از شرق به غرب، دستخوش تغییر شده اند، به این معنی که هر جایی رنگ اقلیم و باورهای آن را گرفته اند. در کنار کلیله و دمنه،داستان‌های بیدپای، سمک عیار و خیلی افسانه‌های شرقی دیگر؛ افسانه‌های ازوپ، لافونتن، برادران گریم، پندافسانک‌های مارتین لوتر، و خیلی‌های دیگر در اروپا جزو حافظه قومی و تاریخی مردم هستند.هرچند آنها هم بی تاثیر از شرق نیستند، ولی هولر از همه شان الهام می‌گیرد، کنش آنها را خوب می‌شناسد و خیلی خوب می‌تواند آنها را نقیضه کند و در این بین خواننده را بخنداند. به عبارتی او شاگرد ممتازی است که خوب توانسته درسش را پس بدهد. البته در ادبیات آلمانی زبان، نقیضه و بازآفرینی افسانه‌ها از کافکا و حتی پیش از او شروع شد و بعدها برشت و دیگران هم دست به این کار زدند، ولی هولر رفتار تازه‌ای با این کنش دارد و حاصل کارش خنده دارتر و رفتارش خاصتر است که به نظرم می‌تواند برای نویسنده‌های ما هم آموختنی باشد که بر گنج عظیم افسانه‌ها نشسته اند. فرق هولر با دیگران این است که او تمام تمهیدات خود را بر همین خصلت استوار می‌کند و می‌کوشد دریافت امروزی از آن ارائه بدهد و برای همین است که نقش آموزاندن و تعلیم گری در کارش بیشتر از دیگران نمود می‌یابد.
این توان و نگاه هولر که همه چیز مثل امور بسیار پیش پا افتاده روزمره، شخصیت‌های افسانه‌ای قدیمی، کارتونی، حماقت‌های ظاهرا عادی بشری را دستمایه داستان می‌کند،از کجا ناشی شده و چه طور به این نگاه رسیده است؟
** می‌گویند، در میان موجودات فقط انسان می‌تواند بخندد و در عمل خندیدن همه ما با هم یکسانیم، ولی هنر خندیدن واقعی را کسی به خوبی می‌داند که بتواند به خودش بخندد و خندیدن به خود جسارت خاصی می‌خواهد که به گمانم توانایی هولر از همینجا ناشی می‌شود، او نمی ترسد که بگویند ساختار مسلم فلان افسانه را به هم زده و به فلان باور خندیده یا در داستانش برخی خصلتهای پرافتخار قومی خود را به ریشخند گرفته. چون تا چنین برخوردی نباشد اصلاحی هم صورت نمی گیرد.
با خواندن این نوع داستان‌ها متوجه می‌شویم که فاصله ما از ادبیات دنیا به لحاظ ساده نویسی بسیار زیاد است. به عنوان مترجم نظر شما در این خصوص چیست؟
- راستش ساده نوشتن- همانطور که پیشتر عرض کردم- یکی از سخت ترین کارهای ممکن است، هنری که ما در ادبیات فارسی کهن به آن سهل و ممتنع می‌گوییم. فکر می‌کنم درک این نکته در نوشتن مهم است که نویسنده نباید آب‌های حوضچه چندانگشتی خود را با ابهام و پیچیده گویی چنان گل آلود کند که فکر کنند حوضچه اش اقیانوس است و ما با چه نویسنده عمیقی طرفیم! نکته دیگری که شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید این است که گفتار غامض و مبهم، از نشانه‌های انحطاط است. در شکوفایی طبیعی، خلاقیت طبیعی هم ایجاد می‌شود، با ادبیات عظیم گذشته نگاه کنید!
