گفتگو با محمدعلی علومی درباره «پریباد»
آناهیتا آذرشکیب (روزنامه خورشید): فرهنگ بومی ریشه‌دار سنت‌ها و آیین‌های ملت‌هاست. تاریخ هر جامعه‌ای حکم سندی ارزشمند را برای مردم خود دارد. اصالت فرهنگ بومی در نوعی نشان دهنده شخصیت، طرز تفکر، تشخص و فطرت افراد جامعه است. پایبندی به آیین‌ها و مراسم بومی وجه خاصی به ملت‌ها می‌دهد. همانطور که گفته می‌شود کشور ایران تمدنی 2500 ساله دارد. البته اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد قدمت تاریخی و فرهنگی ایران بیش از این است. به طور مثال باتوجه به تاریخچه خط در ایران باستان که طبق کتیبه‌ای که در جنوب ایران کشف شده مبدا آن به حدود پنج تا هفت هزار سال پیش می‌رسد. که از می‌توان به کتیبه‌های موجود در معبد سه هزار و پانصد ساله زیگورات اشاره کرد.
نوشتن در مورد سنت‌ها و باورهای اقتصادی مردم روستاها بر عهده قشر خاصی از نویسندگان است. این قسم نویسنده‌ها اغلب یا در همان حال و هوای سنتی و بومی به دنیا آمده و رشد کرده‌اند و یا با تحقیق و سفر به روستاهای مختلف به جمع‌آوری سنت‌ها و آیین‌ها پرداخته‌اند و بعد در غالب داستانی به اسم داستان‌های فلکلور به رشته تحریر در آورده‌اند. از بومی‌نویسان معاصر ایران می‌توان به نویسندگان بزرگی اشاره کرد، از جمله جلال‌آل احمد، احمد محمود، محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت، صادق چوبک، محمود دولت آبادی، امین فقیری، انسیه شاه‌حسینی، بزرگ علوی، غلامحسین ساعدی، ‌علی محمود افغان و یوسف علیخانی، محمد علی علومی که در فضایی به نام رئالیسم جادویی به نگارش آثار بومی و اعتقادی پرداخته‌اند. باتوجه به جمله معروف ویلیام فاکنر که می‌گوید: نویسنده باید بومی بنویسد و جهانی فکر کند. در دهه 40 شمسی دوره اوج داستان‌نویسی اقلیمی ایران است و بسیاری از نویسندگان در این دوره به نگارش داستان‌های رئالیستی درباره مسائل و مشکلات روستاهای مناطق مختلف ایران و بازآفرینی سنت‌ها، باورها و آیین‌های قومی و قبیله‌ای پرداختند. جلال آل احمد در دهه چهل رمان (نفرین زمین) را با هدف مخالفت با اصلاحات ارضی نوشت که به نوعی مقاومت در برابر شیوه‌های مدرن تولیدات کشاورزي بود. داستان‌نویسان در بخش فرهنگ عامه به دور از ادبیات کلاسیک به نوشتن و به ثبت رساندن باورها و سنت‌ها پرداخته‌اند تا نشان دهند از بالانشینی دست کشیده و به دور از اشراف‌گرایی سنت و اعتقادات مردم عادی و بومی‌نشین را مورد توجه قرار می‌دهند.
محمدعلی علومی از جمله این نویسندگان است، زاده کرمان و ساکن تهران که نوشتن در مورد ادبیات بومی و فرهنگ بومی را از جمله وظایف خود در امر نویسندگی می‌داند. پریباد، سوگ مغان و ظلمات از جمله آثار این نویسنده در زمینه فرهنگ بومی است.
