
خرید تلفنی کتاب
66496923
88490392
09360355401
ارسال رایگان/ سراسر ایران
توضیحات بیشتر در اینجا
پخش ققنوس
فروشگاه اینترنتی شهرکتاب
فروشگاه جیحون
خانهی کتاب
آدینهبوک
بوکسایت
برگهدان
کتاب فردا
آی کتاب
علامه مشهد
تازههای نشر آموت
نشستهای نقد آموت
[علیرضا روشن]داستان امری نیست که لزوما برای ذائقهی مخاطب نوشته شود. مثل سوپ خرچنگ شاید. غذا است و همهي فواید و شرایط غذا را در خورد دارد اما خیلیها از شنیدن اسمش، یاد سبیلهای دراز و دستهای قیچیگونه و چشمهای قلمبیدهاش میافتند و شاید حتی عق هم میزنند. پرسش این است که آیا خرچنگ، به رغم بهرهمند بودن از هر جور ویتامین و پروتئین – که مفید هم هست - صرف اینکه سبیل دراز دارد باید از زنجیرهی غذایی حذف شود؟ آیا میشود غذایی را نچشید و انکارش کرد؟ آیا فقط قرمه سبزی غذا است و اگر در غذایی گوشت قرمه شده و سبزی معطر نبود غذا نیست؟ آیا قرمهسبزی معیار غذا بودن دیگر غذاهاست؟ در این مواقع چه میشود گفت؟ آیا صرف اینکه داستانی به ذائقه یکی خوش نیامد، دیگر داستان نیست؟ و تکلیف نویسندهای که عدهای از داستانهای او خوششان نمیآید این است که برود هر چه را که نوشته است خمیر کند و دیگر ننویسد؟ یا نه، آنچه را که منتقدها میگویند، همانها را کپی کند؟ آیا مثلا فقط همینگوی معیار است و اگر کسی از روی دست اسعدی طوسی نوشت، نسبش به دورهی ماموتها برمیگردد؟ منتقدهایی که خودشان تکراریترین حرفها را میزنند و هر جا مینشینند فاکنر و همینگوی و اینها از دهنشان نمیافتد، چطور است که داستانهایی را که این اندازه فضا و طعم و رنگ و بو و حادثه را در منظر خوانندگان و پیشاروی ادبیات امروز ایران میگذارند، کهنه و از مد افتاده تلقی میکنند؟Labels: aroos-e-beed