«ديلمون پارسي- ديلمون پالوي» پژوهشگر پیشکسوت منتشر می‌شود
عبدالرحمن عمادي 
تازه‌ترين اثر عبدالرحمن عمادي با نام «ديلمون پارسي- ديلمون پالوي» از سوي نشر آموت منتشر مي‌شود. این پژوهشگر به این بهانه گفت: معتقدم خطري در زمينه هجوم كلمات بيگانه به زبان فارسي، ما را تهديد نمي‌كند، به شرط آن كه فرهنگ توسعه يابد و آزادي عمل به معناي واقعي و قانونی برای جامعه فراهم شود.
عمادي در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ایبنا)، توضيح داد: «ديلمون پارسي- ديلمون پالوي» كتابي 800 صفحه‌اي و شامل دو بخش است.
وي با بیان این که در بخش اول كتاب با نام «ديلمون پارسي»، پژوهش‌هايي از ريشه‌هاي زبان فارسي ارايه شده است، گفت: از ساليان پيش اين بحث مطرح بوده كه زبان فارسي به استان فارس تعلق دارد اما اين مطلب درست نيست و مي‌توان آن را نقض كرد.
اين پژوهشگر ادامه داد: با بررسي ريشه كلمات و آثاري مانند سكه‌ها، كه از گذشته مانده، مي‌بينيم كه كلمات در استانهاي ايران، داراي معنا و مفهوم يكساني هستند.
وي درباره لغاتي كه عربي به‌نظر مي‌آيند، افزود: مسلم نيست كه اين لغات پايه‌اي عربي دارند، شايد چندين هزار لغت عربي وجود داشته باشد كه از ريشه ايراني برخوردار است.
عمادي افزود: در دوران گذشته، اين مناطق نزديك به دو هزار سال جزو قلمرو ايران بوده‌اند. اگر پژوهشگران، زبان‌شناسان و محققان، بررسي كامل و جامعي را درباره زبان فارسي انجام دهند، مي‌بينيم كه هزاران لغت با ريشه ايراني در اين منطقه وجود دارد؛ براي مثال گمان مي‌كنيم، كلمه «سلام» عربي است، در صورتي كه اين كلمه ريشه ايراني دارد و به معني درود فرستادن به خداوند است.
وي ادامه داد: در بخش دوم كتاب با نام «ديلمون پالاوي» به معناي پهلوي‌هاي ديلمي، دوبيتي‌هاي دلدادگان روستايي منطقه ديلمستان  را مورد بررسي قرار دادم. قابل ذكر است كه اين منطقه دماوند، لواسانات، شمال تهران، ساوجبلاغ، رودبارالموت تا لنگرود و تنكابن را شامل مي‌شود.
عبدالرحمن عمادي با اشاره به این‌كه زبان‌هاي ديگر از نظر علمي خويشاوندان زبان فارسي هستند و آن را تقويت مي‌كنند، افزود: فرهنگ مختص جاي خاصي نيست. من معتقدم هيچ خطري در زمينه هجوم كلمات بيگانه به زبان فارسي، ما را تهديد نمي‌كند، به شرط آن كه فرهنگ توسعه يابد و آزادي عمل به معني واقعي، براي زنان و مردان فراهم شود.
وي که به سخنان رییس جمهوری منتخب در گفته‌هایش اشاره کرد، گفت: به قول آقای  روحانی در چارچوب قانون آزادي باید برقرار باشد. وقتي مردم يك كشور محدود بمانند، بي‌سوادي به وجود مي‌آيد و آن موقع دیگر نمي‌شود از مردم انتظاري داشت.
عمادي، حقوقدان، متولد بهمن 1304 خورشيدي در روستالي «اي ني» اشكور در خانواده‌اي از طايفه سادات ديلماني، از نوادگان مشاهير ديلمي به دنيا آمد.
عمادي پس از تحصيل در مكتب‌خانه روستا، روانه رودسر، ‌رشت و قزوين شد و تحصيلات متوسطه را در اين شهرها گذراند. وي در زمان حكومت مصدق (1331) موفق به دريافت ليسانس قضايي از دانشگاه تهران شد.
عمادي همزمان با وكالت، به پژوهش در مباحث ايرانشناسي روي آورد و بخشي از مقالاتش طي نيم قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده‌اند.
از عمادي تا به حال كتاب‌هاي متعددي درباره حوزه زبانشناسی و مطالعات ايرانشناسي منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
سایه بازگشت عشقی خاطره‌انگیز بعد از 25 سال زندگی مشترک
 
فرهنگ > کتاب - «فاخته چیزی را که می‌شنید، نمی‌توانست باور کند. از شوق نفسش به شماره افتاد، ناباورانه به دکتر که توی دفترچه وقت ملاقات را می‌نوشت، نگاه کرد. دکتر دفترچه را توی کیف گذاشت و برابر نگاه کنجکاو دانشجویان، بلند گفت: عذر تقصیر خانم، قول می‌دم امشب مقاله شما رو مطالعه می‌کنم، با اجازه.»
به گزارش خبرآنلاین، رمان «بانوی مه» نوشته محمدرضا اریان فر که از سوی نشر آموت منتشر شده، داستان زندگی خانواده‌ای پنج‌نفره را روایت می‌کند که هر کدام از آنها درگیر حقایق ناگفته خود هستند. در این میان «آقارفیع»، پدر خانواده، تاجر فرشی است که خلوت ناگشوده‌اش را با موسیقی پُر می‌کند و با دیدن تصویر دختری که قرار است عروس او شود، وجودش در تب و تاب غریبی قرار می‌گیرد و به یاد خاطره‌ای قدیمی از خود می‌افتد. رفیع پس از مواجهه با درخواست پسرش مبنی بر اظهارعلاقه به دختری و پس از مشاهده تصویر او، به گذشته خود سفر می‌کند و متوجه می‌شود تصویر این دختر همانند فردی است که او در گذشته عاشقش بوده و به نوعی به او دلبسته می‌شود. در این میان، «گلشن» همسر آقا رفیع نیز از این احساس آگاه می‌شود و آدم‌های داستان، گاه آرام و گاه شتابان به سمت وقایع و حوادثی پیش می‌روند که دلخواه او نیست. این داستان در ادامه روایتی است از شکاف عاطفی عمیقی که میان پدر خانواده و سایر اعضاء آن بعد از 25 سال زندگی مشترک ایجاد می‌شود.
از محمد‌رضا آریان‌فر پیش از این دفتر شعرهایی با عنوان «جهانی ایمن‌تر از تبسم‌های تو نیست»، «سهمی از همه ترانه‌ها» و همچنین نمایشنامه‌هایی با عنوان دو روایت جامانده، نقل آخر، زهور و... منتشر شده است. همچنین نخستین رمان وی با عنوان «رقص با طوفان» پیش از این توسط نشر افراز منتشر شده است.
در ادامه بخشی از این رمان را می خوانید: «می‌دانست از در پهن رنگ‌ ریخته دانشکده که بگذرد، مردمک نگرانی قدم به قدمش خواهد آمد. از پشت نرده و ردیف کوتاه شمشادها نگاهی به محوطه انداخت، مردد وارد شد. هنوز پا روی پله‌های سنگی ساختمان اصلی نگذاشته بود، صبا را دید.

صبا که با چند دختر دیگر گرم صحبت بود، برای او دستی بلند کرد و به سویش آمد. هردو در سکوت، شانه به شانه وارد راهرو شدند. می‌دانست پشت خم کوچک انتهای راهرو، با نگاه ملتمسانه صدرا، مواجه خواهد شد. تصمیم به بازگشت گرفت، اما با دیدن دکتر سعادت که وارد راهرو می‌شد، توقف کرد. صبا بازوی او را گرفت که به سوی کلاس ببرد، اما او بازویش را کشید و متبسم برای دکتر سری تکان داد. صبا عصبانی از این حرکت، به صدرا که در انتهای راهرو ایستاده بود، نگاهی انداخت. صدرا جزوه ای را که مشغول مطالعه‌اش بود در کیف گذاشت و با چهره‌ای درهم و شانه‌های افتاده از کنار آن‌ها گذشت و از دانشکده خارج شد. صبا نگاه غمگینش را از صدرا گرفت و به فاخته دوخت که خود را آماده برخورد با دکتر سعادت می‌کرد. دکتر سر در کتاب بدون پاسخ به سلام‌های اطرافیان از کنار فاخته گذشت.
فاخته آهسته به طوری که او بشنود، زمزمه کرد: «وفای عهد را صد بار جان دادن روا باشد.»
دکتر نگاه ثابت و مانده اش را با شنیدن این شعر از روی خط کتاب برداشت. ماند کوتاهی کرد و سوی کلاس به راه افتاد.
فاخته حس کرد غرورش لگد‌ مال شده، بلند گفت: «سلام آقای دکتر.»
این سلام چنان بلند ادا شد که دکتر چاره‌ای جز سر بیرون آوردن از چنگال کلمات و چرخیدن سوی فاخته ندید.
- شمایین خانم کیانی، می‌بخشین متوجه نشدم.
فاخته به او نزدیک شد، آهسته گفت:
- تا ساعت هفت دکتر، تا ساعت هفت نگاهم به فنجان قهوه سرد بود توی کافی‌شاپ. دکتر متعجب ابرو بالا انداخت و پرسشگرانه پرسید:
- ساعت هفت... کافی‌شاپ، واسه چی خانم کیانی؟
فاخته سعی کرد مقابل این لحن ساده، تسلطش را از دست ندهد. با لبخند گفت:
- قرار رو میگم آقای دکتر، دیروز...
دکتر متفکرانه چینی به پیشانی انداخت، انگار نکته‌ای را به یاد آورده باشد، گفت:
- وای... وای برمن... خانم کیانی قرار رو از یاد بردم، شرمنده‌ام... عذر می‌خوام.
- شرمنده؟!
باز معترضانه گفت: «شرمنده؟!»
دکتر سری تکان داد.
- تا ساعت هفت رو عرض می‌کنم سرکار خانم.
فاخته بی توجه به نگاه دانشجویان، به او نزدیک شد.
- مطمئن باشم دکتر؟
- مطمئن...! از چی خانم؟
- این که واقعا قرارو از یاد بردین.
دکتر که تا چند لحظه پیش می‌کوشید مانند بازیگری توانمند، بازی کند، لب گزید.
- خانم لطفا اجازه جبران بدین... فردا...فردا.
از توی کیف دفتر یادداشتی درآورد، ورق زد.
- ساعت پنج بعد از ظهر، همون کافی‌شاپ... خوبه؟
فاخته چیزی را که می‌شنید، نمی‌توانست باور کند. از شوق نفسش به شماره افتاد، ناباورانه به دکتر که توی دفترچه وقت ملاقات را می‌نوشت، نگاه کرد. دکتر دفترچه را توی کیف گذاشت و برابر نگاه کنجکاو دانشجویان، بلند گفت:
- عذر تقصیر خانم، قول می‌دم امشب مقاله شما رو مطالعه می‌کنم، با اجازه.
سر در کتاب فرو برده دور شد. فاخته با قدم‌های لرزان به سوی صبا رفت و با صدایی که از هیجان می‌لرزید، آهسته گفت:
- شنیدی... شنیدی صبا؟
صبا سنگین گفت:
- دیدی... دیدی فاخته؟
فاخته لب ورچید، با قهر گفت:
- به تو می‌گن خروس بی محل. دیدم... خب که چی آدم به اون بلندی از کنارت گذشت و تو ندیدی؟
صبا مستأصل گفت:
- چشم‌هاش فاخته... چشم‌هاش رو می‌گم.
فاخته زیر لب زمزمه کرد: «چشم‌هاش.»
- می‌ترسم فاخته، از اون چیزی که تو چشم‌هاش دیدم، می‌ترسم... می‌ترسم. »
رمان «بانوی مه» در 400 صفحه و به قیمت 16000 تومان منتشر شده است.


×××
کتاب را می‌توانید به صورت آنلاین از اینجا بخرید.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
زن کوهنورد آمریکایی با کوهنوردی بیماری سرطان را شکست داد
زندگینامه خودنوشت یک زن کوهنورد آمریکایی که با کوهنوردی بیماری سرطان را شکست داد، به زودی با عنوان «صعود زندگی من» توسط نشر آموت چاپ می‌شود.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «صعود زندگی من» شامل زندگی‌نامه خودنوشت «لارا ایوانز» زنی که برای مبارزه با سرطان به فتح کوه‌ها و قله‌ها رو آورد، با ترجمه علی ایثاری کسمایی، مجوز چاپ گرفته و تا چند هفته دیگر انتشارات آموت را از چاپخانه خارج خواهد کرد.
عنوان اصلی این کتاب «The Climb Of My Life» است و روی جلد نسخه اصلی کتاب بعد از عنوان، این عبارت درج شده است: «یک سفر معجزه‌آسا از آستانه مرگ تا پیروزی».
«صعود زندگی من» در واقع خاطرات الهام‌بخش زنی مبتلا به سرطان است که راه دشوار خود را برای صعود در پیش می‌گیرد و به همراه 16 کوهنورد دیگر، Aconcagua بلندترین قله در نیمکره غربی زمین را فتح می‌کند. این فتح با پیروزی بر سرطان و فتحی دیگر همراه می‌شود.
کتاب مذکور بر اساس شواهد و تجربیات مستند زندگی لارا ایوانز یک زن آمریکایی نوشته شده است که بعد از اطلاع از ابتلایش به بیماری سرطان، به کوهنوردی رو می‌آورد و موفق می‌شود سرطان را شکست دهد. ایوانز قله‌های بالای 6 هزار متر را فتح می‌کند و در نهایت بهبود می‌یابد.
این کتاب برای اولین بار در اکتبر 1996 توسط انتشارات هارپر سان‌فرانسیسکو که اینک تغییر نام داده است، در 288 صفحه منتشر شد و ترجمه فارسی آن هم اواخر سال گذشته مجوز چاپ گرفت و تا چند هفته دیگر در بازار کتاب عرضه خواهد شد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نقد «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند»
10-1000.jpg
محمود دولت‌آبادی
محمود دولت‌آبادی با بیان این‌که شعر کلامی است که مخاطب را یک لحظه تکان بدهد، گفت: مجموعه‌ی شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» و برخی آثار دیگری که از شعر این دوره خوانده‌ام، مرا دچار این لحظات کرده است.
به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نشست نقد مجموعه‌ی شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» اثر ساره دستاران عصر جمعه، هفتم تیرماه، با سخنرانی مفتون امینی، محمود دولت‌آبادی، محمود معتقدی و رسول یونان در سرای کاووسیه برگزار شد.
در این نشست نقد کتاب که در سری نشست‌های شعر بوطیقا برگزار شد، علیرضا بهرامی که اجرای مراسم را بر عهده داشت، گفت: در این کارگاه‌های شعر، چند جلسه یک بار برنامه‌ی نقد کتاب داریم. ما با دوستان‌مان مدتی است جنبش ضدرونمایی داریم و از عنوان «نقد و بررسی» درباره‌ی کتاب‌های‌مان استفاده می‌کنیم.
این شاعر که سومین مجموعه‌ی شعرش با نام «اصلا مهم که نیست» هم‌زمان با «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» در نشر آموت منتشر شده است، افزود: در سال‌هایی که شعرهای این مجموعه سروده شده‌اند‌، من و خانم دستاران همکار بوده‌ایم و من از شعرهای ایشان اطلاع داشته‌ام، اما نه در این شکل. این مجموعه من را هم غافل‌گیر کرد. فکر نمی‌کردم خانم دستاران این همه شعر در این سبک و سیاق داشته باشد. او می‌توانست حالا در وادی دیگری باشد، اما در عین حال، شکل شاعری‌اش طوری بوده که به‌جرأت می‌توان گفت، شعر به سراغ او آمده است. شاید به همین دلیل باشد که این شعرها تا این حد بیان و بازتاب زندگی روزمره‌ی ما هستند.
علیرضا بهرامی - مفتون امینی
تازه‌حضوری که مدتی بی‌خبرمان گذاشته بود
در ادامه، مفتون امینی، شاعر پیشکسوت، یادداشتی با عنوان «دلفین‌ها در خوابِ شاعر» خواند و در بخش‌هایی از آن گفت: ساره دستاران با مجموعه‌ی «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» تازه‌حضوری است در تالار شعر و با این‌که خود اهل خبررسانی است، مدتی بی‌خبرمان گذاشته بود؛ انگار که شعرهای خود را در گلدان خانگی‌ای کاشته و در خصوصی‌ترین اتاق‌ها در گوشه‌ی نیمه‌روشنی گذاشته، اما پیش از آن‌که گذشتِ روزها نوک برگی را زرد کند، آن را بیرون پنجره‌ای پشت تارمی ایوانی‌ نهاده است و این سمبل انتشار شعرهاست.
او سپس با خواندن تعدادی از شعرهای این مجموعه‌، نکته‌هایی را درباره‌ی آن‌ها بیان کرد و با خواندن شعر «آخرین بازمانده» گفت: او کوچ کرده است تا شاخصه‌های خود را به دیار دیگری انتقال دهد و در این حال و هوا در تسخیر یک حس از خودشدگی است که از فقدان حضور بایسته‌ای مایه گرفته است و در غیاب او به قول خودش به سینمای صامتی با عکس‌های سیاه و سفید بدل شده تا ندا در دهد که: بیا و اصحاب کهف را در من بیدار کن. و این تنهایی چنان فقیرانه چشم به‌راه است که بالا رفتن سنجابی از در و دیوار دلش یا شنا کردن دلفینی در خوابش وقت او را خوش می‌کند.
مفتون امینی ادامه داد: سرانجام چه حسن ختامی بهتر از این‌که بخواهیم نه تنها دلفین‌ها در خواب او شنا کنند،‌ بلکه مدهای دریا برایش هدیه بیاورند،‌ هدیه‌ای از مروارید شعر.
محمود معتقدی

اولین تجربه‌ی شعری با دستی پُر
در بخش دیگری از نشست نیز محمود معتقدی، شاعر پیشکسوت و منتقد ادبی، گفت: پیش از هر چیز می‌خواهم بگویم، نقش آقای علیرضا بهرامی و خانم ساره دستاران در مطبوعات و اطلاع‌رسانی همواره درخشان بوده است و ما باید از حضور و کارهای‌شان تشکر کنیم.
او در ادامه با خواندن شعرهایی از مجموعه‌ی «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند»، در مطلبی با عنوان «دیوارها ورق می‌خورند»، عنوان کرد: اولین مجموعه‌ی شعر ساره دستاران با آمیزه‌ای از پازل‌های کوتاه، عاشقانه و برگرفته از عناصری از طبیعت، عشق و تنهایی و همچنین بسیاری از خاطره‌ها و دلتنگی‌های دور و نزدیک، به کمک واژه‌های شاعر، غم «تنهایی» و «انتظار»های سمج را کوتاه و کوتاه‌تر می‌کند.
معتقدی افزود: شروع شعرها، با ریتمی خاص و اغلب ناگهانی است و در فضاهای میانی حس موضوعی و محتوایی خود را به نمایش می‌گذارند، اما در بخش پایانی، شاعر برای جمع کردن پازل‌های شعری، تو گویی سعی دارد به هنجاری خاص و گاه شیرین، مخاطب را بی‌واسطه به چشم‌اندازی روایی و به سادگی به مقصد برساند. شاید هم نوعی حکم صادر کردنی را نیز در پی دارد.
او ادامه داد: شاعر با انتخاب نماد «دلفین»ها، گویی مظلوم‌ترین و بازیگوش‌ترین موجود آبزی را برای خلق دستمایه‌های فضاهای انسانی برگزیده است و این نوع خم شدن به درون زندگی، آن هم از فراز سر «دلفین»ها، بازتابی از بخش نرم و ملایم لحظه‌های کودکی، دوستی و حس عاشقانه را نشان می‌دهد. شاعر در صید لحظات، با زبانی آشنا و شکل‌یافته، نگرش‌ها و تمناهای زنانه و عاشقانه را از متن زندگی واگو می‌کند.
معتقدی همچنین اظهار کرد: در این مجموعه که در دو بخش گرد آمده، هر یک از این بخش‌ها، به کلیتی تمام از رویارویی انسان و طبیعت و عشق و کمی هم از مرگ می‌رسد. ساره دستاران در اولین تجربه‌ی شعری‌اش، با دستی پر به میدان شعر امروز درآمده است. او با همه‌ی افت و خیزهای زبانی و محتوایی، از یک نگاه حسی و زیبایی‌شناسانه‌ی عمیق و شاعرانه برخوردار است. «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» فرصتی‌ است تا یافته‌های وی به داوری و خوانش گرفته شود. او تازه به ما رسیده است!
رسول یونان