 
در مورد فضای داستانی کتاب‌هایتان توضیح دهید؟
قبل از شرح آثار و کتاب‌هایم باید این را بگویم که کشور ایران سابقه درخشانی در ادبیات کلاسیک دارد که یک بخش در ادبیات مکتوب کهن منعکس شده و بخشی دیگر انعکاس یافته در فرهنگ مردم و باورها و عقاید آنهاست. موضوع اصلی که از ابتدا مورد توجه من قرار گرفت احیا و بازگویی شیوه‌های داستان‌نویسی و تاریخ گذشتگان بود که چرا در آثار جدی‌ام مثل سوگ نعان و چه در آثار طنز مانند: من نوکر صدام هستم، مشهود است. در نگارش داستان‌هایم سعی داشتم شیوه داستان‌نویسی قدیم را اجرا کنم.
مخاطبین در ایران از چه سبک داستان‌نویسی حمایت می‌کنند؟
شیوه‌های داستان‌نویسی در جهان امروز در غرب روند رو به رشدی دارد. مخاطبان ایرانی به نوعی با داستان‌نویسی و شیوه نگارشی غربی آمیخته شده‌اند و با آن آشنایی دارند. تولید داستان در ایران از مشروطه به این طرف سبک غربی دارد. از آن طرف نویسنده‌هایی که فرهنگ و تاریخ کهن را بشناسند، کم هستند. در فلسفه، علوم تجربی و علوم انسانی به نوعی دچار عقب ماندگی عام هستیم. به طور مثال بعد از ملاصدرا و حاج ملاهادی سبزواری فیلسوف بزرگی نداریم.
چه عامل و یا عواملی در از یاد و تشدید این معضل (فرهنگی) تاثیر داشته است؟
دولت‌ها معمولا برای خط مشی و یا قوانین و چارچوب‌هایی که دارند با نوعی رویکرد مصلحت اندیشی خواسته و یا ناخواسته به این معضل دامن می‌زنند. در شعار از بومی‌نویسی حمایت می‌کنند، اما در عمل خلاف این را نشان می‌دهند. نادیده گرفتن فرهنگ بومی و کنار گذاشتن اصالت سنت‌های روستایی آفتی شدید است که سرانجام به نابودی تمدن و فرهنگ کهن هر کشوری ختم می‌شود. تعداد مسئولان رسمی فرهنگی در کشور که متعهد باشند کم است و اکثریت مسئولان دیدی اشرافی نسبت به هنر و هنرمند دارند. خودشان را موجوداتی برجسته، عارف و از هر جهت خاص و متفاوت می‌دانند و نویسنده و هنرمند از دیدشان حقیر و مشکوک است.
علاقه خواننده‌ها به چه نوع کتاب‌هایی است؟
تقسیم‌بندی و تمایز بین دو قشر عام و خاص در مخاطبان و عام‌نویس و خاص‌نویس بین نویسندگان کار درستی نیست. به عنوان مثال قبل از انقلاب فیلم‌هایی تحت عنوان فیلمفارسی ساخته می‌شد که اکثریت مردم راغب و علاقه‌مند و تماشای اینگونه فیلم‌ها بودند. در حال حاضر مخاطبین کتاب اقشار خاص هستند و به اسطوره و فرهنگ عام علاقه دارند. هر چند که به نظر می‌رسد فروش کتاب‌های یاپ در کشور روند بالایی نسبت به کتاب‌های دیگر دارد و همین امر باعث می‌شود که نویسنده کتاب در این سبک بنویسد تا با چاپ‌های مکرر از این راه امرار معاش کند.
نقش ادبیات فلکلور در تفکر فرهنگ عامه مردم تا چه حد موثر است؟
برخی کشورها که به کشورهای جهان سوم وابستگی داشتند، فرهنگ مردم خود را منتقل کرده‌اند. مثل مارکر با کتاب «صد سال تنهایی» فرهنگ بومی آمریکای جنوبی را به مردم کشورهای جهان سوم القا کرد. آمریکای جنوبی با پرداختن و نگارش سنت‌ها و اعتقادات سرخ‌پوستان، فرهنگ بومی خود را در سطح جهانی منتشر کرد. این در حالی است که کشور ایران با سابقه تمدن چند هزار ساله از این مورد دوری کرده است.