شما چطور در ترجمه اثر به لحن هولر رسیدید؟
- راستش خودم در نوشتن، به ساده گویی باور دارم نه شلخته گویی و مبتذل نویسی. وقتی دیدم کسی دیگر هم در همین دوران ما و در آن سوی زمین همینطور می‌نویسد و آثارش بارها منتشر می‌شود، تصمیم گرفتم خواننده فارسی را با دستاوردهای او آشنا کنم. کوشیدم تا حد ممکن به شفافیت خود نویسنده نزدیک شوم و از طرفی از امکانات لحن نقالی، افسانه گویی ایرانی و حتی لحن‌ها و تکیه‌های محلی- منطقه‌ای البته به گونه‌ای کاملاً نامحسوس استفاده کنم و برای تکیه‌ها و تاکیدهای نویسنده، تمهیداتی مشابه در فارسی بیابم.
فکر می‌کنید نمی شد در ترجمه اثر به زبان ساده تری رسید؟
- ببینید به هر حال سلیقه مترجم هم در ترجمه اثر تاثیر دارد. اما به نظر من نمی شد این داستان‌ها را به زبان ساده تری نوشت. چون احساس می‌کنم اگر زبان ساده تر می‌شد به کل اثر لطمه می‌خورد و آن را پیش پا افتاده می‌کرد و از آن جا که هولر در نوشتن این داستان‌ها به افسانه نظر داشته من از لحن افسانه‌ها هم برای ترجمه اثر کمک گرفتم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
قطره‌ای از یک کتاب
قصه‌های یک دقیقه‌ای NADIASUN: هر روز بر سرعت افزوده مي شود. شتاب در همه امور، جزيي جدا ناپذيز از زندگي ما شده است. با پيشرفت تكنولوژي تاثير اين سرعت و شتاب را در فرهنگ همه جوامع مي بينيم. اين پيشرفت ها شايد به نوعي انسان را قادر ساخته كه بيشتر از مواهب زندگي بهره جسته و با صرف كمترين زمان به بهروه وري و كارايي بيشتري دست يابد.
هر چه سرعت سي پي يو ها بيشتر مي شود از حجم و اندازه انها نيز كاسته مي شود.اين حجم كمتر و سرعت بالاتر فقط در علوم و تكنولژي خلاصه نشده و خود را در ادبيات هم نشان داده است. گرايش نويسندگان و استقبال خوانندگان از داستان هاي كوتاه شايد از همين رويكرد انسان به سرعت زياد و استفاده بهينه از زمان باشد. جداي از داستان هاي كوتاه و مينيمال امروزه صحبت از داستان هاي يك خطي است.
هر چند شايد در گذشته ما اين نوع نوشتن را داشته ايم. مگر يك ضرب المثل يك خطي و يا يك بيت شعر نمي تواند همين يك نوع نگاه به ارائه مفهومي بلند در يك جمله باشد؟!
در هر صورت براي انسان امروزي كه وقت و يا حوصله خواندن  يك داستان بلند را ندارد مطالعه داستان كوتاه مي تواند راهكاري مفيد باشد. اگر حوصله گوش دادن به قصه هاي بلند هزار و يك شبي نداريم مي توانيم داستان هاي يك دقيقه اي بخوانيم.
سال هاي گذشته كتاب هاي مدير يك دقيقه اي و مديريت يك دقيقه اي و بازايابي يك دقيقه اي را خوانده بودم با ديدن قصه هاي يك دقيقه اي تشويق شدم آنرا بگيرم بخوانم ببينم با سه سوت مي شود هر يك از داستان هاي آنرا خواند؟ بله مي شود. خواندن هر كدام از داستان ها بين يك دقيقه تا يك دقيقه و نيم بيشتر زمان نمي برد.
از گذشته هاي دور كاركرد قصه را مي دانستيم. داستان ها همرا خود پند و اندرز و نكته هاي حكيمانه اي داشته اند. پس اگر قيول داشته باشيم كه هر قصه اي حداقل يك پيام براي ارائه دارد حال ما با خواندن اين قصه هاي يك دقيقه اي از نود وسه  نكته و پيام برخوردار خواهيم شد.
خانم كلهر با اين مجموعه قصه جداي از اينكه با خيال و رويا ما رو به دنياي گذشته قصه هاي مادر بزرگ و پدر بزرگ ها مي برند به ما خاطر نشان مي كنند كه به اطرافمان بيشتر دقت كنيم، دنياي كوچك و گم شده اي كه از فرط سادگي شايد براحتي آنرا فراموش كرده ايم و به آن بخوبي توجه نمي كنيم.
قصه هاي يك دقيقه اي - فريبا كلهر
قصه هاي يك دقيقه اي/ نويسنده: فريبا كلهر
ناشر: نشر آموت  چاپ اول زمستان 1391  200 صفحه

خبري نبود جز اينكه كتري به گل صورتي فكر مي كرد. " ص 14 "
رفت زير خورشيد دراز كشيد تا دنيا دم بكشد. " ص16 "
وقتي از خواب بيدارشد بي خودي توي دلش قند آب مي كردند. " ص19 "
از كوه بالا رفت تا غصه هايش را فراموش كند. " ص20 "
پايان اين قصه معلوم است ... شاهزاده خانم و پسر با هم ازدواج كردند! " ص22 "
مهم اين است كه با كداميك٬ آدم احساس آرامش بكند و بتواند بخوابد." ص24 "
در دنيا فقط يك چيز كم است و آن عدالت است. " ص35 "
بدون عدالت چطور مي توان شاد بود؟ " ص35 "
عشق است كه عدالت را به وجود مي آورد. " ص36 "
چطور است اين بار باطن تو را عوض كنم؟ ظاهر زياد مهم نيست. اصل باطن هر چيزي است " ص42 "
مشكل اينجاست كه تو نمي تواني ظاهر و باطن مرا با هم عوض كني. " ص42 "
مرد گفت : " تو مثل دريايي هستي كه در ظاهر آرام است و آدم دوست دارد هي شنا كند و جلوتر برود در حالي كه..."  " ص45 "
اما اين زن و شوهر نمي خواهند صريح حرف بزنند در حالي كه... " ص46 "
استراحت٬ هديه خدا " ص53 "
همه سرگرم بحث و بگو مگو بودند كه سياستمدار سيب را برداشت٬ نگاهش كرد٬ بوييدش٬ لمسش كرد و ناگهان قروچ! " ص56 "
به لباس آبي ات نگاه كن! شايد تو آسمان را پوشيده اي! " ص62 "
" آخرش كه چي بشود؟"
همه مي دانند كه اين سوال مي تواند خطرناك ترين سوال زندگي هر كسي باشد. چرا؟ " ص63 " *1
پير زن دستي به گردنبندش كشيد و گفت: قابل ندارد. از دندان هاي نيش پانزده تا ديو درست شده. صددرصد اصل است. " ص68 "
بدون چمدان هم مي شود به سفر رفت. نبايد سخت گرفت. " ص74 "
جويبار فراموشي همان زمان است كه با گذر خود غم ها را مي شويد و مي برد! " ص86 "
"سرما بس است. بايد مثل اين مرد٬ بخشنده باشيم" و گرم تر از قبل تابيد. " ص88 "
چشمان دختر جوان برق زد.
باز هم همان حكايت قديمي: برق چشم ها٬ " ص106 "
اين تنها كتابي است كه صادقانه درباره ي عدالت . آزادي حرف زده است. " ص115 "
دلم مي خواهد باز هم خوانده بشوم. چه احساس خوبي داشتم وقتي خوانده مي شدم. " ص115 "
بهشت پر از سيب بود. پسرك سيبي از درخت چيد و براي دخترك برد. صبح با عطر سيب بهشتي از خواب بيدار شد. عيد شده بود! " ص117 "
وقتي كسي قدر راستگويي را نمي داند... " ص118 "
فرياد زدن يك گنج است " ص126 "
چشم و هم چشمي٬ بخل و كينه٬ حسد و دو به هم زني٬ آرزوهاي بزرگ و احمقانه٬ همه جا كاسبي جادوگرها را رونق مي بخشد. " ص128 "
او را توي قلكي انداخت كه پر از آدم هاي پولكي بود. " ص133 "
به اين ترتيب چوپان و شاهزاده خانم هفت شب و هفت روز جشن گرفتند٬ اما هنوز كه هنوز است دزد گودال پيدا نشده است! " ص135"  *2   
بر خلاف كساني كه در قصه دنبال پيام هاي اخلاقي و يا سياسي مي گردند٬ بايد بگويم كه اين قصه يك پيام ورزشي دارد و آن هم اين است كه خوب است گاهي پادشاهان كمي در حياط قصر بدوند و ورزش كنند! " ص141 "
بايد بعضي روياها را باور كرد " ص148 "
چه كسي از آرزوي واقعي دخترها خبر دارد؟ " ص152 "
هنوز اميدوار است كه او به مردي مهربان و زيبا تبديل شود. " ص155 "
ناراحت نباش دختر جان بعضي خال ها هم مثل انسان ها آن قدر جا عوض مي كنند تا بالاخره يك جا آرام بگيرند. " ص157 "
اين سرنوشت همه ازدواج هايي است كه با پا در مياني نيروهاي جادويي انجام مي شود! " ص159 "
صدف مال كسي است كه براي شكستنش زحمت كشيده و عرق ريخته! " ص161 "
چرا عذر خواهي نكرد؟ او به همه ي ما تهمت زد٬ اما بدون عذر خواهي رفت. " ص179 "
آنچه بيشتر اهميت دارد چيست؟ " ص185 "
استكاني كه به نعلبكي خودش علاقه مند شده بود " ص190 "
 *********************************************
پ ن:*1 بله واقعا خطرناك است و من هم بيشتر مواقع به تله همين سوال گرفتار مي شوم.
پ ن:*2 بختم كند ياري با سر كچل من چه كار داري! اما خوب تو اين قصه راستش چوپان از عقلش استفاده كرد نه بخت و اقبال.
پ ن: استفاده از همين دقايق هست كه مي تواند بهره وري ما را افزايش دهد.
پ ن: مي تونيد هر روز چند تايي از همين قصه ها رو تو مترو- اتوبوس واحد و حتي حين آشپزي بخونيد.
پ ن: كتابهاي يك ديقيقه اي ديگر كه مي توانيد بخوانيد: (كار آفرين يك ديقيقه اي-   کن بلانچارد/ امیر توفیقی/ نشر رسا) (عذر خواهي يك دقيقه اي- کن بلانچارد ، مارگارت مک براید/مامک بهادر زاده- نشر پیک آوین) فرو شنده يك دقيقه اي- اسپنسر جانسون/ غلام حسين اعرابي/ نشر ارديبهشت) و...
پ ن: خانم كلهر بعد از كلي انتظار براي خواندن رماني بعد از سه گانه شما ( پايان يك مرد- شروع يك زن و شوهر عزيز من) قصه هاي يك دقيقه اي نصيبمان شد. پس باید هنوز منتظر بمانم.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
NADIASUN
قصه‌های یک دقیقه‌ای 
NADIASUN: هر روز بر سرعت افزوده مي شود. شتاب در همه امور، جزيي جدا ناپذيز از زندگي ما شده است. با پيشرفت تكنولوژي تاثير اين سرعت و شتاب را در فرهنگ همه جوامع مي بينيم. اين پيشرفت ها شايد به نوعي انسان را قادر ساخته كه بيشتر از مواهب زندگي بهره جسته و با صرف كمترين زمان به بهروه وري و كارايي بيشتري دست يابد.
هر چه سرعت سي پي يو ها بيشتر مي شود از حجم و اندازه انها نيز كاسته مي شود.اين حجم كمتر و سرعت بالاتر فقط در علوم و تكنولژي خلاصه نشده و خود را در ادبيات هم نشان داده است. گرايش نويسندگان و استقبال خوانندگان از داستان هاي كوتاه شايد از همين رويكرد انسان به سرعت زياد و استفاده بهينه از زمان باشد. جداي از داستان هاي كوتاه و مينيمال امروزه صحبت از داستان هاي يك خطي است.
هر چند شايد در گذشته ما اين نوع نوشتن را داشته ايم. مگر يك ضرب المثل يك خطي و يا يك بيت شعر نمي تواند همين يك نوع نگاه به ارائه مفهومي بلند در يك جمله باشد؟!
در هر صورت براي انسان امروزي كه وقت و يا حوصله خواندن  يك داستان بلند را ندارد مطالعه داستان كوتاه مي تواند راهكاري مفيد باشد. اگر حوصله گوش دادن به قصه هاي بلند هزار و يك شبي نداريم مي توانيم داستان هاي يك دقيقه اي بخوانيم.
سال هاي گذشته كتاب هاي مدير يك دقيقه اي و مديريت يك دقيقه اي و بازايابي يك دقيقه اي را خوانده بودم با ديدن قصه هاي يك دقيقه اي تشويق شدم آنرا بگيرم بخوانم ببينم با سه سوت مي شود هر يك از داستان هاي آنرا خواند؟ بله مي شود. خواندن هر كدام از داستان ها بين يك دقيقه تا يك دقيقه و نيم بيشتر زمان نمي برد.
از گذشته هاي دور كاركرد قصه را مي دانستيم. داستان ها همرا خود پند و اندرز و نكته هاي حكيمانه اي داشته اند. پس اگر قيول داشته باشيم كه هر قصه اي حداقل يك پيام براي ارائه دارد حال ما با خواندن اين قصه هاي يك دقيقه اي از نود وسه  نكته و پيام برخوردار خواهيم شد.
خانم كلهر با اين مجموعه قصه جداي از اينكه با خيال و رويا ما رو به دنياي گذشته قصه هاي مادر بزرگ و پدر بزرگ ها مي برند به ما خاطر نشان مي كنند كه به اطرافمان بيشتر دقت كنيم، دنياي كوچك و گم شده اي كه از فرط سادگي شايد براحتي آنرا فراموش كرده ايم و به آن بخوبي توجه نمي كنيم.
قصه هاي يك دقيقه اي - فريبا كلهر
قصه هاي يك دقيقه اي/ نويسنده: فريبا كلهر
ناشر: نشر آموت  چاپ اول زمستان 1391  200 صفحه

خبري نبود جز اينكه كتري به گل صورتي فكر مي كرد. " ص 14 "
رفت زير خورشيد دراز كشيد تا دنيا دم بكشد. " ص16 "
وقتي از خواب بيدارشد بي خودي توي دلش قند آب مي كردند. " ص19 "
از كوه بالا رفت تا غصه هايش را فراموش كند. " ص20 "
پايان اين قصه معلوم است ... شاهزاده خانم و پسر با هم ازدواج كردند! " ص22 "
مهم اين است كه با كداميك٬ آدم احساس آرامش بكند و بتواند بخوابد." ص24 "
در دنيا فقط يك چيز كم است و آن عدالت است. " ص35 "
بدون عدالت چطور مي توان شاد بود؟ " ص35 "
عشق است كه عدالت را به وجود مي آورد. " ص36 "
چطور است اين بار باطن تو را عوض كنم؟ ظاهر زياد مهم نيست. اصل باطن هر چيزي است " ص42 "
مشكل اينجاست كه تو نمي تواني ظاهر و باطن مرا با هم عوض كني. " ص42 "
مرد گفت : " تو مثل دريايي هستي كه در ظاهر آرام است و آدم دوست دارد هي شنا كند و جلوتر برود در حالي كه..."  " ص45 "
اما اين زن و شوهر نمي خواهند صريح حرف بزنند در حالي كه... " ص46 "
استراحت٬ هديه خدا " ص53 "
همه سرگرم بحث و بگو مگو بودند كه سياستمدار سيب را برداشت٬ نگاهش كرد٬ بوييدش٬ لمسش كرد و ناگهان قروچ! " ص56 "
به لباس آبي ات نگاه كن! شايد تو آسمان را پوشيده اي! " ص62 "
" آخرش كه چي بشود؟"
همه مي دانند كه اين سوال مي تواند خطرناك ترين سوال زندگي هر كسي باشد. چرا؟ " ص63 " *1
پير زن دستي به گردنبندش كشيد و گفت: قابل ندارد. از دندان هاي نيش پانزده تا ديو درست شده. صددرصد اصل است. " ص68 "
بدون چمدان هم مي شود به سفر رفت. نبايد سخت گرفت. " ص74 "
جويبار فراموشي همان زمان است كه با گذر خود غم ها را مي شويد و مي برد! " ص86 "
"سرما بس است. بايد مثل اين مرد٬ بخشنده باشيم" و گرم تر از قبل تابيد. " ص88 "
چشمان دختر جوان برق زد.
باز هم همان حكايت قديمي: برق چشم ها٬ " ص106 "
اين تنها كتابي است كه صادقانه درباره ي عدالت . آزادي حرف زده است. " ص115 "
دلم مي خواهد باز هم خوانده بشوم. چه احساس خوبي داشتم وقتي خوانده مي شدم. " ص115 "
بهشت پر از سيب بود. پسرك سيبي از درخت چيد و براي دخترك برد. صبح با عطر سيب بهشتي از خواب بيدار شد. عيد شده بود! " ص117 "
وقتي كسي قدر راستگويي را نمي داند... " ص118 "
فرياد زدن يك گنج است " ص126 "
چشم و هم چشمي٬ بخل و كينه٬ حسد و دو به هم زني٬ آرزوهاي بزرگ و احمقانه٬ همه جا كاسبي جادوگرها را رونق مي بخشد. " ص128 "
او را توي قلكي انداخت كه پر از آدم هاي پولكي بود. " ص133 "
به اين ترتيب چوپان و شاهزاده خانم هفت شب و هفت روز جشن گرفتند٬ اما هنوز كه هنوز است دزد گودال پيدا نشده است! " ص135"  *2   
بر خلاف كساني كه در قصه دنبال پيام هاي اخلاقي و يا سياسي مي گردند٬ بايد بگويم كه اين قصه يك پيام ورزشي دارد و آن هم اين است كه خوب است گاهي پادشاهان كمي در حياط قصر بدوند و ورزش كنند! " ص141 "
بايد بعضي روياها را باور كرد " ص148 "
چه كسي از آرزوي واقعي دخترها خبر دارد؟ " ص152 "
هنوز اميدوار است كه او به مردي مهربان و زيبا تبديل شود. " ص155 "
ناراحت نباش دختر جان بعضي خال ها هم مثل انسان ها آن قدر جا عوض مي كنند تا بالاخره يك جا آرام بگيرند. " ص157 "
اين سرنوشت همه ازدواج هايي است كه با پا در مياني نيروهاي جادويي انجام مي شود! " ص159 "
صدف مال كسي است كه براي شكستنش زحمت كشيده و عرق ريخته! " ص161 "
چرا عذر خواهي نكرد؟ او به همه ي ما تهمت زد٬ اما بدون عذر خواهي رفت. " ص179 "
آنچه بيشتر اهميت دارد چيست؟ " ص185 "
استكاني كه به نعلبكي خودش علاقه مند شده بود " ص190 "
 *********************************************
پ ن:*1 بله واقعا خطرناك است و من هم بيشتر مواقع به تله همين سوال گرفتار مي شوم.
پ ن:*2 بختم كند ياري با سر كچل من چه كار داري! اما خوب تو اين قصه راستش چوپان از عقلش استفاده كرد نه بخت و اقبال.
پ ن: استفاده از همين دقايق هست كه مي تواند بهره وري ما را افزايش دهد.
پ ن: مي تونيد هر روز چند تايي از همين قصه ها رو تو مترو- اتوبوس واحد و حتي حين آشپزي بخونيد.
پ ن: كتابهاي يك ديقيقه اي ديگر كه مي توانيد بخوانيد: (كار آفرين يك ديقيقه اي-   کن بلانچارد/ امیر توفیقی/ نشر رسا) (عذر خواهي يك دقيقه اي- کن بلانچارد ، مارگارت مک براید/مامک بهادر زاده- نشر پیک آوین) فرو شنده يك دقيقه اي- اسپنسر جانسون/ غلام حسين اعرابي/ نشر ارديبهشت) و...
پ ن: خانم كلهر بعد از كلي انتظار براي خواندن رماني بعد از سه گانه شما ( پايان يك مرد- شروع يك زن و شوهر عزيز من) قصه هاي يك دقيقه اي نصيبمان شد. پس باید هنوز منتظر بمانم.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com