دیدن در ادبیات، بسیار دشوار است
به گزارش ایسنا، رسول یونان، شاعر و نویسنده، هم در سخنانی در نقد مجموعه‌ی شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» گفت: خانم دستاران در این کتاب از شیوه‌ی نگرش منحصر به فردی استفاده کرده است. دیدن در ادبیات، بسیار دشوار است. شیوه‌ی دیدن است که کار ما را از دیگران متمایز می‌کند. نوع گفتن از موضوع‌های تکراری، مهم است.
او سپس شعرهایی را از مجموعه‌ی «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» خواند و عنوان کرد: سؤالی که وجود دارد، این است که آیا این شعرها بلند هستند یا کوتاه. مثلا شعر «صدای سوت قطار.../بعضی‌ها گوش‌شان را می‌گیرند/ بعضی قلب‌شان را» در ذهن ادامه پیدا می‌کند و شعر کوتاهی که در ذهن‌ها ادامه پیدا کند، نمی‌تواند شعر کوتاه باشد. در سراسر دنیا در هر زبان و ادبیاتی یک کوتاه‌ترین شعر وجود دارد. در ایران هم ما تک‌بیت داریم. شعر کوتاه در ذهن قابل حمل و نقل است.
یونان ادامه داد: درباره‌ی این پرسش که شعر کی و چگونه اتفاق می‌افتد، نوشته‌های بسیاری وجود دارد، اما با خواندن آن نوشته‌ها، نمی‌توان شعر گفت. شعر تعریفی دارد که کامل نیست، بلکه مدارکی جزیی است. شاعران قدیمی مدارک بزرگی داشتند‌؛ یک غم بزرگ و ما شاعران امروز، مدارک خردی داریم‌؛ غم‌های متعدد. وقتی ما چیزی را می‌پوشانیم، چیزی برای پوشاندن وجود دارد. وقتی چیزی را کشف می‌کنیم، چیزی برای کشف کردن هست. هنرمند به جای کسانی حرف می‌زند که خود قادر به بیان حرف‌شان نیستند.
او همچنین اظهار کرد: انسان‌ها بر اساس باورهای‌شان خواب می‌بینند. شعر هم مونولوگ‌های یک آدم خواب‌گرد است. شعر و خواب همسایه‌ی هم هستند و هر دو بر اساس باورها شکل می‌گیرند. باورها از ایده‌ها و نشانه‌ها نشأت می‌گیرند و جهان چیزی جز نشانه‌ها نیست.
یونان در ادامه با خواندن شعری از کتاب، گفت: این شعر ظاهرا با تعریف‌هایی که از شعر داریم، سازگار نیست. در تعریف شعر می‌گویند شعر باید تصویر و خیال داشته باشد و...، اما گاهی در شعری هیچ‌کدام از این‌ها نیست، ولی همه چیز هست. این‌جاست که باید قراردادهای جدیدی برای تعریف شعر تنظیم شود.
او در بخش دیگری از صحبت‌هایش، به خواندن شعرهایی از کتاب پرداخت و گفت: مثلا این کریستف کلمبی که این‌جا در شعر مطرح می‌شود، یک کریستف کلمب دیگر است و چیزی است که شاعر می‌بیند. یا در شعری که از آجرها و پرنده‌ها می‌گوید، باز چیزی است که شاعر به این شکل می‌بیند و نگاه خود اوست.
محمود دولت‌آبادی - مفتون امینی

دیدیم که ایجاز می‌تواند خودِ استعداد باشد
در ادامه‌ی این نشست، محمود دولت‌آبادی، نویسنده‌ی پیشکسوت، گفت: امروز برای من بسیار آموزنده بود که دیدم شاعران ما چه نکاتی را دیده بودند. این جلسه برایم از این باب آموزنده بود که متوجه شدم اهل فن چقدر خوب می‌توانند ببینند که یک هنرمند چه نقاط و ظرایفی در کارش دارد.
او سپس عنوان کرد: یک نکته را مکرر می‌کنم که شعر برای من عبارت از کلامی است که یک لحظه مرا تکان می‌دهد. این کتاب و برخی آثار دیگری که از شعر این دوره خوانده‌ام، مرا دچار این لحظات کرده است. اکنون که صحبت درباره‌ی این کتاب است، باید بگویم وقتی آن را خواندم، مثل جناب یونان، شماره‌ی صفحه‌ گذاشتم که اگر فرصت شد، شعرهایی از آن را بخوانم. در همین راستا مطلبی مخصوص برای خانم دستاران نوشتم و فرستادم.
دولت‌آبادی افزود: شعرهایی از طرف سه دوست دیگر خوانده شد و من حظ بردم که جوهر و لب کلام در ایجاز آمده است و این ایجاز هم مربوط و مقید به عصر ما نیست. چخوف می‌نویسد، ایجاز خواهر استعداد است، اما خوشبختانه در کتاب «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند»، دیدیم که ایجاز می‌تواند خودِ استعداد هم باشد.
او همچنین گفت: ما مردمی هستیم که با شعر آغاز کرده‌ایم. من هم شعرهای بسیاری از قدیم و جدید خوانده‌ام. با شعر دنیا هم که بعد از نیما آشنا شدیم. ما که ریش‌مان سفید شده، باید بپذیریم که دوره‌ی جدیدی در بیان شعری آغاز شده که محصول این روزگار است. این کتاب به ما می‌گوید تصنعی هم در این کار وجود ندارد. 40 سال پیش در مطبوعات آن روزگار نوشته می‌شد مردم دیگر حوصله‌ی مطلب مفصل را ندارند و باید داستان کوتاه نوشت. من که آدم شنونده‌ای هستم و بعد تصمیم می‌گیرم، آن نوشته‌ها را نپذیرفتم؛ چون طبیعی نبود و از دل جامعه‌ی ما برنیامده بود، اما در فضای جدیدِ جامعه‌ی امروز، باید قبول کنیم که شعر جدید جوانان ما طریقت خاص خود را دارد. واقعیت محو نمی‌شود؛ بیان واقعیت است که تغییر می‌کند.
دولت‌آبادی سپس یکی از شعرهای مجموعه‌ی «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» را خواند: «فرصت زیر یک سقف ماندن / از دست رفت / یا چتر باز نشد / یا باران بند آمد»، و گفت: این خودِ استعداد است. معطوف به نقدی که گفته و خوانده شد، فرارفتن و خاصیت سخن این است که جز خودش چیزی را در ذهن ما به پرواز درمی‌آورد و فراتر می‌رود. این شعر از این نوع است.
او در ادامه شعر دیگری را از این مجموعه خواند: «با همین کاغذ‌ها / قایق درست می‌کنیم / بادبادک هوا می‌کنیم / تانک‌ها از دل‌شان راه می‌افتند / دستور پرتاب موشک صادر می‌کنند / کاغذها گاه در آتش سوزانده می‌شوند / گاه آتش به پا می‌کنند / کاغذهای دوست‌داشتنی / کاغذهای لعنتی».
و درباره‌ی این شعر، افزود: به گمان من، تمام است. همین الآن شاعری.
این نویسنده‌ی پیشکسوت سپس گفت: پیشنهاد می‌کنم جلسه‌ای هم برای نقد نثر بگذارید؛ از جمله کتاب «قلعه مرغی؛ روزگار هرمی» نوشته‌ی سلمان امین را پیشنهاد می‌کنم که کتاب جالبی است و طنز کم‌نظیری در آن وجود دارد.
همیشه خواسته‌ام از سیاست فاصله بگیرم، اما...
دولت‌آبادی در پایان صحبت‌هایش عنوان کرد: همه‌ی ما به کشورمان علاقه‌مند هستیم و با همه‌ی تردید‌ها، تصمیم گرفتیم که در انتخابات یا شرکت کنیم یا نکنیم. بسیاری افراد گرفتار شتاب شدند. من می‌خواهم تبریکی را که برای رییس‌جمهور منتخب، آقای روحانی، نوشته‌ام بخوانم. این پیام را حالا می‌خوانم؛ چون می‌خواهم از آن بهره‌ی تبلیغاتی برده نشود. همیشه سعی داشته‌ام از سیاست فاصله بگیرم، از قدرت فاصله‌ی بیش‌تر، اما ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که سیاست روی سر ما هست، کنار دست ما هست، در خانه‌ی ما هست، در خیابان هست.
او در ادامه متن تبریک مورد نظر خود را خواند و گفت: خیلی متشکرم. همه‌ی شما را دوست می‌دارم.
تبریک محمود دولت‌آبادی به حسن روحانی
او در بخشی از این پیام، با تبریک انتخاب دکتر حسن روحانی به مقام ریاست‌جمهوری کشور و مردم ایران، اظهار امیدواری کرده بود، این انتخاب با سنجیدگی از جانب اکثریت صاحبان آرا، در معنای اعاده‌ی آزادی‌های قانونی و تضمین آن، تأمین آزادی بیان و حقوق انسانی باشد، و ادامه داده بود: آن‌گونه که در روحیه و منش آقای روحانی مشاهده شده است؛ روی و رفتار متین، قدیر و آشتی‌پذیر با جهان و جهانیان داشتن: ز آن که ایران دلِ جهان باشد!
در پایان نشست نیز ساره دستاران گفت: من به قدری شرمنده شده‌ام که نمی‌دانم چه بگویم. خوشحال‌ام که امروز بهانه‌ای برای دور هم جمع شدن ما، از شعر گفتن و از شعر شنیدن بود. بعضی از شعرهای کتاب‌ها بیش‌تر مورد استقبال قرار می‌گیرند، امروز هم دوستان تعدادی از شعرها را خواندند. من شعرهای دیگری را می‌خوانم که تکراری نشود.
او در ادامه چند شعر را از مجموعه‌ی شعرش خواند و گفت: امروز کسی در این جمع هست که در سال‌هایی که من کار ادبیات می‌کنم، برای اولین‌بار در جمع است. من هیچ‌وقت نتوانسته‌ام به او بگویم که چقدر دوستش دارم؛ اما نمی‌دانم چرا حالا این جسارت را پیدا کردم که به مادرم بگویم چقدر دوستش دارم. می‌خواهم پایان‌بند صحبت‌هایم هم تشویق شما برای پدر و مادرها باشد.
نشست ادبی بوطیقا برای نقد مجموعه‌ی شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» با حضور افرادی همچون فرهاد عابدینی، محمدهاشم اکبریانی، یوسف علیخانی، شهین منصوری آرانی، علی قنبری، آرش نقیبیان، سلمان امین، مصطفی غضنفری، مهدی اشرفی، لیلا عباسعلی‌زاده و هادی خورشاهیان همراه بود.
«دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» گزیده‌ای از شعرهای سپید یک دهه‌ی‌ ساره دستاران را دربر می‌گیرد و از سوی نشر آموت منتشر شده است.

http://media.isna.ir/content/06-162.jpg/4
 
http://media.isna.ir/content/02-305.jpg/4
 
http://media.isna.ir/content/07-136.jpg/4 

http://media.isna.ir/content/01-501.jpg/4

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
یاسر نوروزی داستان‌های کوتاهش را منتشر می‌کند
 
یاسر نوروزی از آماده انتشار شدن مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه خود در قالب یک کتاب خبر داد.
یاسر نوروزی در گفتگو با خبرنگار مهر از تالیف نخستین مجموعه از داستان‌های کوتاه خود خبر داد و گفت: تالیف داستان‌های کوتاه را پس از انتشار رمان نخستم ـ «نامحرم» ـ آغاز کردم و هیچ کدام شامل تجربه ‌نوشتن در فضاهای دور و گذشته نیست.
وی افزود: داستان‌های کوتاه این مجموعه 10 عنوان را در بر می‌گیرند که همگی از نظر فرمی و زبانی تجربه‌های متفاوتی به شمار می‌روند.
نوروزی ادامه داد: سعی کردم زبان این داستان‌ها بر خلاف زبان رمان نامحرم، زبانی فاخر باشد و حتی در مواردی به زبان آرکائیک نزدیک می‌شود و در مواردی نیز زبان این داستان‌ها ساده و روزمره و نزدیک به زبان نوشتاری روزنامه‌نگاری خواهد بود.
نویسنده رمان «نامحرم» افزود: یکی از داستان‌های این مجموعه با عنوان «بی‌پدر» نیز به تازگی ترجمه شده و به زودی در نشریه «world without border» در آمریکا منتشر می‌شود.
این نویسنده تاکید کرد: این مجموعه داستان هنوز عنوانی را برای خود ندارد، ولی ناشر آن نشر آموت خواهد بود.
نخستین رمان یاسر نوروزی با عنوان «نامحرم» از سوی همین ناشر و در سال 91 منتشر شد و در بیست و دومین دوره جایزه کتاب فصل نیز نامزد دریافت جایزه بخش ادبیات داستانی بود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
دلفین‌ها به خواب‌های «محمود دولت آبادی» رسیدند
 10-1000.jpg
استاد محمود دولت‌آبادی، نویسنده پیشکسوت
و
«دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» سروده ساره دستاران/ نشر آموت/ 5 هزار تومان

وقتی «کتاب نیست» ِ «علیرضا روشن» منتشر شد، یادم هست،‌ کتاب‌فروش‌ها هیچ اقبالی بهش نشان ندادند تا  وقتی علاقمندان به شعرهایش به دنبال شعرهایش راه افتادند. بعد دیگر کتابفروشی‌ای نمانده بود که این کتاب را نداشته باشد وتوی ویترین‌اش نگذاشته باشد و حالا که به چاپ ششم رسیده ...
حالا این روزها باید دید سرنوشت «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» ِ «ساره دستاران»‌  و «اصلا  مهم که نیست» ِ «علیرضا بهرامی» و «نان فقط یک واژه‌ نیست»‌ ِ «سولماز صادقزاده نصرآبادی»‌ چه خواهد شد.
* توضیح ِ عکس:  دیروز 7 تیر 92 در جلسه نقد کتاب «دلفین‌ها ...»‌ در خانه فرهنگ کاووسیه 

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
مطمئن بودم این کتاب به مذاق مخاطب خوش خواهد آمد
http://qudsonline.ir/Images/News/Smal_Pic/3-4-1392/IMAGE635076741284009663.jpg 
قدس آنلاین- خدیجه زمانیان: کتاب «پیش از آنکه بخوابم» نخستین رمان «اس‌.جی. واتسون» نویسنده انگلیسی با ترجمه شقایق قندهاری یکی از آثار پرمخاطب نمایشگاه کتاب امسال بود.
 این اثر که توسط نشر آموت منتشر شده درباره زنی است به نام کریستین که بر اثر حادثه ناگواری دچار بیماری نادری شده و هر بار که می‌خوابد حافظه‌اش پاک می‌شود و سرگذشت خود را فراموش می‌کند.کریستین در سراسر داستان به کمک پزشک خود و دفتر یادداشتی که روزانه حوادث زندگی‌اش را در آن می‌نویسد سعی در یادآوری گذشته خود دارد؛ گذشته‌ای که گاه حقایق تلخی در آن نهفته است.
«پیش از آنکه بخوابم» علاوه بر جلب اقبال مخاطب ایرانی در دنیا هم مورد توجه قرار گرفت. این کتاب به زبان های متعددی ترجمه شد و تحسین بسیاری را برانگیخت.
پیرامون ویژگیهای این کتاب و ترجمه آن با «شقایق قندهاری»، مترجم اثر گفتگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:
شقایق قندهاری متولد 1355 فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه‌ ترجمه‌ کتاب از سال 1374 آغاز کرد. از جمله ترجمه‌های او می‌توان به «فرزندان معجزه»، «عروسک پدر»، «خانه‌ خودمان»، «خواهر گشده»، «فراری»، «گریز پا»، «زندگی اسرار آمیز زنبورها»، «خانه‌ مرموز»، «الماس»،« ابر باله» و «قصه‌های جزیره» در چهار جلد و به همکاری چیستا یثربی اشاره کرد. او تا به حال موفق به دریافت چندین جایزه‌ی ادبی برای ترجمه‌هایش شده است. او همچنین به پژوهش و نگارش برنامه و نقد در نشریات تخصصی ادبیات کودک و نوجوان هم می‌پردازد.
* خانم قندهاری چه شد که برای ترجمه سراغ اثری از «اس‌.جی. واتسون» رفتید. فکر می کردید مخاطب ایرانی از این نویسنده که تا به حال اثری از او ترجمه نشده بود و ظاهرا این کتاب اولین اثر اوست، استقبال کند؟
** شخصا در انتخاب اثر دقت و وسواس خاصی برای خودم دارم که شاید دلیلش به تحصیلات خودم بر می گردد. در انتخاب اثر برای ترجمه آنچه برای من مهم است، جذاب بودن اثر است نه معروفیت نویسنده و یا پرفروش بودن کتاب.  «پیش از آنکه بخوابم» در مطالعه اول به نظرم جذاب رسید و مطمئن بودم به مذاق مخاطب هم خوش خواهد آمد.
* ترجمه این اثر به خاطر رفت و برگشت‌های زمانی که در داستان وجود داشت خاص بوده چه طور توانستید از عهده ترجمه این اثر با توجه به ویژگی زمانی اش بر بیایید؟
** نثر واتسون نثری خوب، روان و منسجم بود. این رفت و برگشت‌های زمانی گاهی من را هم دچار چالش می‌کرد. اما من تا قبل از ترجمه اثر را چندین‌بار می‌خوانم تا از این اشتباهات جلوگیری شود. در این اثر هم خیلی روی ترجمه کار کردم تا در نهایت متن ترجمه به گونه‌ای باشد که انگار مخاطب متن اصلی را می‌خواند و دچار مشکلاتی که برخی ترجمه‌ها دارند نشود.
* واتسون نویسنده ای است که به بعد سرگرم‌کنندگی مخاطبش توجه ویژه‌ای دارد همانطور که در این داستانش هم دیده می‌شود دوست دارد مخاطبش را به بهترین شکل سرگرم کند تا اینکه به او آموزش دهد. در خصوص این ویژگی نویسندگی واتسون توضیح دهید؟
** من این رمان را در حد یک رمان صرفا سرگرم کننده ندیدم. با اینکه این ویژگی را داراست اما طرح ساختار داستانی، شخصیت پردازی و فضایی که واتسون با شخصیت‌هایش آن را خلق می‌کند ما را با یک اثر خاص روبرو می‌کند. واتسون این هنر را داشته که به بعد سرگرم کنندگی توجه کند و خواننده را به خوبی وباظرافت دنبال خودش بکشاند. یکی از حسن های این رمان این است که مخاطب همان قدر می داند که شخصیت اول رمان یعنی کریستین و راوی داستان می داند.این مساله باعث می شود نویسنده و دانای کل یک قدم از مخاطب و شخصیت اصلی اش جلوتر باشد. و به نظرم حسن دیگر اثر این است که واتسون اثر را بسیار به تصویر نزدیک کرده است برای همین «ریدلی اسکات» با اقتباس از این اثر در حال ساختن یک فیلم هم هست. با اینکه کتاب توصیف زیاد دارد اما توصیفات خسته کننده نیستند. موقعی که اثر را اولین بار خواندم احساس نمی کردم در حال خواندن یک رمان هستم این اثر برای من پر از تصویر بود و احساس می کردم همه این اتفاقات را می بینم چون تصویرسازیها بسیار دقیق و ملموس بود.
ودیگر اینکه نویسنده اگرچه تلاش نکرده رمانی اخلاق‌گرایانه بنویسد اما در داستانش به خیلی چیزها توجه کرده به عشق، به بنیان خانواده و اینکه هر کس شخصیت و هویتش را با گذشته‌اش می‌سازد و بدون آن‌ها فرد تهی است و چیزی ندارد که به آن تکیه کند و نقطه مرجعی ندارد. وقتی او راجع به مسایل ضدو نقیضی که در مورد گذشته‌اش می‌شنود فکر می‌کند مخاطب را با خودش همراه می‌کند تا درباره گذشته‌‌اش فکر کند و این مساله یکی از نقاط قوت رمان است.
* اما به نظر می‌رسد فصل دوم مطول شده و اگر موجز می شد اثر جذابت‌تر به نظر می‌رسید.
** من فکر می کنم اگر اثر موجزتر می‌بود شخصیت‌پردازی راوی یعنی کریستین این‌قدر باورپذیر نبود. مخاطب در این اثر با زنی روبرو است که دائم خاطراتش را فراموش می کند و تلاش می کند گذشته‌اش را به یاد بیاورد. او تلاش می‌کند تکه‌‌های گمشده پازل زندگی و گذشته از دست رفته اش و فاصله سال هایی که هیچ چیزی درباره‌شان نمی‌داند به هم متصل کند. برای همین شاید به ظاهر می شد رمان موجزترنوشته شود اما در آن صورت باورپذیری حالتی که کریستین به آن دچار است برای مخاطب سخت می‌شد. کریستین به هر چیزی در زندگی‌اش چنگ می‌زند تا خودش و زندگی‌اش را به یادآورد. مجموعه این‌ها باورپذیری وضعیت کریستین را برای ما امکان‌پذیر می‌کند.
* اثر بعدی واتسون چاپ شده است؟
** تا جایی که من می‌دانم این نویسنده در حال نوشتن اثر دیگری است اما هنوز آن را را چاپ نکرده است.
×××
کتاب را می‌توانید به صورت آنلاین از اینجا بخرید.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
زادروز خالق «شازده کوچولو»
روي جلد كتاب 
هشتم تیرماه مصادف است با زادروز آنتوان دو سنت ‌اگزوپری، نویسنده و خلبان و خالق کتاب نامی «شازده کوچولو».
به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «زمین انسان‌ها»، «خلبان جنگ»، «پرواز شبانه» و «نامه به یک گروگان» از دیگر آثار این نویسنده فرانسوی هستند.
آنتوان دو سنت اگزوپری ۲۹ ژوئن سال ۱۹۰۰ در شهر لیون به دنیا آمد. او در کودکی شاهد آزمایش‌های برادران رایت، مخترعان هواپیما، بود، که درصدد فروش اختراع‌شان به دولت فرانسه بودند و اولین پروازش را در فرودگاه مان تجربه کرد.
اگزوپری در آغاز دوره دبیرستان نزد یکی از استادان موسیقی به آموختن ویلن پرداخت. در دوران تحصیل در دبستان و دانشکده، گاهی ذوق و قریحه شاعری و نویسندگی خود را با نگاشتن و سرودن می‌آزمود و اغلب نیز مورد تشویق و تقدیر دبیران و استادانش قرار می‌گرفت، اما در کل دانش‌آموز متوسطی بود.
بعد از دریافت دیپلم، خانواده اگزوپری او را تشویق کردند تا وارد نیروی دریایی شود که محل خدمت بسیاری از اشراف‌زادگان فرانسوی بود. بعد از مدتی سنت اگزوپری جوان به دختر زیبایی دل‌بسته شد که خانواده دختر به سبب زندگی نامنظم و پرحادثه هوایی با ازدواج آن دو مخالفت کردند. نشانه‌ای از این عشق را در اولین اثرش به نام «پیک جنوب» (1929) می‌توان دید. در سال ۱۹۲۵ داستان کوتاهی از او به نام «مانون» در یکی از گاهنامه‌های پاریس چاپ شد، اما کسی او را در زمره نویسندگان به‌شمار نیاورد، و خودش نیز هنوز به راستی گمان نویسندگی به خود نمی‌برد.
در همین زمان بود که برای یک مأموریت سیاسی به میان قبایل صحرانشین مور در جنوب مراکش رفت و چون به خوبی از عهده اجرای این مأموریت برآمد، مورد تشویق فرماندهان و زمامداران وقت قرار گرفت. «پیک جنوب» اگزوپری یادگار زمانی است که نویسنده هوانورد در میان قبایل صحرانشین مراکش به سر می‌برد. هنگام بازگشت به فرانسه نخستین رهاوردی که با خود آورد، دست‌نویس این کتاب بود. او این نوشته را به وسیله پسرعمویش به چند نفر از ادیبان و نویسندگان فرانسه نشان داد، و آنان بیش از حد انتظار تشویقش کردند. در همین زمان یکی از ناشران سرشناس پاریس قراردادی برای انتشار «پیک جنوب» و چند نوشته دیگر با او بست و آن‌گاه اگزوپری به ارزش کار خود پی برد.
او در سال ۱۹۲۷ برای انجام مأموریت دیگری به آمریکای جنوبی رفت و در آن‌جا وقت بیش‌تری برای پیگیری افکار خویش یافت. دو کتاب او به نام «زمین انسان‌ها» و «پرواز شبانه» یادگار آن زمان‌اند. شهرت نویسنده با انتشار داستان «پرواز شبانه» آغاز شد که با مقدمه‌ای از آندره ژید در ۱۹۳۱ انتشار یافت.
در سال ۱۹۳۹ اثر معروف اگزوپری به نام «زمین انسان‌ها» برای نخستین‌بار منتشر شد و چندان مورد توجه واقع شد که از طرف فرهنگستان فرانسه جایزه گرفت. پس از تسلیم کشور فرانسه به آلمان، اگزوپری به آمریکا مسافرت کرد و کتاب‌هایی چون «قلعه»، «شازده کوچولو» و «خلبان جنگی» را در این دوران منتشر کرد.
شاهکار سنت‌ اگزوپری به نام «شازده کوچولو» در سال 1943 انتشار یافت که حوادث شگفت‌آنگیز آن با نکته‌های دقیق و عمیق روانی همراه است. «شازده کوچولو» یکی از مهم‌ترین آثار اگزوپری به شمار می‌رود که در قرن اخیر از پرخواننده‌ترین کتاب‌های جهان شناخته شده است.
آنتوان دو سنت اگزوپری به هنگام گشایش جبهه دوم و پیاده شدن قوای متفقین در شمال آفریقا، بار دیگر با درجه سرگردی به نیروی هوایی فرانسه آزاد ملحق شد. در۳۱ ژوئیه ۱۹۴۴ برای پروازی اکتشافی بر فراز فرانسه اشغال‌شده از جزیره کرس در دریای مدیترانه با یک فروند هواپیمای غیرمسلح به پرواز درآمد و پس از آن دیگر هیچ‌گاه دیده نشد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
چاپ دوم «پیله تنهایی عشق» رسید
 
همشهری‌آنلاین‌: رمان از زبان دختری روایت می‌شود که به همراه چهار خواهر خود در شهرستانی در حومه تهران با پدری زندگی‌ می‌کند که آروزی داشتن یک پسر را داشته است.
راوی در میان خانواده ‌خود تنها کسی است که موفق به تحصیل و پیدا کردن شغل می‌شود و از همین راه سعی در حمایت خود خواهران خود می‌گیرد اما در طول این ماجرا درگیری‌های عاطفی که برای وی به وجود می‌آید و نیز حوادثی که خواهران و پدر وی به آن دچار می‌شوند به نوعی او را به سمت شکوفایی درونی و حرکت به سمت تعریفی تازه از خود سوق می‌دهد.
فاطمه موسوی نویسنده رمان با اشاره به درون‌مایه عاشقانه رمان پیله تنهایی عشق می‌گوید: در این کتاب به دنبال این نبودم که عشق را به مثابه خود کلمه‌اش به نمایش بکشم. برای من این حس به عنوان یک حس و قدرت درونی در یک زن مدنظر بود؛ قدرتی که به طور معمول از یاد زنان جامعه می‌رود و باعث می‌شود زنان برای نمایش قدرت‌های درونی‌شان خود را متکی به مردان ببینند.
وی‌ می‌افزاید: نوشتن این رمان مصادف بود با شروع بیماری سرطان در من، اما نوشتن این رمان به من کمک کرد تا بتوانم در درون خودم هم کنکاش بیشتری بکنم و این قدرت درونی را برای مخاطبانم در قالب این رمان بازسازی کنم.
رمان‌ پیله تنهایی عشق نوشته‌ی فاطمه موسوی در 280 صفحه و به قیمت 11000 تومان توسط نشر آموت منتشرشده است.
×××  کتاب را می‌توانید به صورت آنلاین از اینجا بخرید.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
چاپ سوم «آقاپری» رسید
 
همشهری‌آنلاین: آقا پری مجموعه داستان طنز نوشته جمیله مزدستان شامل 12 داستان کوتاه است که اغلب آن‌ها محور اجتماعی دارند.
در این آثار به مسایل متنوع جامعه امروز و مسایل زنان و جوانان در قالب داستانی پرداخته شده است.
به گفته نویسنده مسایل روزمره جامعه امروز ایران و نگاه به مسایل زنان محور اغلب داستان‌های این کتابند.
موضوعات داستان‌های این کتاب هیچ وابستگی محتوایی به یکدیگر ندارند و هر کدام به طور خاص به مساله‌ای اجتماعی و انسانی در نسبت با مشکلاتی که انسان امروز با آن مواجه است، نگاهی طنزگونه دارند.
وقایع اغلب داستان‌های کوتاه کتاب آقا پری در چند سال اخیر اتفاق می‌افتند؛ در حالی که برخی از داستان‌ها نیز به دوره یا شرایط خاصی مربوط نمی‌شوند.
آقا پری، راننده تاکسی، شام عروسی و دردهای بی‌درمان،‌ نام برخی از داستان‌های این کتابند.
جمیله مزدستان نویسنده کتاب آقاپری فارغ‌التحصیل رشته تاریخ اسلام از دانشگاه تهران است.
چاپ سوم آقاپری با قیمت 7000 تومان روانه بازار کتاب شده است.
از این نویسنده به زودی مجموعه داستان طنز «یکی از میان ما» به وسیله نشر آموت منتشر می‌شود.
×××
 کتاب را می‌توانید به صورت آنلاین از اینجا بخرید.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
تا‌ز‌ه‌ترین جلسه ماهانه گروه شعر معاصر
 
تا‌ز‌ه‌ترین جلسه ماهانه گروه شعر معاصر در حالی برگزار شد که سه نفر از شاعران معاصر که به تازگی از آن‌ها مجموعه شعری منتشر شده است، میهمان‌های ویژه آن بودند.
به گزارش بخش نشر و ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست که روز چهارشنبه، 5 تیرماه، برگزار شد، علیرضا طبایی با مجموعه غزل «تندر اما ناگهانی‌تر»، علیرضا بهرامی با مجموعه شعر «اصلا مهم که نیست» و ساره دستاران با مجموعه شعر سپید «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» به عنوان میهمان مدعو حضور یافته بودند. علاوه بر شعرخوانی این شاعران و دیگر اعضای این گروه، محمود معتقدی به نقد مجموعه شعرهای بهرامی و دستاران پرداخت.
در ابتدای این نشست که با اجرای اسدالله امرایی - مترجم - همراه بود، فرهاد عابدینی – شاعر و مدیرگروه شعر معاصر – در سخنانی با اشاره به نقد دو مجموعه شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» و «اصلا مهم که نیست»، گفت: ویژگی این دو مجموعه به همراه مجموعه شعر «این شعرها را جبرییل آورده است» سروده پونه ندایی که پیش‌تر اعلام کرده بودیم آن هم در این نشست نقد خواهد شد، اما با توجه به سفر خارج از کشور شاعر به جلسه‌ای دیگر موکول شد، ویژگی صمیمیت و روانی زبان این مجموعه‌ها بود که ما را بر آن داشت تا به بررسی آن‌ها در یک جلسه مجزا بپردازیم. همچنین خدماتی که شاعران آن‌ها در حوزه فرهنگ و ادبیات در این چندساله انجام داده‌اند.
او با ابراز خوشحالی از چرخش زبان شعر شاعران در سال‌های اخیر به سمت بازگشت به سادگی و صمیمیت در ارتباط با مخاطب، تأکید کرد: چند سال پیش در جایی گفتم وقتی من که 40 سال است شعر می‌خوانم، با خوانش چندباره برخی از شعرهای ارائه‌شده به نتیجه‌ای نمی رسم، از مخاطب غیرحرفه‌یی چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم که با آن‌ها ارتباط برقرار کند؟
نشست گروه شعر معاصر
دلفین‌ها 
در ادامه، محمود معتقدی در سخنانی درباره مجموعه شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» سروده ساره دستاران، گفت: اولین مجموعه شعر «ساره دستاران» آمیزه‌ای است از پازل‌های کوتاه، عاشقانه و برگرفته از عناصری از طبیعت، عشق و تنهایی و همچنین بسیاری از خاطره‌ها و دلتنگی‌های دور و نزدیک که بیش از هر چیزی باید گفت یک حس تمام‌عیار از دنیای کودکی‌ها پس پشت شعرها کمین کرده‌اند و در این‌جا و آن‌جا به کمک واژه‌های شاعر پیش می‌آیند تا غم «تنهایی» و «انتظار»های سمج را کوتاه و کوتاه‌تر کنند.
این شاعر و منتقد ادبی افزود: در این کارزار شاعرانه، همواره عناصری از اشیا و آدم‌ها و دلواپسی‌ها بر محور افقی و شکل‌هایی از گفتن‌ها بر محور عمودی متن شاعر را به گذرگاه‌هایی از روایت‌های فردی می‌کشاند که همانا دغدغه‌های «تنهایی» و «از دست‌دادگی» همواره با نشانی‌هایی منفرد چیدمان واژه‌ها را به خدمت یک نگرش هستی‌شناسانه از فضاهای ملتهب زندگی می‌گیرد.
او همچنین تاکید کرد: در این مجموعه که در دو بخش «هویج افتاد» و «ناگهان ابر درآینه» گرد آمده، به نظر می‌رسد هر یک از این بخش‌ها ضمن پیام خودش، در نهایت به کلیتی تمام از رویارویی انسان و طبیعت و عشق و کمی هم از مرگ می‌رسد. از جزیره‌هایی دور و نزدیک، که مفهوم زندگی به زبان‌های گوناگون، حرف خودش را می‌زند.
اصلا که مهم نیست 
محمود معتقدی در بخش دیگری از این نشست، درباره مجموعه شعر «اصلا مهم که نیست» اثر علیرضا بهرامی گفت: در این مجموعه به رغم نام آن، همه چیز مهم است. در این چشم‌انداز، مضمون‌ها پر شده‌اند از روایت‌هایی که بوی زندگی شهری و دغدغه‌های منتشر در آن، فرصتی شاعرانه را فراهم آورده تا دستمایه شاعری باشد که با نگاه و زبانی معتدل، به کشف گم‌شده خود و فرصت‌های از دست‌رفته نسل خویش بوده باشد.
او افزود: نقطه عزیمت شاعر در این مجموعه، از درون خود زندگی و برگرفته از عناصری از رفتارها، نگاه‌ها، هویت‌ها و چشم‌انداز فرصت اشیا شروع می‌شود و به تداعی و ذکر خاطره‌هایی دور و نزدیک در همین حوالی می‌پردازد. درنتیجه، از عشق، از رنگ خاطره‌ها، از مرگ و حکایت خاطره‌هایی می‌گوید که تنها یادشان به جا مانده و کسی به درستی از بودن و نبودن‌شان چیزی نمی‌گوید.
این منتقد ادبی همچنین گفت: آن‌چه که در فضاهای ساده و گاه سیال «اصلا مهم که نیست» می‌گذرد، چالش سرنوشتِ نوعی تعلیق و شاید هم دغدغه‌های نرسیدن نسل این سال‌های زندگی است که هویت خویش را میان نبودن و بودن بسیاری از چیزها، آرزوهای خود را در سایه می‌بیند و چه بسا پر از حیرت و بی‌پاسخی از شرایط روزگار موجود است.
نشست گروه شعر معاصر
در ادامه این نشست، اسدالله امرایی با بیان سخنانی مبنی بر این‌که ویژگی فعالیت‌های شاعران میهمان این جلسه گروه شعر معاصر که مجموعه‌های آن‌ها نقد و بررسی شد، نگاه منصفانه و همه‌جانبه‌نگری در فرصت دادن به سلیقه‌های مختلف در فعالیت‌های حرفه‌یی‌شان بوده است، علاوه بر ساره دستاران و علیرضا بهرامی، از دیگر شاعران حاضر در نشست برای شعرخوانی دعوت کرد؛ شاعرانی چون: علیرضا طبایی، بنفشه حجازی، علیشاه مولوی، غزل تاجبخش، عبدالله صمدیان، هایده بهرامی، صلصال گیلانی، هانا مهر، بهمن زدوار، فاطمه سیستانی، فریاد ناصری و علی عزتی.
همچنین پوران کاوه – شاعر و مترجم – متنی را که برای مجموعه شعر پونه ندایی – شاعر و مدیر مجله شوکران – آماده کرده بود، برای حاضران خواند.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com