کنار گذاشتن و یا به نوعی دوری کردن از فرهنگ عامه چگونه شکل گرفت؟ این مساله به این خاطر نیست که مقداری از گذشته ها و فرهنگ بومی دور شده ایم؟
ائمه شیعه به فرهنگ ایرانی بسیار احترام می‌گذاشتند سلمان فارسی یکی از اصحاب پیامبر، خود ایرانی مسلمان شده‌ بود که بسیار مورد توجه پیامبر قرار داشت. از امام صادق (ع) روایت‌هایی است مبنی بر نکوداشت فرهنگ ایرانی به طور مثال فرقه اسماعیلیه در ایران پایگاه وسیعی دارد. ابوالقاسم فردوسی سراینده شاهنامه از جمله شیعه اسماعیلی بود. فرهنگ شیعه تجلی‌گر روایت ایرانی از اسلام است.
در مورد آثار خود توضیح بدهید؟
فیلسوف انگلستانی که دکترای فلسفه داشت به یکی از آثار من توجه خاصی نشان داد. کتابی که بیانگر همین نوع شیوه بومی‌نویسی بود به نام اندوختگر که انتشارات سپیده سحر منتشر کرد و مجموعه داستان است. در مقوله طنز هم تالیفاتی دارم از جمله شاهنشاه در کوچه دلگشا که در دهه هفتاد انتشارات سوره مهر به چاپ رسانید. خانه کوچک که نشر آموت چاپ کرده و ریشه در واقعیت دارد.
شما کتاب پریباد را به عنوان وصیت‌نامه ادبی‌تان معرفی کرده اید، این اثر دارای چه ویژگی هایی است؟
قصد داشتم بعد از نگارش پریباد نویسندگی را کنار بگذارم. از اوضاع و شرایط خسته شده بودم، عقیده دارم نویسنده برای نوشتن اول باید زیاد مطالعه داشته باشد. می‌خواستم کنار بگذارم، اما نتوانستم نویسنده‌ها به نوشتن معتاد می‌شوند. برای همین ترک نویسندگی بسیار سخت و دشوار است. از کتاب پریباد در حد خودش استقبال شد. مخاطبان کتاب‌های من محدود ولی همه‌شان خوب هستند. عقیده دارم باید اسطوره‌ها را به مردم جامعه شناساند و فرهنگ قدیمی را به خورد تفکرات انسان‌ها داد. پریباد شهری است که صد سال قبل در ایران نزدیک به یزد می‌شده است. تجسمی از شهرهای ایرانی است و کاملا تخیلی که ماجراهای تاریخی صد سال قبل ایران اضافه شده با قصه‌های فرهنگ مردم نوشته شده است.
چه آثاری در دست چاپ دارید؟
کتابی نوشته‌ام در مورد تحلیل افسانه‌های ایرانی بر اساس اسطوره‌های ایران باستان، چهارصد صفحه است، مجوز گرفته اما در مورد این که برای چاپ به چه ناشری بسپارم در حال حاضر تصمیمی نگرفته‌ام. یکی از افسانه‌های نوشته شده در مورد ملک جمشید است که به گشتای اوستا در این کتاب پرداخته شده است.
از بین کتاب‌هایتان به کدامیک علاقه بیشتری دارید؟
از بین کتاب‌های تالیف شده کتاب (ظلمات) از نشر افکار را بیشتر دوست دارم. به نوعی تراژدی قدیم است. ظلمات تراژدی ایرانی است به نوعی مرگ جبری با این خواسته که از مرگ، انسان‌ها به رهایی و وارستگی می‌رسند.
محمدعلی علومی در آخر با نظر به اینکه امرار معاش از طریق نوشتن در دو جزء قابلیت دارد، گفت: نوشتن هم برای دل است و کار دل هم برای امرار معاش است.
وی همچنین به عنوان درخواست از مسئولان فرهنگی کشور با لحنی طنز ادامه داد: همه چیز آرام است، من چقدر خوشحالم؟!

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment