
خرید تلفنی کتاب
66496923
88490392
09360355401
ارسال رایگان/ سراسر ایران
توضیحات بیشتر در اینجا
پخش ققنوس
فروشگاه اینترنتی شهرکتاب
فروشگاه جیحون
خانهی کتاب
آدینهبوک
بوکسایت
برگهدان
کتاب فردا
آی کتاب
علامه مشهد
تازههای نشر آموت
نشستهای نقد آموت
سیدمصطفی رضیئی (تهران امروز): «همه اسمش را «چَپول» گذاشته بودند. حتی در آن روزهایی که من دختری سیزده ساله و لاغرمردنی بودم، فکر میکردم حتماً خودش از لقبی که به او دادهاند خبر دارد، اما اهمیت نمیدهد. چشمانش آنقدر به چیزی که پیشرو داشت متمرکز بودند که نمیتوانست به ما بچهها، بچههای پابرهنه، توجه کند./ مانند کسی به نظر میرسید که شاهد رنج و مصیبتی بوده، یا خودش گرفتار آن شده و نتوانسته فراموش کند. چشمانش درشتش در آن سر بزرگ، بیشتر از چشم دیگران بیرون زده بود، انگار میخواستند از سطح صورتش بیرون بزنند. آدم را یاد کسی میانداختند که نتوانسته با سرعت کافی از خانه بیرون برود و لای در گیر کرده است.» (شروع رمان)Labels: farideh-ashrafi